سایر مقالات مربوط به مصدر هَبط

تحلیل تجمیعی مصدر هَبطتحلیل ادبیات عربی مصدر هَبطتحلیل باهم آیی عطفی مصدر هَبطتحلیل لغت مصدر هَبطتحلیل باهم آیی نحوی مصدر هَبطتحلیل دسته بندی های چند لایه مصدر هَبطتحلیل مشابه یابی مصدر هَبطتحلیل جانشینی مصدر هَبطتحلیل همبستگی مصدر هَبطتحلیل پراکندگی مصدر هَبطتحلیل مقایسه ای مصدر هَبطتحلیل ضمیر مصدر هَبطتحلیل منابع مصدر هَبطتحلیل محدوده مصدر هَبطتحلیل جایگاه مصدر هَبطتحلیل علوم قرآنی مصدر هَبطتحلیل خطاب مصدر هَبطتحلیل فراز بندی سوره مصدر هَبطتحلیل مفاهیم سوره مصدر هَبط

آیات

در این بخش آیات و داده های ذیل آیات مربوط به مصدر هَبط ارائه شده است

مصدر هَبط دارای 8 آیه به قرار ذیل در قرآن میباشد

البقرة: 36

البقرة 36: فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا کانا فِیهِ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَکُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حِینٍ

ترجمه

انصاریان: پس شيطان، هر دو را از [طريق‌] آن درخت لغزانيد و آنان را از آنچه در آن بودند [چه مقام و مرتبه معنوى، و چه منزلت و جايگاه ظاهرى‌] بيرون كرد. و ما گفتيم: [اى آدم و حوا و اى ابليس!] در حالى كه دشمن يكديگريد [و تا ابد، بين شما آدميان و ابليسيان صلح و صفايى نخواهد بود، از اين جايگاه‌] فرود آييد و براى شما در زمين، قرارگاهى [براى زندگى‌] و تا مدتى معين، وسيله بهره‌ورى اندكى خواهد بود.

مکارم: پس شيطان موجب لغزش آنها از بهشت شد؛ و آنان را از آنچه در آن بودند، بيرون كرد. و (در اين هنگام) به آنها گفتيم: «همگى (به زمين) فرود آييد! در حالى كه بعضى دشمن ديگرى خواهيد بود. و براى شما در زمين، تا مدت معينى قرارگاه و وسيله بهره بردارى خواهد بود.»

احسن الحدیث: شيطان آن دو را لغزانيد و از آن نعمت كه بودند بيرونشان كرد، گفتيم: پائين رويد، شما دشمن يكديگريد و تا مدتى در زمين قرارگاه و لذت بردن داريد.

لینک به منابع

روایات ذیل آیه

این آیه دارای 23 روایت میباشد

پس شیطان موجب لغزش آنها از بهشت شد

الصّادق (علیه السلام): فَنَزَلَ عَلَیْهِ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ: یَا آدَمُ (علیه السلام)! أَ لَمْ یَخْلُقْکَ اللَّهُ بِیَدِهِ وَ نَفَخَ فِیکَ مِنْ رُوحِهِ وَ أَسْجَدَ لَکَ مَلَائِکَتَهُ؟ قَالَ: بَلَی! قَالَ: وَ أَمَرَکَ أَنْ لَا تَأْکُلَ مِنَ الشَّجَرَةِ فَلِمَ عَصَیْتَهُ؟ قَالَ: یَا جَبْرَئِیلُ! إِنَّ إِبْلِیسَ حَلَفَ لِی بِاللَّهِ أَنَّهُ لِی نَاصِحٍ وَ مَا ظَنَنْتُ أَنَّ خَلْقاً یَخْلُقُهُ اللَّهُ یَحْلِفُ بِاللَّهِ کَاذِباً.

امام صادق (علیه السلام) جبرئیل (علیه السلام) بر آدم (علیه السلام) نازل شد و فرمود: «ای آدم (علیه السلام)! آیا خداوند تو را به دست خود نیافرید و از روح خود در تو ندمید و فرشتگان خود را رو به تو به سجده در نیاورد»؟! گفت: «بله»! جبرئیل (علیه السلام) ادامه داد: «آیا خداوند تو را فرمان نداد که از آن درخت نخوری!؟ پس چرا فرمان نبردی»؟ آدم (علیه السلام) فرمود: «ای جبرئیل (علیه السلام)! شیطان به خدا سوگندخورد که خیرخواه من است و گمان نمی‌کردم موجودی که خدا او را آفریده سوگند دروغ به خدا یاد کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۶۲ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۶۱/ القمی، ج۱، ص۴۳/ نورالثقلین/ البرهان

پس شیطان موجب لغزش آنها از بهشت شد

الرّسول (صلی الله علیه و آله): لَمْ یَکُنْ فِی الْجَنَّةِ شَیْءٌ أَحْسَنَ مِنَ الْحَیَّةِ وَ الطَّاوُسِ وَ کَانَ لِلْحَیَّةِ قَوَائِمُ کَقَوَائِمِ الْبَعِیرِ فَدَخَلَ إِبْلِیسُ جَوْفَهَا فَغَرَّ آدَمَ وَ خَدَعَهُ فَغَضِبَ اللَّهُ عَلَی الْحَیَّةِ وَ أَلْقَی عَنْهَا قَوَائِمَهُمَا وَ قَالَ: جَعَلْتُ رِزْقَکِ التُّرَابَ وَ جَعَلْتُ تَمْشِینَ عَلَی بَطْنِکِ لَا رَحِمَ اللَّهُ مَنْ رَحِمَکِ وَ غَضِبَ عَلَی الطَّاوُسِ لِأَنَّهُ کَانَ دَلَّ إِبْلِیسَ عَلَی الشَّجَرَةِ فَمَسَخَ مِنْهُ صَوْتَهُ وَ رِجْلَیْهِ.

پیامبر ( در بهشت چیزی زیباتر از طاووس و مار نبود و مار مثل شتر، چهار دست‌وپا داشت. شیطان در شکم مار داخل شد و آدم (علیه السلام) را فریب داد. پس خداوند بر مار خشم نموده و پاهایش را انداخت و فرمود: «خوراک تو را خاک و راه رفتن تو را بر روی شکمت قرار دادم؛ خدا رحم نکند بر کسی که بر تو رحم کند». از طرفی نیز خدا بر طاووس خشم کرد؛ چرا که طاووس شیطان را به درخت گندم راهنمایی کرد در نتیجه خداوند صدای خوش طاووس و پاهای او را زشت گردانید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۶۲ بحارالأنوار، ج۷۴، ص۶۶

پس شیطان موجب لغزش آنها از بهشت شد

الرّسول (صلی الله علیه و آله): کَانَ إِبْلِیسُ أَوَّلَ مَنْ تَغَنَّی ... لَمَّا أَکَلَ آدَمُ (علیه السلام) مِنَ الشَّجَرَةِ تَغَنَّی.

پیامبر ( ابلیس نخستین سرودخوان بود ... هنگامی‌که آدم (علیه السلام) از درخت ممنوعه خورد او سرود خوشحالی سرداد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۶۲ البرهان/ وسایل الشیعه، ج۱۷، ص۱۳۰

پس شیطان موجب لغزش آنها از بهشت شد

الصّادق (علیه السلام): نَخِرَ اِبلِیسُ نَخِرَتَینِ حِینَ أَکَلَ آدَمُ (علیه السلام) مِنَ الشَّجَرَةِ حِینَ اهْبِطْ بِهِ مِنْ الجَنَّةِ.

امام صادق (علیه السلام) ابلیس دو مرتبه، باد در بینی خود انداخته و صدایی شبیه آواز برآورد. یکی زمانی که آدم (علیه السلام) از آن درخت خورد و دیگر زمانی که او از بهشت به زمین هبوط کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۶۴ نورالثقلین

پس شیطان موجب لغزش آنها از بهشت شد

الکاظم (علیه السلام): إِنَّ لِلَّهِ إِرَادَتَیْنِ وَ مَشِیئَتَیْنِ إِرَادَةَ حَتْمٍ وَ إِرَادَةَ عَزْمٍ یَنْهَی وَ هُوَ یَشَاءُ؟ وَ یَأْمُرُ وَ هُوَ لَا یَشَاءُ أَ وَ مَا رَأَیْتَ أَنَّهُ نَهَی آدَمَ (علیه السلام) وَ زَوْجَتَهُ أَنْ یَأْکُلَا مِنَ الشَّجَرَةِ وَ شَاءَ ذَلِکَ وَ لَوْ لَمْ یَشَأْ أَنْ یَأْکُلَا لَمَا غَلَبَتْ مَشِیئَتُهُمَا مَشِیئَةَ اللَّهِ تَعَالَی.

امام کاظم (علیه السلام) خداوند دو اراده و دو مشیّت دارد. اراده و مشیّت حتم و اراده و مشیّت عزم؛ گاهی خدا نهی می‌کند و می‌خواهد و گاهی، امر می‌کند و نمی‌خواهد؛ مگر نمی‌بینی که او آدم (علیه السلام) و همسرش حوا (سلام الله علیها) را نهی کرد که از آن درخت نخورند ولی می‌خواست که بخورند و اگر نمی‌خواست که بخورند، خواست آن دو بر خواست خدای تعالی غلبه نمی‌کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۶۴ الکافی، ج۱، ص۱۵۱/ نورالثقلین/ البرهان

پس شیطان موجب لغزش آنها از بهشت شد

الصّادق (علیه السلام): أَمَرَ اللَّهُ وَ لَمْ یَشَأْ وَ شَاءَ وَ لَمْ یَأْمُرْ أَمَرَ إِبْلِیسَ أَنْ یَسْجُدَ لآِدَمَ (علیه السلام) وَ شَاءَ أَنْ لَا یَسْجُدَ وَ لَوْ شَاءَ لَسَجَدَ وَ نَهَی آدَمَ (علیه السلام) عَنْ أَکْلِ الشَّجَرَةِ وَ شَاءَ أَنْ یَأْکُلَ مِنْهَا وَ لَوْ لَمْ یَشَأْ لَمْ یَأْکُل.

امام صادق (علیه السلام) گاهی خدا امر می‌کند و نمی‌خواهد که بشود و گاهی امر نمی‌کند امّا می‌خواهد که بشود، [به عنوان مثال] شیطان را امر کرد که به آدم (علیه السلام) سجده کند و در عین حال خواست که سجده نکند و اگر خدا می‌خواست او سجده می‌کرد. و از طرف دیگر آدم (علیه السلام) را از خوردن آن درخت نهی فرمود؛ در حالی‌که می‌خواست از آن بخورد و اگر خدا نمی‌خواست او نمی‌خورد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۶۴ نورالثقلین/ البرهان

پس شیطان موجب لغزش آنها از بهشت شد

الصّادق (علیه السلام): أَسْکَنَهُ اللَّهُ الْجَنَّةَ وَ أَتَی جَهَالَةً إِلَی الشَّجَرَةِ فَأَخْرَجَهُ ... فَجَاءَهُ إِبْلِیسُ فَقَالَ: إِنَّکُمَا إِنْ أَکَلْتُمَا مِنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ الَّتِی نَهَاکُمَا اللَّهُ عَنْهَا صِرْتُمَا مَلَکَیْنِ وَ بَقِیتُمَا فِی الْجَنَّةِ أَبَداً وَ إِنْ لَمْ تَأْکُلَا مِنْهَا أَخْرَجَکُمَا اللَّهُ مِنَ الْجَنَّةِ وَ حَلَفَ لَهُمَا أَنَّهُ لَهُمَا نَاصِح.

امام صادق (علیه السلام) هنگامی‌که خداوند آدم (علیه السلام) را در بهشت جای داد و وی از روی نادانی به‌سوی آن درخت رو کرد، خداوند او را از آنجا بیرون نمود ... شیطان به نزد آدم (علیه السلام) و حوا (سلام الله علیها) آمد و به آن‌ها گفت: «اگر از این درخت که خداوند شما را از آن بازداشته است بخورید، دو ملک خواهید شد و همیشه در بهشت خواهیدماند و اگر از آن نخورید، خداوند شما را از بهشت بیرون خواهدکرد». و [برای تأکید سخنش] سوگندخورد که او خیرخواه آنان است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۶۴ القمی، ج۱، ص۴۳/ البرهان

پس شیطان موجب لغزش آنها از بهشت شد

الحسن (علیه السلام): عَنِ الْحَسَنِ‌بْنِ‌عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ جَاءَ نَفَرٌ مِنَ الْیَهُودِ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ لَهُ: لِأَیِّ شَیْءٍ فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ الصَّوْمَ عَلَی أُمَّتِکَ بِالنَّهَارِ ثَلَاثِینَ یَوْماً وَ فَرَضَ اللَّهُ عَلَی الْأُمَمِ أَکْثَرَ مِنْ ذَلِکَ؟ فَقَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله): إِنَّ آدَمَ (علیه السلام) لَمَّا أَکَلَ مِنَ الشَّجَرَةِ بَقِیَ فِی بَطْنِهِ ثَلَاثِینَ یَوْماً فَفَرَضَ اللَّهُ عَلَی ذُرِّیَّتِهِ ثَلَاثِینَ یَوْماً الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ وَ الَّذِی یَأْکُلُونَهُ بِاللَّیْلِ تَفَضُّلٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیْهِمْ وَ کَذَلِکَ کَانَ عَلَی آدَمَ (علیه السلام).

امام حسن (علیه السلام) شخصی از پیامبر (پرسید: «به من بگو چرا خدا سی روز روزه بر امّت تو واجب کرده در حالی‌که بر امّت‌های دیگر بیشتر از این مقدار واجب کرده‌بود»؟ فرمود: «چون هنگامی‌که آدم (علیه السلام) از آن درخت خورد، [آن میوه] سی روز در شکمش باقی ماند و خدا بر فرزندان او، سی روز گرسنگی و تشنگی واجب کرد و این [استثنا] که این امّت در شب [اجازه دارند و غذا] می‌خورند از تفضّل خدا بر آنهاست آن‌چنان‌که خداوند بر آدم (علیه السلام) نیز تفضّل کرده بود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۶۴ من لایحضرالفقیه، ج۲، ص۷۴/ نورالثقلین

و آنان را از آنچه در آن بودند بیرون‌کرد

الرّسول (صلی الله علیه و آله): إِنَّمَا کَانَ لَبِثَ آدَمُ (علیه السلام) وَ حَوَّاءُ (سلام الله علیها) فِی الْجَنَّةِ حَتَّی خَرَجَ مِنْهَا سَبْعَ سَاعَاتٍ مِنْ أَیَّامِ الدُّنْیَا حَتَّی أَکَلَا مِنَ الشَّجَرَةِ.

پیامبر ( آدم (علیه السلام) و حوا (سلام الله علیها) از هنگامی‌که وارد بهشت شدند، تا زمانی که از آن درخت خورده و به آن سبب از بهشت خارج شدند، هفت ساعت به حساب روزهای دنیا در آنجا بودند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۶۴ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۲/ البرهان

و آنان را از آنچه در آن بودند بیرون‌کرد

الرّسول (صلی الله علیه و آله): وَ أَمَّا صَلَاةُ الْعَصْرِ فَهِیَ السَّاعَةُ الَّتِی أَکَلَ آدَمُ (علیه السلام) مِنَ الشَّجَرَةِ فَأَخْرَجَهُ اللَّهُ مِنَ الْجَنَّةِ وَ أَمَرَ ذُرِّیَّتَهُ بِهَذِهِ الصَّلَاةِ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ اخْتَارَهَا لِأُمَّتِی فَهِیَ أَحَبُّ الصَّلَوَاتِ إِلَی اللَّهِ وَ أَوْصَانِی رَبِّی أَنْ أَحْفَظَهَا مِنْ بَیْنِ الصَّلَوَات.

پیامبر ( [پیامبر (در توضیح نماز عصر فرمودند:] و امّا نماز عصر؛ این نماز در ساعتی است که آدم (علیه السلام) در آن ساعت از شجره‌ی ممنوعه تناول نمود و حق‌تعالی وی را از بهشت برین اخراج کرد. لذا پروردگار متعال به ذریّه او امر کرد تا روز قیامت در این ساعت نماز عصر بخوانند و این نماز را برای امّت من برگزید و این نماز محبوب‌ترین نمازها نزد خداوند عزّوجلّ است. و به من نیز سفارش کرده تا از نمازهای مختلف، [مداومت و اهمیّت] نماز عصر را حفظ کنم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۶۶ النورالثقلین/ المحاسن، ج۲، ص۳۲۲

[در این هنگام] به آنها گفتیم

العسکری (علیه السلام): قُلْنَا یَا آدَمُ (علیه السلام) وَ یَا حَوَّاءُ (سلام الله علیها) وَ یَا أَیُّهَا الْحَیَّةُ وَ یَا إِبْلِیسُ اهْبِطُوا.

امام عسکری (علیه السلام) خداوند فرمود: ای آدم (علیه السلام)! ای حوا (سلام الله علیها)! ای مار! و ای شیطان! از درگاه من هبوط کنید و [پایین بروید].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۶۶ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۹/ الإمام العسکری، ص۲۲۲/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۴۵؛ فیه: «الجنّة» بدل «الحیّة»/ البرهان

[همگی از مقام خویش] فرودآیید

الصّادق (علیه السلام): فقَالَ لَهُمَا اهْبِطَا مِنْ جِوَارِی فَلَا یُجَاوِرُنِی فِی جَنَّتِی مَنْ یَعْصِینِی فَهَبَطَا مَوْکُولَیْنَ إِلَی أَنْفُسِهِمَا فِی طَلَبِ الْمَعَاشِ.

امام صادق (علیه السلام) خداوند به آدم (علیه السلام) و حوا (سلام الله علیها) فرمود: «از کنار من فرود آیید و [دور شوید]؛ کسی که معصیت مرا نماید نباید همسایه‌ی من در بهشت باشد». آن‌ها فرود آمدند و از نظر زندگی و خوراک به خودشان واگذاشته شدند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۶۶ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۷۴

درحالی‌که دشمن یکدیگر خواهید بود

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه): بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ یَعْنِی آدَمَ (علیه السلام) وَ إِبْلِیسَ إِلی حِینٍ یَعْنِی إِلَی الْقِیَامَةِ.

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه) منظور از بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ آدم (علیه السلام) و ابلیس است و إِلی حینٍ به معنای روز قیامت می‌باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۶۶ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۶۰/ نورالثقلین و البرهان؛ فیهما: «یعنی آدم و إبلیس» محذوفٌ و فی موضعه «و لکم فی الأرض مستقرّ و متاع»

درحالی‌که دشمن یکدیگر خواهید بود

العسکری (علیه السلام): بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ آدَمُ (علیه السلام) وَ حَوَّاءُ (سلام الله علیها) وَ وُلْدُهُمَا عَدُوٌّ لِلْحَیَّةِ وَ إِبْلِیسَ وَ الْحَیَّةُ وَ أَوْلَادُهُمَا أَعْدَاؤُکُمْ.

امام عسکری (علیه السلام) آدم (علیه السلام) و حوا (سلام الله علیها) و فرزندانشان دشمن مار و شیطان هستند و در مقابل، مار و شیطان و فرزندان آن دو هم دشمن آنان خواهندبود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۶۶ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۹/ الإمام العسکری، ص۲۲۲/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۴۵/ البرهان

محلّ اقامت

العسکری (علیه السلام): مَنْزِلٌ وَ مَقَرٌّ لِلْمَعَاشِ.

امام عسکری (علیه السلام) منظور از مُسْتَقَرٌّ سرا و جایگاه زیستن است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۶۶ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۹/ الإمام العسکری، ص۲۲۲/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۴۵؛ فیه: «مستقرّ» بدل «منزل و مقرّ»/ البرهان

محلّ اقامت

العسکری (علیه السلام): مُسْتَقَرٌّ مَقَامٌ فِیهَا تَعِیشُونَ وَ تَحُثُّکُمْ لَیَالِیهَا وَ أَیَّامُهَا إِلَی السَّعْیِ لِلْآخِرَةِ فَطُوبَی لِمَنْ یَرُوضُهَا لِدَارِ الْبَقَاءِ.

امام عسکری (علیه السلام) مُسْتَقَرٌّ دنیا، جایگاهی است برای زندگی [موقّت] شما در آن، که روزها و شب‌هایش، شما را به تلاش در راه آخرت برمی‌انگیزد و خوشا به حال هرکس که از آن برای سرای جاودانی توشه بربندد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۶۶ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۹/ الإمام العسکری، ص۲۲۲؛ فیه: «تزوّد منها» بدل «یردّ منها»

محلّ اقامت

الرّسول (صلی الله علیه و آله): کَانَ إِبْلِیسُ أَوَّلَ مَنْ نَاحَ، لَمَّا اسْتَقَرَّعَلَی الْأَرْضِ نَاحَ یَذْکُرُهُ مَا فِی الْجَنَّةِ.

پیامبر ( شیطان نخستین کسی بود که نوحه سرداد؛ چون بر زمین قرارگرفت، نوحه سرداد و نعمت‌های بهشت به یاد او می‌آمد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۶۶ البرهان

وسیله‌ی بهره‌برداری

العسکری (علیه السلام): مَنْفَعَةٌ.

امام عسکری (علیه السلام) منظور از مَتاعٌ بهره و منفعت است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۶۸ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۹/ الإمام العسکری، ص۲۲۲

وسیله‌ی بهره‌برداری

العسکری (علیه السلام): لَکُمْ فِی الْأَرْضِ مَنْفَعَةٌ إِلَی حِینِ مَوْتِکُمْ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی مِنْهَا یُخْرِجُ زُرُوعَکُمْ وَ ثِمَارَکُمْ وَ بِهَا یُنَزِّهُکُمْ وَ یُنْعِمُکُمْ وَ فِیهَا أَیْضاً بِالْبَلَایَا یَمْتَحِنُکُمْ یُلَذِّذُکُمْ بِنَعِیمِ الدُّنْیَا تَارَةً لِتَذْکُرُوا نَعِیْمَ الْأُخْرَی الْخَالِصَ مِمَّا یُنَغِّصُ نَعِیْمَ الدُّنْیَا وَ یُبْطِلُهُ وَ یُزَهِّدُ فِیهِ وَ یُصَغِّرُهُ وَ یُحَقِّرُهُ وَ یَمْتَحِنُکُمْ تَارَةً بِبَلَایَا الدُّنْیَا الَّتِی قَدْ تَکُونُ فِی خِلَالِهَا الرَّحَمَاتُ وَ فِی تَضَاعِیفِهَا النِّعَمُ الَّتِی تَدْفَعُ عَنِ الْمُبْتَلَی بِهَا مَکَارِهَ لِیُحَذِّرَکُمْ بِذَلِکَ عَذَابَ الْأَبَدِ الَّذِی لَا یَشُوبُهُ عَافِیَةٌ وَ لَا یَقَعُ فِی تَضَاعِیفِهِ رَاحَةٌ وَ لَا رَحْمَة.

امام عسکری (علیه السلام) در زمین برای شما بهره‌ها و منفعت‌هایی موجود است؛ چرا که خداوند متعال کاشته‌ها و میوه‌هایتان را از آن می‌رویاند و بر روی زمین، شما را به ناز و نعمت می‌پرورد و البتّه در زمین شما را به آزمون‌هایش می‌آزماید. گاهی با نعمت‌های دنیا شما را لذّت دهد، تا نعمت‌های آخرت را به یاد آورید؛ که نعمت‌های آخرت از همه‌ی چیزهایی که نعمت‌های دنیا را مکدّر می‌کند به دور است؛ در نتیجه با به یادآوردن آن نعمت‌های حقیقی، نعمت‌های دنیا را در نزد شما باطل کرده و آن‌ها را برای شما حقیر و کوچک جلوه می‌دهد و نظرتان را از آن‌ها برمی‌گرداند. و گاهی شما را به سختی‌های دنیا که رحمت او را نیز در میان دارد می‌آزماید و به آن بلاها، نعمت‌هایی می‌افزاید که سختی را از کسی که گرفتار آن شده دفع می‌کند؛ تا بدین‌گونه شما را از عذاب جاودانی‌ای برحذر دارد که هیچ عافیتی در خود نداشته و هیچ راحت و رحمتی در آن راه ندارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۶۸ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۹/ الإمام العسکری، ص۲۲۲

تا مدّت معیّنی

الصّادق (علیه السلام): إِلی حِینٍ الْمَوْت.

امام صادق (علیه السلام) [منظور از إِلی حینٍ] هنگام مرگ است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۶۸ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۹/ الإمام العسکری، ص۲۲۲/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۴۵/ البرهان

تا مدّت معیّنی

الرّسول (صلی الله علیه و آله): عَاشَ آدَمُ أَبُوالْبَشَرِ (علیه السلام) سَبْعَمِائَةٍ وَ ثَلَاثِینَ سَنَة.

پیامبر ( آدم ابوالبشر (علیه السلام)، هفتصدوسی سال عمر کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۶۸ نورالثقلین/ الخرایج و الحرایج، ج۲، ص۹۶۴

تا مدّت معیّنی

امیرالمؤمنین (علیه السلام): فِی عُیُونِ الْأَخْبَارِ عَنْ عَلِیٍّ (علیه السلام) حَدِیثٌ طَوِیلٌ وَ فِیهِ: رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ سَأَلَهُ کَمْ کَانَ عُمُرُ آدَمَ (علیه السلام)؟ قَالَ: تِسْعُمِائَةِ سَنَةٍ وَ ثَلَاثِینَ سَنَةً.

امام علی (علیه السلام) در کتاب عیون‌الأخبار از امام علی (علیه السلام) حدیثی طولانی است که در آن آمده است: مردی از شام از ایشان سؤال کرد: «عمر آدم (علیه السلام) چند سال بود»؟ فرمود: «نهصدوسی سال».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۶۸ نورالثقلین

تا مدّت معیّنی

الصّادق (علیه السلام): وَ لَکُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلی حینٍ قَالَ اِلَی یَومِ القِیَامَةِ.

امام صادق (علیه السلام) إِلَی حِینٍ یعنی تا روز قیامت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۶۸ البرهان

اسباب نزول

اسباب نزولی ذیل این آیه ثبت نشده است.

ضمیر و مرجع ضمیر

در آیه 36 سوره البقرة تعداد 10 ضمیر قرار دارد که 1 مورد آن بدون مرجع میباشد. ضمائر و مراجع آن به قرار ذیل میباشد:

فَأَزَلَّهُمَا (آدَمُ; زَوْجُ) الشَّيْطانُ عَنْها (الْجَنَّةَ) فَأَخْرَجَهُما (الشَّیْطانُ) (آدَمُ; زَوْجُ) مِمَّا كانا (آدَمُ; زَوْجُ) فِيهِ (ما) وَ قُلْنَا (نَا)(خدا) اهْبِطُوا (آدَمُ; زَوْجُ; الشَّیْطانُ) بَعْضُكُمْ (آدَمُ; زَوْجُ; الشَّیْطانُ) لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ (آدَمُ; زَوْجُ; الشَّیْطانُ) فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِليٰ حِينٍ

خطاب آیه

آیه 36 سوره البقرة در خطاب سطح1 دارای 1 خطاب میباشد: نَحنُ(خدا) به اَنتَ(پیامبر)

این آیه در خطاب سطح2 دارای 1 خطاب میباشد: نَحنُ(خدا) به اَنتُم(آدم;زوج;شَیطان)

این آیه دارای خطاب سطح3 نمی باشد.

این آیه دارای خطاب سطح4 نمی باشد.

کلمهمتکلم1مخاطب1متکلم2مخاطب2متکلم3مخاطب3متکلم4مخاطب4
فَأَزَلَّهُمَانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)
الشَّيْطانُنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)
عَنْهانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)
فَأَخْرَجَهُمانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)
مِمَّانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)
كانانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)
فِيهِنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)
وَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)
قُلْنَانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)
اهْبِطُوانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج;شَیطان)
بَعْضُكُمْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج;شَیطان)
لِبَعْضٍنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج;شَیطان)
عَدُوٌّنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج;شَیطان)
وَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج;شَیطان)
لَكُمْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج;شَیطان)
فِينَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج;شَیطان)
الْأَرْضِنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج;شَیطان)
مُسْتَقَرٌّنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج;شَیطان)
وَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج;شَیطان)
مَتاعٌنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج;شَیطان)
إِليٰنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج;شَیطان)
حِينٍنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج;شَیطان)

موضوعات در آیه

جهت نمایش موضوعات ذیل این آیه، کلیک کنید

البقرة: 38

البقرة 38: قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِیعاً فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدایَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ

ترجمه

انصاریان: گفتيم: همگى از آن [مرتبه و مقام‌] فرود آييد؛ چنانچه از سوى من هدايتى براى شما آمد، پس كسانى كه از هدايتم پيروى كنند نه ترسى بر آنان است و نه اندوهگين شوند.

مکارم: گفتيم: «همگى از آن، فرود آييد! هر گاه هدايتى از طرف من براى شما آمد، كسانى كه از آن پيروى كنند، نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگين شوند.»

احسن الحدیث: گفتيم: همگى پائين رويد، اگر بعدا هدايتى از من به سوى شما آمد هر كه از آن پيروى كند ترسى بر آنها نيست و محزون نمى‌شوند.

لینک به منابع

روایات ذیل آیه

این آیه دارای 15 روایت میباشد

همگی از آن، فرودآیید

العسکری (علیه السلام): قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِیعاً کَانَ أَمَرَ فِی الْأَوَّلِ أَنْ یَهْبِطَا وَ فِی الثَّانِی أَمَرَهُمْ أَنْ یَهْبِطُوا جَمِیعاً لَا یَتَقَدَّمْ أَحَدُهُمُ الْآخَرَ وَ الْهُبُوطُ إِنَّمَا هُوَ هُبُوطُ آدَمَ (علیه السلام) وَ حَوَّاءَ (سلام الله علیها) مِنَ الْجَنَّةِ وَ هُبُوطُ الْحَیَّةِ أَیْضاً مِنْهَا فَإِنَّهَا کَانَتْ مِنْ أَحْسَنِ دَوَابِّهَا وَ هُبُوطُ إِبْلِیسَ مِنْ حَوَالَیْهَا فَإِنَّهُ کَانَ مُحَرَّماً عَلَیْهِ دُخُولُ الْجَنَّةِ.

امام عسکری (علیه السلام) اوّل بار، خداوند فرمان داد که فقط آدم (علیه السلام) و حوا (سلام الله علیها) هبوط‌کرده و پایین روند و سپس امر فرمود که همگی پایین روند و هیچ‌یک از دیگری پیشی نگیرد. فرودآمدن از بهشت، این‌گونه بود که اوّل آدم (علیه السلام) و حوا (سلام الله علیها) فرودآمدند و مار که از زیباترین حیوانات بهشت بود نیز، از آنجا فرودآمد و چون ورود به بهشت بر شیطان حرام شده‌بود، او نیز از اطراف بهشت هبوط کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۸۲ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۹/ الإمام العسکری، ص۲۲۴/ البرهان

همگی از آن، فرودآیید

امیرالمؤمنین (علیه السلام): فَأَهْبَطَهُ بَعْدَ التَّوْبَةِ لِیَعْمُرَ أَرْضَهُ بِنَسْلِهِ وَ لِیُقِیمَ الْحُجَّةَ بِهِ عَلَی عِبَادِه.

امام علی (علیه السلام) خداوند پس از آنکه آدم (علیه السلام) توبه کرد، او را فرودآورد تا با فرزندان خود زمین او را آبادان سازند و از جانب خدا بر بندگانش حجّتی باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۸۲ النورالثقلین/ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۱۱۲

همگی از آن، فرودآیید

امیرالمؤمنین (علیه السلام): ثُمَّ أَسْکَنَ آدَمَ (علیه السلام) دَاراً أَرْغَدَ فِیهَا عِیشَتَهُ {عَیْشَهُ} وَ آمَنَ فِیهَا مَحَلَّتَهُ وَ حَذَّرَهُ إِبْلِیسَ وَ عَدَاوَتَهُ فَاغْتَرَّهُ عَدُوُّهُ نَفَاسَةً عَلَیْهِ بِدَارِ الْمُقَامِ وَ مُرَافَقَةِ الْأَبْرَارِ فَبَاعَ الْیَقِینَ بِشَکِّهِ وَ الْعَزِیمَةَ بِوَهْنِهِ وَ اسْتَبْدَلَ بِالْجَذَلِ وَجَلًا وَ بِالاعْتِزَازِ {بِالاغْتِرَارِ} نَدَماً ثُمَّ بَسَطَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لَهُ فِی تَوْبَتِهِ وَ لَقَّاهُ کَلِمَةَ رَحْمَتِهِ وَ وَعَدَهُ الْمَرَدَّ إِلَی جَنَّتِهِ فَأَهْبَطَهُ إِلَی دَارِ الْبَلِیَّةِ وَ تَنَاسُلِ الذُّرِّیَّةِ.

امام علی (علیه السلام) آنگاه خدای سبحان، آدم (علیه السلام) را در زندگی گشاده و در سایه‌سار آرام و امن بهشت اقامت‌داد و از ابلیس و دشمنی‌های وی برحذرداشت. امّا ابلیس در جاودانگی آدم در بهشت و انس او با بهشتیان، حسد ورزیده و رشک برد و از درِ نیرنگ، به دشمنی با او برخاست و یقین او را خرید و به او شک و تردید فروخت و اراده‌ی آهنین او را به سستی تبدیل کرد و آرامش ایمان او را به وحشت مجازات تبدیل و با فریب، او را دچار شرمندگی ساخت. خداوند متعال بر درماندگی آدم (علیه السلام) رحمت آورد و راه توبه را بر او گشود و کلمات رحمت را بر جانش القا کرد و او را وعده‌ی بازگشت به بهشت داده و به دنیای بلا، ابتلا، تناسل و توسعه‌ی نسل فروفرستاد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۸۲ نورالثقلین/ شرح نهج البلاغه ، ج۱، ص۱۰۲

همگی از آن، فرودآیید

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه): فَهَبَطَ آدَمُ (علیه السلام) عَلَی الصَّفَا وَ إِنَّمَا سُمِّیَتِ الصَّفَا لِأَنَّ صَفْوَةَ اللَّهِ نَزَلَ عَلَیْهَا وَ نَزَلَتْ حَوَّاءُ عَلَی الْمَرْوَةِ وَ إِنَّمَا سُمِّیَتِ الْمَرْوَةَ لِأَنَّ الْمَرْأَةَ نَزَلَتْ عَلَیْهَا فَبَقِیَ آدَمُ (علیه السلام) أَرْبَعِینَ صَبَاحاً سَاجِداً یَبْکِی عَلَی الْجَنَّةِ.

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه) آدم (علیه السلام) بر کوه صفا هبوط کرد و [آن کوه] از آن جهت «صفا» نامیده‌شد که برگزیده‌ی خداوند بر آن فرودآمد. حوا (سلام الله علیها) نیز بر کوه «مروه» فرود آمد و از آن جهت آن کوه «مروه» نامیده شد که یک زن بر آن فرودآمد. پس آدم چهل صبح سجده‌کنان در فراغ بهشت می‌گریست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۸۲ بحارالأنوار، ج۱۱، ص ۱۵۴/ بحارالأنوار، ج۷۴، ص۳۲۶/ شرح نهج البلاغه، ج۷، ص۳/ نهج البلاغه، ص۱۳۱

همگی از آن، فرودآیید

الصّادق (علیه السلام): فَلَمَّا هَبَطَ آدَمُ (علیه السلام) إِلَی الْأَرْضِ هَبَطَ عَلَی الصَّفَا وَ لِذَلِکَ اشْتَقَ اللَّهُ لَهُ اسْماً مِنِ اسْمِ آدَمَ (علیه السلام) لِقَوْلِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ (علیه السلام) وَ نَزَلَتْ حَوَّاءُ (سلام الله علیها) عَلَی الْمَرْوَةِ فَاشْتَقَّ لَهُ اسْماً مِنِ اسْمِ الْمَرْأَة.

امام صادق (علیه السلام) زمانی‌که آدم (علیه السلام) به‌سوی زمین هبوط‌کرد، بر کوه «صفا» فرود آمد. از این روی خداوند برای آن کوه نامی برگرفته از نام آدم (علیه السلام) انتخاب کرده است. چنانکه خداوند می‌فرماید: إِنَّ اللهَ اصْطَفی آدَم، حوا (سلام الله علیها) نیز بر مروه فرودآمد و از آن جهت، خداوند برای آن کوه، نامی برگرفته از نام زن (امرأة) قرارداد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۸۲ البرهان/ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۶۳

همگی از آن، فرودآیید

الصّادق (علیه السلام): أُهْبِطَ آدَمُ (علیه السلام) مِنَ الْجَنَّةِ عَلَی الصَّفَا، وَ حَوَّاءُ (سلام الله علیها) عَلَی الْمَرْوَةً.

امام صادق (علیه السلام) حضرت آدم (علیه السلام) از بهشت، به کوه صفا و حوا (سلام الله علیها) به کوه مروه هبوط داده‌شدند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۸۲ نورالثقلین/ الکافی، ج۶، ص۵۱۳

همگی از آن، فرودآیید

الرّسول (صلی الله علیه و آله): حَتَّی أَکَلَا مِنَ الشَّجَرَةِ فَأَهْبَطَهُمَا اللَّهُ إِلَی الْأَرْضِ مِنْ یَوْمِهِمَا ذَلِکَ ... قَالَ اللَّهُ: یَا آدَمُ (علیه السلام)! اهْبِطْ أَنْتَ وَ زَوْجُکَ إِلَی الْأَرْضِ فَإِذَا أَصْلَحْتُمَا أَصْلَحْتُکُمَا وَ إِنْ عَمِلْتُمَا لِی قَوَّیْتُکُمَا وَ إِنْ تَعَرَّضْتُمَا لِرِضَایَ تَسَارَعْتُ إِلَی رِضَاکُمَا وَ إِنْ خِفْتُمَا مِنِّی آمَنْتُکُمَا مِنْ سَخَطِی. قَالَ: فَبَکَیَا عِنْدَ ذَلِکَ وَ قَالَا: رَبَّنَا! فَأَعِنَّا عَلَی صَلَاحِ أَنْفُسِنَا وَ عَلَی‌الْعَمَلِ بِمَا یُرْضِیکَ عَنَّا. قَالَ اللَّهُ لَهُمَا: إِذَا عَمِلْتُمَا سُوءاً فَتُوبَا إِلَیَّ مِنْهُ أَتُبْ عَلَیْکُمَا وَ أَنَا اللهُ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ. قَالَ: فَأَهْبِطْنَا بِرَحْمَتِکَ إِلَی أَحَبِّ الْبِقَاعِ إِلَیْکَ. قَالَ: فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَی جَبْرَئِیلَ أَنْ أَهْبِطْهُمَا إِلَی الْبَلْدَةِ الْمُبَارَکَةِ مَکَّةَ. قَالَ: فَهَبَطَ بِهِمَا جَبْرَئِیلُ فَأَلْقَی آدَمَ (علیه السلام) عَلَی الصَّفَا وَ أَلْقَی حَوَّاءَ عَلَی الْمَرْوَةِ. قَالَ: فَلَمَّا أُلْقِیَا قَامَا عَلَی أَرْجُلِهِمَا وَ رَفَعَا رُءُوسَهُمَا إِلَی السَّمَاءِ وَ ضَجَّا بِأَصْوَاتِهِمَا بِالْبُکَاءِ إِلَی اللَّهِ تَعَالَی وَ خَضَعَا بِأَعْنَاقِهِمَا. قَالَ: فَهَتَفَ اللَّهُ بِهِمَا مَا یُبْکِیکُمَا بَعْدَ رِضَایَ عَنْکُمَا؟ قَالَ: فَقَالَا: رَبَّنَا! أَبْکَتْنَا خَطِیئَتُنَا وَ هِیَ أَخْرَجَتْنَا عَنْ جِوَارِ رَبِّنَا وَ قَدْ خَفِیَ عَنَّا تَقْدِیسُ مَلَائِکَتِکَ لَکَ رَبَّنَا وَ بَدَتْ لَنَا عَوْرَاتُنَا وَ اضْطَرَّنَا ذَنْبُنَا إِلَی حَرْثِ الدُّنْیَا وَ مَطْعَمِهَا وَ مَشْرَبِهَا وَ دَخَلَتْنَا وَحْشَةٌ شَدِیدَةٌ لِتَفْرِیقِکَ بَیْنَنَا. قَالَ: فَرَحِمَهُمَا الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ عِنْدَ ذَلِکَ وَ أَوْحَی إِلَی جَبْرَئِیلَ (علیه السلام) أَنَا اللَّهُ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ وَ أَنِّی قَدْ رَحِمْتُ آدَمَ (علیه السلام) وَ حَوَّاءَ (سلام الله علیها) لِمَا شَکَیَا إِلَیَّ فَاهْبِطْ عَلَیْهِمَا بِخَیْمَةٍ مِنْ خِیَامِ الْجَنَّةِ وَ عَزِّهِمَا عَنِّی بِفِرَاقِ الْجَنَّةِ وَ اجْمَعْ بَیْنَهُمَا فِی الْخَیْمَةِ فَإِنِّی قَدْ رَحِمْتُهُمَا لِبُکَائِهِمَا وَ وَحْشَتِهِمَا وَ وَحْدَتِهِمَا وَ انْصِبْ لَهُمَا الْخَیْمَةَ عَلَی التُّرْعَةِ الَّتِی بَیْنَ جِبَالِ مَکَّةَ. قَالَ: وَ التُّرْعَةُ مَکَانُ الْبَیْتِ وَ قَوَاعِدِهِ الَّتِی رَفَعَتْهَا الْمَلَائِکَةُ قَبْلَ ذَلِکَ فَهَبَطَ جَبْرَئِیلُ عَلَی آدَمَ (علیه السلام) بِالْخَیْمَةِ عَلَی مِقْدَارِ أَرْکَانِ الْبَیْتِ وَ قَوَاعِدِهِ فَنَصَبَهَا. قَالَ: وَ أَنْزَلَ جَبْرَئِیلُ آدَمَ (علیه السلام) مِنَ الصَّفَا وَ أَنْزَلَ حَوَّاءَ مِنَ الْمَرْوَةِ وَ جَمَعَ بَیْنَهُمَا فِی الْخَیْمَةِ. قَالَ: وَ کَانَ عَمُودُ الْخَیْمَةِ قَضِیبَ یَاقُوتٍ أَحْمَرَ فَأَضَاءَ نُورُهُ وَ ضَوْؤُهُ جِبَالَ مَکَّةَ وَ مَا حَوْلَهَا. قَالَ: وَ امْتَدَّ ضَوْءُ الْعَمُودِ فَجَعَلَهُ اللَّهُ حَرَماً فَهُوَ مَوَاضِعُ الْحَرَمِ الْیَوْمَ کُلُّ نَاحِیَةٍ مِنْ حَیْثُ بَلَغَ ضَوْءُ الْعَمُودِ فَجَعَلَهُ اللَّهُ حَرَماً لِحُرْمَةِ الْخَیْمَةِ وَ الْعَمُودِ لِأَنَّهُمَا مِنَ الْجَنَّةِ. قَالَ: وَ لِذَلِکَ جَعَلَ اللَّهُ الْحَسَنَاتِ فِی الْحَرَمِ مُضَاعَفَةً وَ السَّیِّئَاتِ فِیهِ مُضَاعَفَةً. قَالَ: وَ مُدَّتْ أَطْنَابُ الْخَیْمَةِ حَوْلَهَا فَمُنْتَهَی أَوْتَادِهَا مَا حَوْلَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ. قَالَ: وَ کَانَتْ أَوْتَادُهَا مِنْ غُصُونِ الْجَنَّةِ وَ أَطْنَابُهَا مِنْ ظَفَائِرِ الْأُرْجُوَانِ. قَالَ: فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَی جَبْرَئِیلَ أَهْبِطْ عَلَی الْخَیْمَةِ سَبْعِینَ أَلْفَ مَلَکٍ یَحْرُسُونَهَا مِنْ مَرَدَةِ الْجِنِّ وَ یُؤْنِسُونَ آدَمَ (علیه السلام) وَ حَوَّاءَ (سلام الله علیها) وَ یَطُوفُونَ حَوْلَ الْخَیْمَةِ تَعْظِیماً لِلْبَیْتِ وَ الْخَیْمَةِ. قَالَ: فَهَبَطَتِ الْمَلَائِکَةُ فَکَانُوا بِحَضْرَةِ الْخَیْمَةِ یَحْرُسُونَهَا مِنْ مَرَدَةِ الشَّیَاطِینِ وَ الْعُتَاةِ وَ یَطُوفُونَ حَوْلَ أَرْکَانِ الْبَیْتِ وَ الْخَیْمَةِ کُلَّ یَوْمٍ وَ لَیْلَةٍ کَمَا کَانُوا یَطُوفُونَ فِی السَّمَاءِ حَوْلَ الْبَیْتِ الْمَعْمُورِ. قَالَ: وَ أَرْکَانُ الْبَیْتِ الْحَرَامِ فِی الْأَرْضِ حِیَالَ الْبَیْتِ الْمَعْمُورِ الَّذِی فِی السَّمَاءِ. قَالَ: ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ أَوْحَی إِلَی جَبْرَئِیلَ بَعْدَ ذَلِکَ أَنِ اهْبِطْ إِلَی آدَمَ (علیه السلام) وَ حَوَّاءَ (سلام الله علیها) فَنَحِّهِمَا عَنْ مَوَاضِعِ قَوَاعِدِ بَیْتِی فَإِنِّی أُرِیدُ أَنْ أَهْبِطَ فِی ظِلَالٍ مِنْ مَلَائِکَتِی إِلَی أَرْضِی فَأَرْفَعَ أَرْکَانَ بَیْتِی لِمَلَائِکَتِی وَ لِخَلْقِی مِنْ وُلْدِ آدَمَ (علیه السلام). قَالَ: فَهَبَطَ جَبْرَئِیلُ عَلَی آدَمَ (علیه السلام) وَ حَوَّاءَ فَأَخْرَجَهُمَا مِنَ الْخَیْمَةِ وَ نَحَّاهُمَا عَنْ تُرْعَةِ الْبَیْتِ الْحَرَامِ وَ نَحَّی الْخَیْمَةَ عَنْ مَوْضِعِ التُّرْعَةِ. قَالَ: وَ وَضَعَ آدَمَ (علیه السلام) عَلَی الصَّفَا وَ وَضَعَ حَوَّاءَ (سلام الله علیها) عَلَی الْمَرْوَةِ وَ رَفَعَ الْخَیْمَةَ إِلَی السَّمَاءِ. فَقَالَ آدَمُ (علیه السلام) وَ حَوَّاءُ (سلام الله علیها) یَا جَبْرَئِیلُ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ حَوَّلْتَنَا وَ فَرَّقْتَ بَیْنَنَا أَمْ بِرِضًی تَقْدِیراً مِنَ اللَّهِ عَلَیْنَا. فَقَالَ لَهُمَا: لَمْ یَکُنْ ذَلِکَ سَخَطاً مِنَ اللَّهِ عَلَیْکُمَا وَ لَکِنَّ اللَّهَ لا یُسْئَلُ عَمَّا یَفْعَلُ یَا آدَمُ (علیه السلام)! إِنَّ السَّبْعِینَ أَلْفَ مَلَکٍ الَّذِینَ أَنْزَلَهُمُ اللَّهُ إِلَی الْأَرْضِ لِیُؤْنِسُوکَ وَ یَطُوفُونَ {یَطُوفُوا} حَوْلَ أَرْکَانِ الْبَیْتِ وَ الْخَیْمَةِ سَأَلُوا اللَّهَ أَنْ یَبْنِیَ لَهُمْ مَکَانَ الْخَیْمَةِ بَیْتاً عَلَی مَوْضِعِ التُّرْعَةِ الْمُبَارَکَةِ حِیَالَ الْبَیْتِ الْمَعْمُورِ فَیَطُوفُونَ حَوْلَهُ کَمَا کَانُوا یَطُوفُونَ فِی السَّمَاءِ حَوْلَ الْبَیْتِ الْمَعْمُورِ فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیَّ أَنْ أُنَحِّیَکَ وَ حَوَّاءَ (سلام الله علیها) وَ أَرْفَعَ الْخَیْمَةَ إِلَی السَّمَاءِ. فَقَالَ آدَمُ (علیه السلام): رَضِینَا بِتَقْدِیرِ اللَّهِ وَ نَافِذِ أَمْرِهِ فِینَا فَکَانَ آدَمُ (علیه السلام) عَلَی الصَّفَا وَ حَوَّاءُ (سلام الله علیها) عَلَی الْمَرْوَةِ. قَالَ: فَدَخَلَ آدَمَ (علیه السلام): لِفِرَاقِ حَوَّاءَ وَحْشَةٌ شَدِیدَةٌ وَ حُزْنٌ. قَالَ: فَهَبَطَ مِنَ الصَّفَا یُرِیدُ الْمَرْوَةَ شَوْقاً إِلَی حَوَّاءَ وَ لِیُسَلِّمَ عَلَیْهَا وَ کَانَ فِیمَا بَیْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ وَادٍ وَ کَانَ آدَمُ (علیه السلام) یَرَی الْمَرْوَةَ مِنْ فَوْقِ الصَّفَا فَلَمَّا انْتَهَی إِلَی مَوْضِعِ الْوَادِی غَابَتْ عَنْهُ الْمَرْوَةُ فَسَعَی فِی الْوَادِی حَذَراً لِمَا لَمْ یَرَ الْمَرْوَةَ مَخَافَةَ أَنْ یَکُونَ قَدْ ضَلَّ عَنْ طَرِیقِهِ فَلَمَّا أَنْ جَازَ الْوَادِیَ وَ ارْتَفَعَ عَنْهُ نَظَرَ إِلَی الْمَرْوَةِ فَمَشَی حَتَّی انْتَهَی إِلَی الْمَرْوَةِ فَصَعِدَ عَلَیْهَا فَسَلَّمَ عَلَی حَوَّاءَ ثُمَّ أَقْبَلَا بِوَجْهِهِمَا نَحْوَ مَوْضِعِ التُّرْعَةِ یَنْظُرَانِ هَلْ رُفِعَ قَوَاعِدُ الْبَیْتِ وَ یَسْأَلَانِ اللَّهَ أَنْ یَرُدَّهُمَا إِلَی مَکَانِهِمَا حَتَّی هَبَطَ مِنَ الْمَرْوَةِ فَرَجَعَ إِلَی الصَّفَا فَقَامَ عَلَیْهِ وَ أَقْبَلَ بِوَجْهِهِ نَحْوَ مَوْضِعِ التُّرْعَةِ فَدَعَا اللَّهَ ثُمَّ إِنَّهُ اشْتَاقَ إِلَی حَوَّاءَ فَهَبَطَ مِنَ الصَّفَا یُرِیدُ الْمَرْوَةَ فَفَعَلَ مِثْلَ مَا فَعَلَهُ فِی الْمَرَّةِ الْأُولَی ثُمَّ رَجَعَ إِلَی الصَّفَا فَفَعَلَ عَلَیْهِ مِثْلَ مَا فَعَلَ فِی الْمَرَّةِ الْأُولَی ثُمَّ إِنَّهُ هَبَطَ مِنَ الصَّفَا إِلَی الْمَرْوَةِ فَفَعَلَ مِثْلَ مَا فَعَلَ فِی الْمَرَّتَیْنِ الْأُولَیَیْنِ ثُمَّ رَجَعَ إِلَی الصَّفَا فَقَامَ عَلَیْهِ وَ دَعَا اللَّهَ أَنْ یَجْمَعَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ زَوْجَتِهِ حَوَّاءَ. قَالَ: فَکَانَ ذَهَابُ آدَمَ (علیه السلام) مِنَ الصَّفَا إِلَی الْمَرْوَةِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ رُجُوعُهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فَذَلِکَ سِتَّةُ أَشْوَاطٍ فَلَمَّا أَنْ دَعَیَا اللَّهَ وَ بَکَیَا إِلَیْهِ وَ سَأَلَاهُ أَنْ یَجْمَعَ بَیْنَهُمَا اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُمَا مِنْ سَاعَتِهِمَا مِنْ یَوْمِهِمَا ذَلِکَ مَعَ زَوَالِ الشَّمْسِ فَأَتَاهُ جَبْرَئِیلُ (علیه السلام) وَ هُوَ عَلَی الصَّفَا وَاقِفٌ یَدْعُو اللَّهَ مُقْبِلًا بِوَجْهِهِ نَحْوَ التُّرْعَةِ فَقَالَ لَهُ جَبْرَئِیلُ: انْزِلْ یَا آدَمُ (علیه السلام)! مِنَ الصَّفَا فَالْحَقْ بِحَوَّاءَ (سلام الله علیها) فَنَزَلَ آدَمُ (علیه السلام) مِنَ الصَّفَا إِلَی الْمَرْوَةِ فَفَعَلَ مِثْلَ مَا فَعَلَ فِی الثَّلَاثِ الْمَرَّاتِ حَتَّی انْتَهَی إِلَی الْمَرْوَةِ فَصَعِدَ عَلَیْهَا وَ أَخْبَرَ حَوَّاءَ (سلام الله علیها) بِمَا أَخْبَرَهُ جَبْرَئِیلُ (علیه السلام) فَفَرِحَا بِذَلِکَ فَرَحاً شَدِیداً وَ حَمِدَا اللَّهَ وَ شَکَرَاهُ فَلِذَلِکَ جَرَتِ السُّنَّةُ بِالسَّعْیِ بَیْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ وَ لِذَلِکَ قَالَ اللَّهُ إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما قَالَ ثُمَّ إِنَّ جَبْرَئِیلَ (علیه السلام) أَتَاهُمَا فَأَنْزَلَهُمَا مِنَ الْمَرْوَةِ وَ أَخْبَرَهُمَا أَنَّ الْجَبَّارَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قَدْ هَبَطَ إِلَی الْأَرْضِ فَرَفَعَ قَوَاعِدَ الْبَیْتِ الْحَرَامِ بِحَجَرٍ مِنَ الصَّفَا وَ حَجَرٍ مِنَ الْمَرْوَةِ وَ حَجَرٍ مِنْ طُورِ سَیْنَاءَ وَ حَجَرٍ مِنْ جَبَلِ السَّلَامِ وَ هُوَ ظَهْرُ الْکُوفَةِ فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَی جَبْرَئِیلَ أَنِ ابْنِهِ وَ أَتِمَّهُ قَالَ: فَاقْتَلَعَ جَبْرَئِیلُ (علیه السلام) الْأَحْجَارَ الْأَرْبَعَةَ بِأَمْرِ اللَّهِ مِنْ مَوَاضِعِهِنَّ بِجَنَاحَیْهِ فَوَضَعَهُمَا حَیْثُ أَمَرَهُ اللَّهُ فِی أَرْکَانِ الْبَیْتِ عَلَی قَوَاعِدِهِ الَّتِی قَدَّرَهَا الْجَبَّارُ وَ نَصَبَ أَعْلَامَهَا ثُمَّ أَوْحَی اللَّهُ إِلَی جَبْرَئِیلَ (علیه السلام) أَنِ ابْنِهِ وَ أَتْمِمْهُ بِحِجَارَةٍ مِنْ أَبِی قُبَیْسٍ وَ اجْعَلْ لَهُ بَابَیْنِ بَابَ شَرْقیٍّ وَ بَابَ غَرْبِیٍّ قَالَ: فَأَتَمَّهُ جَبْرَئِیلُ فَلَمَّا انْفَرَغَ مِنْهُ طَافَتِ الْمَلَائِکَةُ حَوْلَهُ فَلَمَّا نَظَرَ آدَمُ (علیه السلام) وَ حَوَّاءُ (سلام الله علیها) إِلَی الْمَلَائِکَةِ یَطُوفُونَ حَوْلَ الْبَیْتِ انْطَلَقَا فَطَافَا بِالْبَیْتِ سَبْعَةَ أَشْوَاطٍ ثُمَّ خَرَجَا یَطْلُبَانِ مَا یَأْکُلَانِ وَ ذَلِکَ مِنْ یَوْمِهِمَا الَّذِی هَبَطَ بِهِمَا فِیهِ.

پیامبر ( هر دو از آن درخت خوردند. پس خداوند از آن روز هر دو را به زمین فرودآورد ... خداوند فرمود: «ای آدم (علیه السلام)! تو وهمسرت به زمین فرودآیید پس اگر کارتان را اصلاح کنید، من شما را اصلاح می‌کنم؛ اگر برای من کار کنید، به شما نیرو و توان می‌دهم و چنانچه هدفتان کسب رضای من باشد به سرعت از شما راضی می‌شوم و اگر از من بیم داشته‌باشید، شما را از عذابم، ایمن می‌گردانم». پس آنگاه هر دو گریستند و گفتند: پروردگارا! برای اصلاح نفسمان وبرای انجام آنچه مورد رضایت تو است، ما را یاری رسان. خداوند به آن‌ها فرمود: اگر مرتکب عمل زشتی شدید، پس از آن عمل به‌سوی من توبه کنید که من به شما روی‌می‌آورم و منِ خداوند توبه‌پذیر ومهربان هستم. آدم (علیه السلام) گفت: پس ما را به سرزمینی که نزد تو دوست داشتنی‌تر است، نازل کن. خداوند به جبرئیل (علیه السلام) وحی کرد، آن دو را در سرزمین با برکت مکّه پایین ببر. جبرائیل (علیه السلام) آن‌ها را پایین آورد و آدم (علیه السلام) را بر صفا و حوا (سلام الله علیها) را بر مروه گذاشت. فرمود: پس از آنکه افتادند، هر دو بر روی پاهایشان برخاستند و سرهایشان را به‌سوی آسمان بلند کردند و با صدای بلند، خاضعانه به درگاه خداوند ضجّه وگریه کردند. خداوند به آن‌ها فرمود: چه چیزی باعث گریستن شما شد پس از آنکه از شما راضی شدم؟ آن دو پاسخ دادند: آن خطاهایی که سبب بیرون‌راندن ما از جوار پروردگارمان شد ما را به گریستن واداشت، درحالی‌که [همجواری با ملائکه و دیدن] تقدیس فرشتگانت، بر ما پوشیده و پنهان گشت و عورات ما نمایان شد وگناهمان، ما را به نعمت‌های دنیا، طعام‌ها و نوشیدنی‌هایش محتاج‌کرد و به جهت جدایی از تو، ترس شدیدی بر ما رسید. پس در آن وقت، خداوند رحمان و رحیم بر آن دو ترحّم کرده و به جبرئیل (علیه السلام) وحی نمود: من خداوند رحمان و رحیم هستم و بر آدم (علیه السلام) وحوا (سلام الله علیها) به خاطر شکوه‌ای که نزد من کردند، رحم می‌کنم، پس با یکی از خیمه‌های بهشت، به‌سوی ایشان پایین برو و از جانب من آن دو را که جدایی از بهشت برایشان گران آمده، تسلّی خاطر بده و هر دو را در خیمه جمع کن. پس به‌درستی‌که من به سبب گریه، ترس و تنهایی‌شان بر آن‌ها رحم کردم و خیمه را در درّه‌ای که مابین کوه‌های مکّه قراردارد، برپا کن. امام علی (علیه السلام) فرمود: آن درّه، جای خانه‌ی کعبه بود و قبل از هبوط، فرشتگان پایه‌هایش را بالا برده‌بودند. پس جبرئیل (علیه السلام) با آن خیمه که به اندازه‌ی رکن و ستون‌های کعبه بود به نزد آدم (علیه السلام) فرودآمد و آن را برپا کرد. جبرئیل (علیه السلام)، آدم (علیه السلام) را از صفا و حوا (سلام الله علیها) را از مروه پایین آورد و هر دو را در خیمه جمع کرد. در حالی‌که ستون خیمه، شاخه‌ای یاقوت سرخ بود و نور و روشنایی آن، کوه‌های مکّه و اطرافش را روشن نمود. ستون‌های نور گسترده‌شد و خداوند آن را [محدوده‌ی] حرم قرارداد؛ به این صورت که تمام آن جاهایی که نور ستون بدان رسید، مکان‌های حرم و حدود آن قرارگرفتند. پس خداوند آن را به خاطر حرمت آن خیمه و ستونش حرم قرارداد زیرا که آن دو از بهشت بودند. امام (علیه السلام) فرمود: و از آن روی، خداوند کارهای نیک واعمال زشت را در حرم دو برابر [محاسبه] می‌کند سرانجام طنابهای خیمه در اطراف آن گسترده‌شدند و میخ‌های آن به اطراف مسجدالحرام منتهی شد. در حالی‌که میخ‌های آن از شاخه‌های درختان بهشت و طناب‌های آن از ناخنک‌های (شاخه‌های باریک) درخت ارغوان بود. خداوند به جبرئیل (علیه السلام) وحی نمود هفتادهزار فرشته را برای حراست خیمه از گزند جنیان سرکش، مانوس شدن با آدم وحواء (علیها السلام) و طواف به دور خیمه برای تعظیم خانه کعبه و خیمه به پایین بفرستد. پس ملائکه کنار خیمه فرودآمدند و آن را از نفوذ شیاطین و سرکشان حفظ می‌کردند و هر روز و هر شب بر گِرد کعبه وخیمه همانند وقتی که در آسمان بر گرد بیت‌المعمور طواف می‌کردند، می‌گشتند. امام (علیه السلام) فرمود: پایه‌های بیت‌الله‌الحرام در زمین، روبه‌روی بیت‌المعمور در آسمان است. خداوند بعد از آن به جبرئیل (علیه السلام) وحی کرد: به نزد آدم (علیه السلام) وحوا (سلام الله علیها) هبوط کن و آن دو را از مکانی که پایه‌های خانه‌ی من است دور گردان. پس همانا من می‌خواهم در سایه‌ای از فرشتگان، به‌سوی زمین فرودآیم و پایه‌های خانه‌ام را برای فرشتگان و مخلوقاتم از فرزندان آدم (علیه السلام) بالا برم. جبرئیل (علیه السلام) نزد آدم (علیه السلام) وحوا (س) فرودآمد و آن دو را از خیمه خارج کرد و آن دو و خیمه را از درّه‌ی بیت‌الله‌الحرام دورکرد. جبرئیل (علیه السلام) آدم (علیه السلام) را به صفا، حوا (سلام الله علیها) را به مروه و خیمه را به آسمان منتقل کرد. پس آدم (علیه السلام) وحوا (سلام الله علیها) گفتند: ای جبرئیل (علیه السلام)، به سبب غضب خداوند، ما را جابه‌جا کردی و بین ما جدایی افکندی یا آنکه خداوند با رضایت، آن را برایمان مقدّر کرد؟ پس جبرئیل (علیه السلام) به آن دو گفت: آن جدایی به علت خشم پروردگار بر شما نبود و لیکن خداوند درباره‌ی آنچه که انجام می‌دهد، مورد سؤال قرار نمی‌گیرد. ای آدم (علیه السلام)! هفتادهزار ملکی که خداوند به زمین برای انس با تو و طواف اطراف ارکان کعبه و خیمه فرستاد از خداوند درخواست‌کردند که برایشان به جای خیمه، خانه‌ای در آن درّه‌ی مبارک و روبه‌روی بیت‌المعمور بنا کند تا همان‌طور که در آسمان برگرد بیت‌المعمور طواف می‌کردند، بر گرد این خانه طواف کنند. پس خداوند به من وحی کرد که تو و حوا (سلام الله علیها) را خارج کنم و خیمه را به آسمان برم. پس آدم (علیه السلام) گفت: ما به تقدیر الهی و اجرای فرمانش درباره‌ی خودمان راضی هستیم. پس آدم (علیه السلام) در صفا وحوا (سلام الله علیها) در مروه بودند. با گذشت مدّتی آدم (علیه السلام) از دوری حوا (سلام الله علیها)، دچار ترس شدید و غصّه شد و از کوه صفا پایین آمد و برای دیدن حوا (سلام الله علیها) به‌سوی مروه حرکت کرد و با وجودی که بین صفا و مروه، درّ‌ه‌ای بود و آدم بر فراز صفا، مروه را می‌دید، امّا وقتی به داخل درّه رسید، مروه از او پنهان شد. پس ترسان از اینکه شاید راه را گم کرده است که نتوانسته مروه را پیدا کند در آن درّه به راه افتاد وقتی از درّه عبور کرد و بر بالای آن رفت، به مروه نگاه کرد، پس به راه افتاد تا به مروه رسید از کوه بالا رفت و به حوا (سلام الله علیها) سلام کرد سپس هر دو به‌سوی درّه‌ای که بیت‌الله‌الحرام در آن بود روکردند و نگاه می‌کردند که آیا ستون‌های کعبه بالا برده‌می‌شود و از خداوند می‌خواستند که آن دو را به همان‌جای خودشان بازگرداند تا آنکه آدم (علیه السلام) از مروه پایین آمد و به صفا بازگشت و بر آن ایستاده و به‌سوی آن تپّه (محلّ بیت‌الله‌الحرام) روی‌کرد و خدا را خواند؛ سپس به دیدار حوا (سلام الله علیها) مشتاق شد؛ پس از صفا به قصد مروه پایین آمد و مثل مرتبه‌ی اول عمل کرد سپس به صفا بازگشت و همان کاری را که بار اول انجام داده‌بود؛ انجام داد سپس از صفا به قصد مروه پایین آمد و مثل دو مرتبه‌ی قبل عمل کرد؛ سپس به صفا بازگشته، بر آن ایستاده و از خداوند خواست تا او و همسرش حوا (سلام الله علیها) را در یک‌جا جمع کند. امام (علیه السلام) فرمود: آدم (علیه السلام) سه بار از صفا به مروه رفت و سه بار بازگشت. پس این رفت‌وآمد، شش دور شد. زمانی که آن دو خدا را خواندند و آن هنگام زوال خورشید در آن روز بود نزد او گریستند و از او تقاضا نمودند که آن دو را کنار هم قراردهد. خدا خواسته‌ی ایشان را برآورده نمود. پس جبرئیل (علیه السلام) در حالی‌که آدم (علیه السلام) بر فراز صفا ایستاده بود و رو به‌سوی مکان کعبه، خدا را می‌خواند، به نزد او آمد وگفت: ای آدم (علیه السلام) از صفا پایین برو و به حوا (سلام الله علیها) ملحق شو. پس آدم (علیه السلام) از صفا به قصد مروه پایین رفت و مانند سه مرتبه‌ی قبل رفتارکرد تا آنکه به مروه رسید، از آن بالا رفت وحوا (سلام الله علیها) را از آنچه که جبرائیل (علیه السلام) به او خبر داده‌بود، مطّلع کرد پس از آن جهت بسیار خوشحال شده، خدا را حمد کرده و تشکّر نمودند. پس از آن، سعی صفا و مروه سنّت شد و از آن روی خداوند فرمود: * إِنَّ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةَ مِن شَعَائرِ اللهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَیْهِ أَن یَطَّوَّفَ بِهِمَا؛ «صفا» و «مروه» از شعائر [و نشانه‌های] خداست! بنابراین، کسانی‌که حج خانه‌ی خدا و یا عمره انجام می‌دهند، مانعی نیست که بر آن دو طواف کنند. (بقره/۱۵۸) سپس جبرئیل (علیه السلام) نزد آدم (علیه السلام) وحوا (سلام الله علیها) رفت و هر دو را از مروه پایین آورد و به ایشان خبرداد که خداوند جبّارمتعال به زمین فرودآمده و ستون‌های بیت‌الحرام را با سنگی از صفا، سنگی از مروه، سنگی از طور سینا، و سنگی از جبل‌السلام که پشت کوفه است بالا برد و به جبرئیل (علیه السلام) وحی نمود که آن را بساز و تکمیل کن. پس جبرئیل (علیه السلام) به امر خداوند با بال‌هایش این چهار سنگ را از جایشان کند و همان‌جاهایی که خداوند فرموده‌بود بر ستونها، روی پایه‌های کعبه که خداوند جبّار مشخّص کرده‌بود، قرارداد و ستون‌هایش را نصب کرد؛ سپس به جبرئیل (علیه السلام) وحی نمود که «آن را با سنگی از ابوقبیس بساز و تکمیل کن و دو در شرقی و غربی برای آن بنا کن»! پس زمانی که جبرئیل (علیه السلام) آن را کامل نمود، فرشتگان بر گردش طواف کردند و آدم (علیه السلام) وحواء (سلام الله علیها) هم با دیدن فرشتگانی که گرد کعبه می‌گشتند، حرکت کرده و هفت بار بر گرد کعبه طواف نمودند؛ سپس در پی طعامی از آنجا خارج شدند و این ماجرای روزی بود که خدا آن دو را هبوط داد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۸۲ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۲/ العیاشی، ج۱، ص۳۵

همگی از آن، فرودآیید

الصّادق (علیه السلام): إِنَّ آدَمَ (علیه السلام) أُنْزِلَ فَنَزَلَ فِی الْهِنْد.

امام صادق (علیه السلام) وقتی آدم (علیه السلام) از عالم بالا به پایین فرو فرستاده‌شد به سرزمین هند نازل گشت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۸۸ نورالثقلین/ علل الشرایع، ج۲، ص۴۰۷

همگی از آن، فرودآیید

امیرالمؤمنین (علیه السلام): سَأَلَهُ عَنْ أَکْرَمِ وَادٍ عَلَی وَجْهِ الْأَرْضِ؟ فَقَالَ لَهُ: وَادٍ یُقَالُ لَهُ سَرَنْدِیبُ سَقَطَ فِیهِ آدَمُ (علیه السلام) مِنَ السَّمَاء.

امام علی (علیه السلام) مردی از امام (علیه السلام) درباره‌ی باکرامت‌ترین سرزمین روی زمین سؤال نمود، فرمود: سرزمینی به نام «سراندیب» که آدم (علیه السلام) از آسمان به آنجا فرودآمد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۸۸ نورالثقلین/ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۷۹

همگی از آن، فرودآیید

الرضا (علیه السلام): إِنَّ اللَّهَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ لَمَّا أَهْبَطَ آدَمَ (علیه السلام) مِنَ الْجَنَّةِ أَهْبَطَهُ عَلَی أَبِی قُبَیْسٍ فَشَکَا إِلَی رَبِّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ الْوَحْشَةَ وَ أَنَّهُ لَا یَسْمَعُ مَا کَانَ یَسْمَعُ فِی الْجَنَّةِ فَأَهْبَطَ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ عَلَیْهِ یَاقُوتَةً حَمْرَاءَ فَوَضَعَهَا فِی مَوْضِعِ الْبَیْتِ فَکَانَ یَطُوفُ بِهَا آدَمُ (علیه السلام) وَ کَانَ ضَوْؤُهَا یَبْلُغُ مَوْضِعَ الْأَعْلَامِ فَعُلِّمَتِ الْأَعْلَامُ عَلَی ضَوْئِهَا فَجَعَلَهُ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ حَرَماً.

امام رضا (علیه السلام) خداوند تبارک‌وتعالی وقتی آدم (علیه السلام) را از بهشت فروفرستاد او را روی کوه ابوقبیس قرارداد، وی از وحشتی که در او پیدا شده‌بود به خدای عزّوجلّ شکایت کرده زیرا آن صدایی را که در بهشت می‌شنید (صدای تسبیح و تقدیس ملائکه) اینجا نمی‌شنید [و چون آن صداهای آرام‌بخش را نمی‌شنید به هراس افتاده بود]. خداوند متعال یاقوت سرخی را از بهشت فروفرستاد و آن را در مکانی که امروز محلّ خانه‌ی کعبه است، قرارداد؛ جناب آدم (علیه السلام) دور آن طواف می‌نمود و نور آن به نشانه‌هایی که امروز به عنوان حدود حرم نصب شده می‌رسید. و به این وسیله حدود حرم تعیین شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۸۸ نورالثقلین/ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۷۲

همگی از آن، فرودآیید

الصّادق (علیه السلام): نَخِرَ اِبلِیسُ نَخِرَتَینِ حِینَ أَکَلَ آدَمُ (علیه السلام) مِنَ الشَّجَرَةِ حِینَ اهْبِطْ بِهِ مِنْ الجَنَّةِ.

امام صادق (علیه السلام) ابلیس دو مرتبه، باد در بینی خود انداخته و آواز خوشحالی سرداد، یکی زمانی‌که آدم (علیه السلام) از آن درخت خورد و دیگر زمانی‌که او از بهشت به زمین نزول کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۸۸ نورالثقلین

همگی از آن، فرودآیید

امیرالمؤمنین (علیه السلام): یَا یَهُودِیُّ! مَا أَوَّلُ حَجَرٍ وُضِعَ عَلَی وَجْهِ الأرضِ؟ فَانَِّ الْیَهُودَ یَزْعُمُونَ أَنَّهَا صَخرَةَ بَیْتِ الْمَقْدِسِ وَ کَذَبُوا وَ لَکِنَّهُ الْحَجَرُِ الأسوَدُ الَّذِی نَزَلَ بِهِ آدَمُ (علیه السلام) مَعَهُ مِنَ الجَنَّةِ وَ أَوَّلُ شَجَرَةٍ نَبَتَتْ عَلَی وَجْهِ الأرضِ فَإنَِّ الْیَهُودَ یَزْعُمُونَ أَنَّهَا الزَّیتُونَةَ وَ کَذَّبُوا وَ لَکِنَّهَا نَخْلَةٌ مِنْ العجوه نَزَلَ بِهَا آدَمُ (علیه السلام) مَعَهُ مِنَ الجَنَّةِ.

امام علی (علیه السلام) ای یهودی! اوّلین، سنگی که بر روی زمین قرارگرفت، چیست؟ یهودیان می‌پندارند که آن سنگ، صخره‌ی بیت‌المقدّس می‌باشد در حالی‌که دروغ می‌گویند؛ و امّا اوّلین سنگ، حجرالاسود است که آدم (علیه السلام) به همراه خود از بهشت فرود آورد. و نیز یهودیان، اوّلین درختی را که بر روی زمین روییده است، زیتون می‌دانند و حال آنکه دروغ می‌گویند بلکه اوّلین درخت زمین، نخل ممتازی است که آدم (علیه السلام) به همراه خود از بهشت، پایین آورد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۸۸ نورالثقلین

ولی هرگاه هدایتی از طرف من برای شما آمد

العسکری (علیه السلام): فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدیً یَأْتِیکُمْ وَ أَوْلَادَکُمْ مِنْ بَعْدِکُمْ مِنِّی هُدًی.

امام عسکری (علیه السلام) هرگاه از جانب من برای شما و فرزندان شما هدایتی آمد ...

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۹۰ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۹/ الإمام العسکری، ص۲۲۴/ البرهان؛ فیه: «منی هدیً» محذوفٌ

کسانی که از آن پیروی کنند

الباقر (علیه السلام): عَن تَفسِیرِ هَذِهِ الآیَةِ فِی بَاطِنِ القُرآنِ فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدیً فَمَنْ تَبِعَ هُدایَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ قَالَ تَفسِیرُ الهُدَی عَلِیٌّ (علیه السلام) قَالَ اللهُ فِیهِ: فَمَنْ تَبِعَ هُدایَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ.

امام باقر (علیه السلام) جابر جُعفی گوید: «درباره‌ی تفسیر این آیه فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُم مِّنِّی هُدًی فَمَن تَبِعَ هُدَایَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ در باطن قرآن پرسیدم. ایشان فرمود: تفسیر «هدی»، علی (علیه السلام) است، خداوند درباره‌اش فرمود: فَمَن تَبِعَ هُدَایَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۹۰ العیاشی، ج۱، ص۴۱/ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۱۲۹/ فرات الکوفی، ص۵۳/ البرهان

نه ترسی بر آنهاست، و نه اندوهگین می‌شوند»

العسکری (علیه السلام): لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ حِینَ یَخَافُ الْمُخَالِفُونَ وَ لَا یَحْزَنُونَ إِذَا یَحْزَنُونَ.

امام عسکری (علیه السلام) آنگاه که مخالفان به هراس افتند، هیچ بیمی بر آن‌ها نیست و آنگاه که مخالفان غمگین شوند، آنان اندوهی نمی‌خوردند. (منظور روز قیامت است).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۹۰ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۹/ الإمام العسکری، ص۲۲۴/ البرهان

اسباب نزول

اسباب نزولی ذیل این آیه ثبت نشده است.

ضمیر و مرجع ضمیر

در آیه 38 سوره البقرة تعداد 10 ضمیر قرار دارد که 2 مورد آن بدون مرجع میباشد. ضمائر و مراجع آن به قرار ذیل میباشد:

قُلْنَا (نَا)(خدا) اهْبِطُوا (آدَمُ; زَوْجُ) مِنْها (الْجَنَّةَ) جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ (آدَمُ; زَوْجُ) مِنِّي (خدا) هُديً فَمَنْ تَبِعَ (مَنْ) هُدايَ (ی)(خدا) فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ (مَنْ) وَ لا هُمْ(مَنْ) يَحْزَنُونَ (مَنْ)

خطاب آیه

آیه 38 سوره البقرة در خطاب سطح1 دارای 1 خطاب میباشد: نَحنُ(خدا) به اَنتَ(پیامبر)

این آیه در خطاب سطح2 دارای 1 خطاب میباشد: نَحنُ(خدا) به اَنتُم(آدم;زوج)

این آیه دارای خطاب سطح3 نمی باشد.

این آیه دارای خطاب سطح4 نمی باشد.

کلمهمتکلم1مخاطب1متکلم2مخاطب2متکلم3مخاطب3متکلم4مخاطب4
قُلْنَانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)
اهْبِطُوانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج)
مِنْهانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج)
جَمِيعاًنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج)
فَإِمَّانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج)
يَأْتِيَنَّكُمْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج)
مِنِّينَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج)
هُديًنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج)
فَمَنْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج)
تَبِعَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج)
هُدايَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج)
فَلانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج)
خَوْفٌنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج)
عَلَيْهِمْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج)
وَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج)
لانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج)
هُمْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج)
يَحْزَنُونَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(آدم;زوج)

موضوعات در آیه

جهت نمایش موضوعات ذیل این آیه، کلیک کنید

البقرة: 61

البقرة 61: وَ إِذْ قُلْتُمْ یا مُوسى لَنْ نَصْبِرَ عَلى طَعامٍ واحِدٍ فَادْعُ لَنا رَبَّکَ یُخْرِجْ لَنا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِها وَ قِثَّائِها وَ فُومِها وَ عَدَسِها وَ بَصَلِها قالَ أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذِی هُوَ أَدْنى بِالَّذِی هُوَ خَیْرٌ اهْبِطُوا مِصْراً فَإِنَّ لَکُمْ ما سَأَلْتُمْ وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْکَنَةُ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کانُوا یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ

ترجمه

انصاریان: و [ياد كنيد] هنگامى كه گفتيد: اى موسى! ما هرگز بر يك نوع غذا صبر نمى‌كنيم، پس از پروردگارت بخواه تا از آنچه زمين مى‌روياند از سبزى و خيار و سير و عدس و پيازش را براى ما آماده كند. [موسى‌] گفت: آيا شما به جاى غذاى بهتر، غذاى پست‌تر را مى‌خواهيد؟! [اكنون كه چنين درخواست ناروايى داريد] به شهرى فرود آييد كه آنچه خواستيد، براى شما آماده است. و [داغِ‌] خوارى و بيچارگى و نياز بر آنان زده شد و سزاوار خشم خدا شدند؛ اين [خوارى و خشم‌] به سبب آن بود كه آنان همواره به آيات خدا كفر مى‌ورزيدند و پيامبران را به ناحق مى‌كشتند؛ اين [كفرورزى و كشتن پيامبران‌] به علت آن بود كه [از فرمانِ من‌] سرپيچى نمودند و پيوسته [از حدود حق‌] تجاوز مى‌كردند.

مکارم: و (نيز به خاطر بياوريد) زمانى را كه گفتيد: «اى موسى! هرگز حاضر نيستيم به يك نوع غذا اكتفاء كنيم! از خداى خود بخواه كه از آنچه زمين مى‌روياند، از سبزيجات و خيار و سير و عدس و پيازش، براى ما فراهم سازد.» موسى گفت: «آيا غذاى پست‌تر را به جاى غذاى بهتر انتخاب مى‌كنيد؟! (اكنون كه چنين است، بكوشيد از اين بيابان) در شهرى فرود آئيد؛ زيرا هر چه خواستيد، در آنجا براى شما هست.» و (مهر) ذلت و نياز، بر پيشانى آنها زده شد؛ و باز گرفتار خشم خدايى شدند؛ چرا كه آنان نسبت به آيات الهى، كفر مى‌ورزيدند؛ و پيامبران را به ناحق مى‌كشتند. اينها به خاطر آن بود كه گناهكار و متجاوز بودند.

احسن الحدیث: و چون گفتيد: اى موسى ما هرگز به يك نوع طعام اكتفاء نتوانيم كرد، از خدايت بخواه تا از آنچه زمين مى‌روياند: سبزى، خيار، گندم، عدس و پياز، براى ما بيرون آرد. موسى گفت: آيا مى‌خواهيد پستتر را با بهتر عوض كنيد؟! به شهرى فرود آئيد آنچه خواستيد در آنجا هست. ذلت و نيازمندى بر آنها حتمى شد و قرين غضب خدا گشتند. زيرا كه آيات خدا را انكار مى‌كردند و پيامبران را به ناروا مى‌كشتند، اين انكار و قتل براى آن بود كه نافرمان شده و پيوسته تعدى مى‌كردند.

لینک به منابع

روایات ذیل آیه

این آیه دارای 16 روایت میباشد

هنگامی‌که

العسکری (علیه السلام): اذْکُرُوا إِذْ قَالَ أَسْلَافُکُمْ.

امام عسکری (علیه السلام) [به یادآورید آن زمانی را که] پیشیینیان شما [ای قوم یهود!] این کلمات را گفتند ...

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۳۹۶ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۱۸۴/ الإمام العسکری، ص۲۶۳

هنگامی‌که

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه): أَنَّهُ لَمَّا أَخْرَجَ مُوسَی (علیه السلام) بَنِی‌إِسْرَائِیلَ مِنْ مِصْرَ وَ أَنْزَلَهُمُ الْبَادِیَةَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَیْهِمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوَی وَ انْفَجَرَ لَهُمْ مِنَ الْحَجَرِ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَیْناً بَطِرُوا وَ قَالُوا لَنْ نَصْبِرَ عَلی طَعامٍ واحِدٍ.

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه) وقتی موسی (علیه السلام)، بنی‌اسرائیل را از مصر بیرون برده و ایشان را در بیابان ساکن نمود، خداوند ترنجبین و مرغ بریان را برای آن‌ها فرستاد و از میان سنگ، دوازده‌چشمه برایشان خارج کرد. آن‌ها زیاده‌روی کرده و گفتند: «ما بر یک نوع غذا، صبر نخواهیم‌کرد [و غذاهای متنوّع می‌خواهیم]».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۳۹۶ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۲۴۹

هرگز حاضر نیستیم به یک نوع غذا اکتفا کنیم

العسکری (علیه السلام): المَنِّ وَ السَّلْوَی وَ لَا بُدَّ لَنَا مِنْ خِلْطٍ مَعَهُ.

امام عسکری (علیه السلام) منظورشان از طَعامٍ واحِدٍ، الْمَنِّ وَ السَّلْوَی است و گفتند ما باید چیزی را با آن غذا مخلوط کنیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۳۹۶ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۱۸۴/ الإمام العسکری، ص۲۶۳/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۲۶۳

هرگز حاضر نیستیم به یک نوع غذا اکتفا کنیم

السّجاد (علیه السلام): لَقَدْ کَانَ مِنَ الْمُنَافِقِینَ وَ الضُّعَفَاءِ مِنْ أَشْبَاهِ الْمُنَافِقِینَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَیْضاً قَصْدٌ {قَصَدُوا} إِلَی تَخْرِیبِ الْمَسَاجِدِ بِالْمَدِینَةِ وَ إِلَی تَخْرِیبِ مَسَاجِدِ الدُّنْیَا کُلِّهَا بِمَا هَمُّوا بِهِ مِنْ قَتْلِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) بِالْمَدِینَةِ وَ مِنْ قَتْلِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِی طَرِیقِهِمْ إِلَی الْعَقَبَةِ وَ لَقَدْ زَادَ اللَّهُ فِی ذَلِکَ السَّیْرِ إِلَی تَبُوکَ فِی بَصَائِرِ الْمُسْتَبْصِرِینَ وَ فِی قَطْعِ مَعَاذِیرِ مُتَمَرِّدِیهِمْ زِیَادَاتٍ تَلِیقُ بِجَلَالِ اللَّهِ وَ طَوْلِهِ عَلَی عِبَادِهِ مِنْهَا لَمَّا کَانُوا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِی مَسِیرِهِ إِلَی تَبُوکَ قَالُوا: لَنْ نَصْبِرَ عَلی طَعامٍ واحِدٍ کَمَا قَالَتْ بَنُو إِسْرَائِیلَ لِمُوسَی (علیه السلام) وَ کَانَتْ آیَةُ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) الظَّاهِرَةُ لَهُمْ فِی ذَلِکَ أَعْظَمَ مِنَ الْآیَةِ الظَّاهِرَةِ لِقَوْمِ مُوسَی (علیه السلام) وَ ذَلِکَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَمَّا أُمِرَ بِالْمَسِیرِ إِلَی تَبُوکَ أُمِرَ بِأَنْ یُخَلِّفَ عَلِیّاً (علیه السلام) بِالْمَدِینَةِ ... وَ کَانَ تَعَالَی یَرْفَعُ الْبِقَاعَ الَّتِی کَانَ عَلَیْهَا مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) وَ یَسِیرُ فِیهَا لِعَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) حَتَّی یُشَاهِدَهُمْ عَلَی أَحْوَالِهِمْ قَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام): وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ کَانَ کُلَّمَا أَرَادَ غَزْوَةً وَرَّی بِغَیْرِهَا إِلَّا غَزَاةَ تَبُوکَ فَإِنَّهُ عَرَّفَهُمْ أَنَّهُ یُرِیدُهَا وَ أَمَرَهُمْ أَنْ یَتَزَوَّدُوا لَهَا فَتَزَوَّدُوا لَهَا دَقِیقاً کَثِیراً یَخْتَبِزُونَهُ فِی طَرِیقِهِمْ وَ لَحْماً مَالِحاً وَ عَسَلًا و تَمْراً وَ کَانَ زَادُهُمْ کَثِیراً لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) کَانَ حَثَّهُمْ عَلَی التَّزَوُّدِ لِبُعْدِ الشُّقَّةِ وَ صُعُوبَةِ الْمَفَاوِزِ وَ قِلَّةِ مَا بِهَا مِنَ الْخَیْرَاتِ فَسَارُوا أَیَّاماً وَ عَتَقَ طَعَامُهُمْ وَ ضَاقَتْ مِنْ بَقَایَاهُ صُدُورُهُمْ فَأَحَبُّوا طَعَاماً طَرِیّاً. فَقَالَ قَوْمٌ مِنْهُمْ: یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)! قَدْ بَشِمْنَا هَذَا الَّذِی مَعَنَا مِنَ الطَّعَامِ فَقَدْ عَتَقَ وَ صَارَ یَابِساً وَ کَادَ یُرِیحُ وَ لَا صَبْرَ لَنَا عَلَیْهِ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): مَا مَعَکُمْ؟ قَالُوا: خُبْزٌ وَ لَحْمٌ قَدِیدٌ مَالِحٌ وَ عَسَلٌ وَ تَمْرٌ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): فَأَنْتُمُ الْآنَ کَقَوْمِ مُوسَی لَمَّا قَالُوا: لَنْ نَصْبِرَ عَلی طَعامٍ واحِدٍ فَمَا الَّذِی تُرِیدُونَ؟ قَالُوا: نُرِیدُ لَحْماً طَرِیّاً قَدِیداً وَ لَحْماً مَشْوِیّاً مِنْ لَحْمِ الطُّیُورِ وَ مِنَ الْحَلْوَاءِ الْمَعْمُولِ. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): وَ لَکِنَّکُمْ تُخَالِفُونَ فِی هَذِهِ الْوَاحِدَةِ بَنِی‌إِسْرَائِیلَ لِأَنَّهُمْ أَرَادُوا الْبَقْلَ وَ الْقِثَّاءَ وَ الْفُومَ وَ الْعَدَسَ وَ الْبَصَلَ فَاسْتَبْدَلُوا الَّذِی هُوَ أَدْنی بِالَّذِی هُوَ خَیْرٌ وَ أَنْتُمْ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذِی هُوَ أَفْضَلُ بِالَّذِی هُوَ دُونَهُ وَ سَوْفَ أَسْأَلُهُ لَکُمْ رَبِّی. قَالُوا: یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)! فَإِنَّ فِینَا مَنْ یَطْلُبُ مِثْلَ مَا طَلَبُوا مِنْ بَقْلِها وَ قِثَّائِها وَ فُومِها وَ عَدَسِها وَ بَصَلِها. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): سَوْفَ یُعْطِیکُمُ اللَّهُ ذَلِکَ بِدُعَاءِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَا عِبَادَ اللَّهِ! إِنَّ قَوْمَ عِیسَی (علیه السلام) لَمَّا سَأَلُوا عِیسَی (علیه السلام) أَنْ یُنَزِّلَ عَلَیْهِمْ مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ قَالَ اللَّهُ إِنِّی مُنَزِّلُها عَلَیْکُمْ فَمَنْ یَکْفُرْ بَعْدُ مِنْکُمْ فَإِنِّی أُعَذِّبُهُ عَذاباً لا أُعَذِّبُهُ أَحَداً مِنَ الْعالَمِینَ فَأَنْزَلَهَا عَلَیْهِمْ فَمَنْ کَفَرَ بَعْدُ مِنْهُمْ مَسَخَهُ اللَّهُ إِمَّا خِنْزِیراً وَ إِمَّا قِرْداً وَ إِمَّا دُبّاً وَ إِمَّا هِرّاً وَ إِمَّا عَلَی صُورَةِ بَعْضِ الطُّیُورِ وَ الدَّوَابِّ الَّتِی فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ حَتَّی مُسِخُوا عَلَی أَرْبَعِمِائَةِ نَوْعٍ مِنَ الْمَسْخِ وَ إِنَّ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) رَسُولَ اللَّهِ لَا یَسْتَنْزِلُ لَکُمْ مَا سَأَلْتُمُوهُ مِنَ السَّمَاءِ حَتَّی یَحِلَّ بِکَافِرِکُمْ مَا حَلَّ بِکُفَّارِ قَوْمِ عِیسَی (علیه السلام) وَ إِنَّ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) أَرْأَفُ بِکُمْ مِنْ أَنْ یُعَرِّضَکُمْ لِذَلِکَ. ثُمَّ نَظَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِلَی طَائِرٍ فِی الْهَوَاءِ فَقَالَ لِبَعْضِ أَصْحَابِهِ: قُلْ لِهَذَا الطَّائِرِ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَأْمُرُکَ أَنْ تَقَعَ عَلَی الْأَرْضِ. فَقَالَهَا، فَوَقَعَ ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): یَا أَیُّهَا الطَّائِرُ! إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکَ أَنْ تَکْبُرَ فَازْدَادَ عِظَماً حَتَّی صَارَ کَالتَّلِّ الْعَظِیمِ. ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): لِأَصْحَابِهِ أَحِیطُوا بِهِ فَأَحَاطُوا بِهِ وَ کَانَ عِظَمُ ذَلِکَ الطَّیْرِ أَنَّ أَصْحَابَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ هُمْ فَوْقَ عَشَرَةِ آلَافٍ اصْطَفُّوا حَوْلَهُ فَاسْتَدَارَ صَفُّهُمْ ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): یَا أَیُّهَا الطَّائِرُ! إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکَ أَنْ تُفَارِقَکَ أَجْنِحَتُکَ وَ زَغَبُکَ وَ رِیشُکَ فَفَارَقَهُ ذَلِکَ أَجْمَعُ وَ بَقِیَ الطَّائِرُ لَحْماً عَلَی عَظْمٍ وَ جِلْدُهُ فَوْقَهُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکَ أَنْ تُفَارِقَ عِظَامُ بَدَنِکَ وَ رِجْلَیْکَ وَ مِنْقَارُکَ فَفَارَقَهُ ذَلِکَ أَجْمَعُ وَ صَارَ حَوْلَ الطَّائِرِ وَ الْقَوْمُ حَوْلَ ذَلِکَ أَجْمَعَ ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَأْمُرُ هَذِهِ الْعِظَامَ أَنْ تَعُودَ قثّا {قِثَّاءً} فَعَادَتْ کَمَا قَالَ ثُمَّ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ هَذِهِ الْأَجْنِحَةَ وَ الزَّغَبَ وَ الرِّیشَ أَنْ یَعُودَ بَقْلًا وَ بَصَلًا وَ فُوماً وَ أَنْوَاعَ الْبُقُولِ فَعَادَتْ کَمَا قَالَ ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَا عِبَادَ اللَّهِ! ضَعُوا الْآنَ أَیْدِیَکُمْ عَلَیْهَا فَمَزِّقُوا مِنْهَا بِأَیْدِیکُمْ وَ قَطِّعُوا مِنْهَا بِسَکَاکِینِکُمْ فَکُلُوهُ فَفَعَلُوا فَقَالُوا: یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)! شَبِعْنَا وَ نَحْتَاجُ إِلَی مَاءٍ نَشْرَبُهُ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): أَ وَ لَا تُرِیدُونَ اللَّبَنَ أَ وَ لَا تُرِیدُونَ سَائِرَ الْأَشْرِبَةِ؟ قَالُوا: بَلَی یَا رَسُولَ اللَّهِ! فِینَا مَنْ یُرِیدُ ذَلِکَ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): لِیَأْخُذْ کُلُّ وَاحِدٍ مِنْکُمْ لُقْمَةً مِنْهَا فَیَضَعُ فِی فِیهِ وَ لْیَقُلْ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ فَإِنَّهُ یَسْتَحِیلُ فِی فِیهِ مَا یُرِیدُ إِنْ أَرَادَ لَبَناً وَ إِنْ أَرَادَ شَرَاباً آخَرَ مِنَ الْأَشْرِبَةِ فَفَعَلُوا فَوَجَدُوا الْأَمْرَ عَلَی مَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله).

امام سجّاد (علیه السلام) گروهی از منافقین و افراد سست‌ایمانی که شبیه منافقین بوده ولی به ظاهر با رسول‌خدا ([همراه] بودند، جهت تخریب مساجد مدینه و تمام مساجد دنیا، مصمّم شدند؛ همان‌طور که برای کشتن علی (علیه السلام) در مدینه و قتل رسول‌خدا (در راه عقبه کوشش‌کردند. خداوند در مسیر تبوک، نشانه‌های بسیاری که نشانگر عظمت خود و توانگری او بر بندگانش باشد را برای آگاه‌شدن بصیرت‌طلبان و جهت پایان‌بخشیدن به بهانه‌های سرکشان، ارائه نمود؛ همان هنگامی‌که منافقان در مسیر تبوک، همراهان رسول‌خدا (بودند و به پیامبر (همان سخنی را گفتند که بنی‌اسرائیل به موسی (علیه السلام) گفته‌بودند: لَنْ نَصْبِرَ عَلی طَعامٍ واحِدٍ و معجزه و نشانه‌ای که در آن زمان رسول خدا (برای آن‌ها ظاهر نمود، بس عظیم‌تر از معجزه‌ی موسی (علیه السلام) برای قومش بود و آن اینکه چون رسول‌خدا (عازم حرکت به‌سوی تبوک گشت، علی (علیه السلام) را در مدینه جانشین خود قرارداد ...؛ خداوند متعال [در هنگام حرکت کاروان تبوک] زمین‌هایی که محمّد (آنجا بوده و بر روی آن، حرکت می‌کرد را برای علی (علیه السلام) بالا می‌برد تا حضرت علی (علیه السلام)، آن‌ها را ببیند و از احوالاتشان باخبر شود. علی (علیه السلام) می‌فرماید: هرگاه رسول‌خدا (اراده جنگ می‌کرد، تظاهر می‌نمود که به جایی دیگر می‌رود، مگر در جنگ تبوک که آن‌ها را مطّلع‌کرد به کجا می‌روند. به آن‌ها فرمان داد که زاد و توشه بردارند. و آن‌ها توشه‌ی دقیق و فراوانی متشکّل از نانی که در راه می‌پختند، گوشت نمک‌سود [که فاسد نشود]، عسل و خرما برای جنگ فراهم‌کردند. زاد و توشه‌ی آن‌ها فراوان بود چرا که پیامبر (به سبب دوری از مشقّت و سختی‌های بیابان و نیز کم‌بودن نعمت در آن بیابان، ایشان را به ذخیره‌کردن توشه تشویق می‌نمود. پس چند روزی طیّ طریق کردند و غذاهایشان تکراری شد و از مابقی آن، دل‌زده و خسته‌شدند و غذای تر و تازه هوس‌کردند. پس عدّه‌ای از آنان به رسول‌خدا (گفتند: «ما از این غذایی که به همراه داریم، زده شده‌ایم و به حق که کهنه و خشک‌گشته و به زودی گندیده و بدبو خواهدشد و ما دیگر نمی‌توانیم آن را تحمّل کنیم». پیامبر (پرسید: «چه چیزهایی همراه شماست»؟ پاسخ دادند: «نان، گوشت تکّ تکّه‌شده‌ی نمک‌سود، عسل و خرما». حضرت (فرمود: «شما الآن مثل قوم موسی (علیه السلام) شده‌اید؛ آنگاه که گفتند: لَنْ نَصْبِرَ عَلی طَعامٍ واحِدٍ پس اکنون شما چه می‌خواهید»؟ گفتند: «گوشت تکّه‌تکّه‌شده‌ی تازه، کبابی ازگوشت پرندگان و شیرینی آماده». پیامبر (فرمود: «ولی شما در این مورد، خلاف آنچه که بنی‌اسرائیل خواستند را تقاضا می‌کنید؛ زیرا آنان سبزیجات، خیار، سیر، عدس و پیاز طلب‌کردند؛ آنان خواستند [غذای] پست‌تر را، جایگزین [غذای] بهتر کنند ولی شما می‌خواهید [غذای] بهتر را، جانشین [غذای] پست‌تر کنید. پس به زودی از خداوند آن را، برایتان درخواست می‌کنم.» [منافقین] گفتند: «ای رسول‌خدا (! برخی در بین ما هستند که همان سبزیجات، خیار، سیر، عدس و پیاز را می‌خواهند». پیامبر (فرمود: «ای بندگان خدا! به زودی پروردگار به دعای رسولش، آنچه را که خواستید به شما می‌دهد. (بدانید) آنگاه که قوم عیسی (علیه السلام) از خداوند تقاضا کردند مائده آسمانی برایشان نازل کند، فرمود: «همانا من، آن را برای شما می‌فرستم و لیکن چنانچه کسی از شما پس از نزول آن کافر شود، او را به عذابی معذّب می‌کنم که نظیر آن را به احدی از عالمیان نچشانده‌ام». پس خداوند آن را برایشان فروفرستاد و کسانی‌که پس از آن کافر شدند را به صورت خوک، میمون، خرس، گربه و یا به شکل برخی پرندگان و موجوداتی که در دریا و خشکی زندگی می‌کنند، مسخ نمود تا جایی که ایشان را بر چهارصد نوع مسخ کرد. و همانا محمّد رسول‌خدا (آنچه را که خواستید، برایتان نازل نخواهدکرد مگر آنکه آنچه بر کفّار قوم عیسی (علیه السلام) حلال شد، بر کفّار شما نیز حلال شود و حقیقتاً محمّد (رئوف‌تر از آن است که شما را مورد بلا قراردهد. (اجازه دهد شما نیز مثل قوم عیسی (علیه السلام) مسخ شوید)» سپس رسول‌خدا (به پرنده‌ای که در آسمان پرواز می‌کرد، نگاه کرده و به یکی از یاران خود فرمود: «به این پرنده بگو که رسول‌خدا (به تو فرمان می‌دهد که بر زمین بنشینی». او گفت و پرنده به زمین فرود آمد؛ پیامبر (به او فرمود: «ای پرنده! خداوند به تو امر می‌کند که بزرگ شوی»! پس چنان گوشت آورد که مانند تپّه‌ای بزرگ گشت. سپس حضرت به یارانش فرمود: «دور او را بگیرید». و آن‌ها پرنده را احاطه‌نمودند. اندازه‌ی پرنده به قدری بزرگ بود که برای احاطه‌ی آن، یاران پیامبر (که بالغ بر ده‌هزار نفر بودند، به دورش صف بسته و صفی تشکیل دادند که به گرد آن چرخید. سپس رسول‌خدا (فرمود: «ای پرنده! همانا خداوند به تو فرمان می‌دهد که دو بال، پر و کرکهای بدنت را جداسازی». پس پرنده، تمام آن‌ها را از بدنش جدا کرد و [بدنش]، به صورت گوشتی بر استخوان به همراه یک لایه‌ی پوست بر روی آن در آمد. سپس پیامبر (فرمود: «استخوان‌های بدن، پاها و منقارت را نیز به فرمان خدا جدا کن»! پرنده، در حالی‌که قوم پیرامونش جمع بودند، همه‌ی آن‌ها را جداساخت و استخوان‌ها در اطراف پرنده افتادند. سپس پیامبر (فرمود: «پرورگار به این استخوان‌ها فرمان می‌دهد که به خیار تبدیل شوند؛ پس آن‌ها (استخوان‌ها)، همان‌طور که پیامبر (فرمود، عوض شدند». سپس فرمود: «خداوند به بالها، پر وکرکها امر می کند که به شکل سبزی، سیر، پیاز و انواع سبزیجات درآیند». و آن‌ها نیز همان‌طور که پیامبر (فرمود، عوض شدند. سپس پیامبر (فرمود: «ای بندگان خدا! اکنون به‌سوی آن دست دراز کرده و با دست‌ها و چاقوهایتان، از آن ببُرید و بکَنید و بخورید». پس [آنها] چنان کردند. سپس گفتند: «ای رسول‌خدا (! سیرشدیم ولی تشنه‌ایم و به نوشیدن آب احتیاج داریم». حضرت (فرمود: «آیا شیر و یا نوشیدنی‌های دیگر می‌خواهید»؟ گفتند: «ای رسول‌خدا (هرکدام ما به یک نوشیدنی علاقمند است». پیامبر (فرمود: «پس هر یک از شما، لقمه‌ای از پرنده بردارد و در دهان خود گذارد و بگوید: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی محمّد وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ؛ پس آن لقمه در دهان او، به شیر و یا هر نوشیدنی مطلوب دیگر، تبدیل می‌شود، پس چنان کردند و امر را مطابق فرمایش پیامبر (یافتند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۳۹۶ بحارالأنوار، ج۲۱، ص۲۳۷

آیا غذای پست تر را به جای غذای بهتر انتخاب می‌کنید

العسکری (علیه السلام): بِالَّذِی هُوَ خَیْرٌ یُرِیدُ أَ تَسْتَدْعُونَ الْأَدْنَی لِیَکُونَ لَکُمْ بَدَلًا مِنَ الْأَفْضَلِ.

امام عسکری (علیه السلام) آیا آنچه که پست‌تر است را تقاضا کرده و می‌خواهید آن، جایگزین چیزهای بهتر شود؟!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۰۰ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۱۸۴/ الإمام العسکری، ص۲۶۳

آیا غذای پست تر را به جای غذای بهتر انتخاب می‌کنید

الحسن (علیه السلام): فَکَتَبَ إِلَیْهِ الْحَسَنُ‌بْنُ‌عَلِیٍّ (علیه السلام) أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّا أَهْلُ‌بَیْتٍ (علیهم السلام) کَمَا ذَکَرْتَ عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ أَوْلِیَائِهِ فَأَمَّا عِنْدَکَ وَ عِنْدَ أَصْحَابِکَ فَلَوْ کُنَّا کَمَا ذَکَرْتَ مَا تَقَدَّمْتُمُونَا وَ لَا اسْتَبْدَلْتُمْ بِنَا غَیْرَنَا وَ لَعَمْرِی لَقَدْ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلَکُمْ فِی کِتَابِهِ حَیْثُ یَقُولُ أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذِی هُوَ أَدْنی بِالَّذِی هُوَ خَیْرٌ هَذَا لِأَوْلِیَائِکَ فِیمَا سَأَلُوا وَ لَکُمْ فِیمَا اسْتَبْدَلْتُمْ وَ لَوْ لَا مَا أُرِیدُ مِنَ الِاحْتِجَاجِ عَلَیْکَ وَ عَلَی أَصْحَابِکَ مَا کَتَبْتُ إِلَیْکَ بِشَیْءٍ مِمَّا نَحْنُ عَلَیْهِ وَ لَئِنْ وُصِلَ کِتَابِی إِلَیْکَ لَتَجِدَنَّ الْحُجَّةَ عَلَیْکَ وَ عَلَی أَصْحَابِکَ مُؤَکَّدَة.

امام حسن (علیه السلام) امام حسن (علیه السلام) در جوابش (حسن‌بصری) نوشت: «همان‌طوری که ذکر کردی ما خاندان پیامبر (در نزد خدا و اولیای او [جایگاهی داریم]. امّا اگر ما در نزد تو و یارانت چنان که نوشته‌ای می‌بودیم، افراد دیگری را بر ما مقدّم نمی‌کردید و دیگران را جایگزین ما قرار نمی‌دادید. خداوند مثال شما را در قرآن، آورده است؛ آنجا که می‌فرماید: أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذی هُوَ أَدْنی بِالَّذی هُوَ خَیْر این سخن در پاسخ به دوستانت در خصوص سؤالی است که پرسیدند و نیز درباره‌ی شما نیز صدق می‌کند که دیگرانی را به جای ما جایگزین کردید. اگر نمی‌خواستم این احتجاج و استدلال را با تو و اصحابت بنمایم هرگز در جواب تو از جایگاهی که در آن هستیم خبر نمی‌دادم. وقتی نامه‌ی مرا دریافت کنی حجّت بر تو و یارانت مؤکّد خواهدشد. (منظور امام (علیه السلام) این است که شما ما اهل بیت (علیهم السلام) را که برترین و شایسته‌ی امامتیم کنار گذاشته و افرادی را به عنوان سرپرست انتخاب کرده‌اید که از ما بسیار فروتر هستند).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۰۰ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۱۳۶/ العددالقویة، ص۳۳؛ فیه «و لین وصل ... علی اصحابک مؤکده» محذوفٌ

در شهری فرودآیید

العسکری (علیه السلام): اهْبِطُوا مِصْراً مِنَ الْأَمْصَارِ مِنْ هَذِهِ التِّیهِ.

امام عسکری (علیه السلام) به شهری از شهرهای این بیابان خشک بروید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۰۰ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۱۸۴/ الإمام العسکری، ص۲۶۳/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۲۶۳

هرچه خواستید، [در آن جا] برای شما هست

العسکری (علیه السلام): فَإِنَّ لَکُمْ ما سَأَلْتُمْ فِی الْمِصْرِ.

امام عسکری (علیه السلام) آنچه شما تقاضا می‌کنید در آن شهر است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۰۰ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۱۸۴/ الإمام العسکری، ص۲۶۳/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۲۶۳

هرچه خواستید، [در آن جا] برای شما هست

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه): فَقَالُوا کَمَا حَکَی اللَّهُ إِنَّ فِیها قَوْماً جَبَّارِینَ وَ إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها حَتَّی یَخْرُجُوا مِنْها ثُمَّ قَالُوا لِمُوسَی (علیه السلام) فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّکَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ.

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه) همان‌طور که خداوند حکایت کرده، آن‌ها (بنی‌اسرائیل) گفتند: «در این شهر قوم ستمگری ساکن هستند و تا زمانی‌که آن‌ها از آنجا بیرون نروند، ما وارد آن شهر نمی‌شویم». سپس به موسی (علیه السلام) گفتند: «تو به همراه پروردگارت بروید و آن‌ها را بکشید و ما همین‌جا نشسته‌ایم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۰۰ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۲۴۹

ذلّت

العسکری (علیه السلام): أَیِ الْجِزْیَةُ أُخْزُوا بِهَا عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ عِنْدَ مُؤْمِنِی عِبَادِهِ.

امام عسکری (علیه السلام) معنای ذِّلَّةُ، در اینجا جزیه است که آن‌ها (بنی‌اسرائیل و یهود) با پرداخت آن، نزد پروردگار و بندگان مؤمنش، بی‌ارزش و مقهور ایشان می‌شوند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۰۲ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۱۸۴/ الإمام العسکری، ص۲۶۳

نیاز

العسکری (علیه السلام): هِیَ الْفَقْرُ وَ الذِّلَّةُ.

امام عسکری (علیه السلام) فقر و خواری است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۰۲ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۱۸۴/ الإمام العسکری، ص۲۶۳

به خشم خداوند گرفتارشدند

العسکری (علیه السلام): احْتَمَلُوا الْغَضَبَ وَ اللَّعْنَةَ مِنَ اللَّهِ.

امام عسکری (علیه السلام) غضب و لعنت خداوند را شامل حال خود کردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۰۲ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۱۸۴/ الإمام العسکری، ص۲۶۳

چرا که آنان نسبت به آیات خداوند، کفر می‌ورزیدند

العسکری (علیه السلام): ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کانُوا ذَلِکَ الَّذِی لَحِقَهُمْ مِنَ الذِّلَّةِ وَ الْمَسْکَنَةِ وَ احْتَمَلُوا مِنْ غَضَبِ اللَّهِ بِأَنَّهُمْ کَانُوا یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللهِ قَبْلَ أَنْ ضُرِبَ عَلَیْهِمْ هَذِهِ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْکَنَةُ.

امام عسکری (علیه السلام) ذلّت و خواری‌ای که به ایشان رسیده و نیز خشم پروردگار که آن را بر دوش می‌کشند، به‌خاطر آن است که پیش از آنکه این خواری و مذلّت بر ایشان مقدّر گردد، آیات الهی را انکار کردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۰۲ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۱۸۴/ الإمام العسکری، ص۲۶۳

و پیامبران را به ناحق می‌کشتند

العسکری (علیه السلام): وَ کَانُوا یَقْتُلُونَهُمْ بِغَیْرِ حَقٍّ بِلَا جُرْمٍ کَانَ مِنْهُمْ إِلَیْهِمْ وَ لَا إِلَی غَیْرِهِمْ.

امام عسکری (علیه السلام) آن‌ها (بنی‌اسرائیل) انبیاء (علیهم السلام) را به ناحق کشتند؛ بدون اینکه [پیامبران] در حقّ ایشان و دیگران جرمی مرتکب شده‌باشند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۰۲ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۱۸۴/ الإمام العسکری، ص۲۶۳

این به خاطر آن بود که نافرمانی کرده‌اند

العسکری (علیه السلام): ذلِکَ بِما عَصَوْا ذَلِکَ الْخِذْلَانُ الَّذِی اسْتَوْلَی عَلَیْهِمْ حَتَّی فَعَلُوا الْآثَامَ الَّتِی مِنْ أَجْلِهَا ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْکَنَةُ وَ بَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللهِ بِمَا عَصَوْا.

امام عسکری (علیه السلام) آن‌ها به خاطر گناهانی که مرتکب شدند دچار خواری، مذلّت و غضب پروردگار شدند، همان خواری و خذلانی که آن‌ها را دربرگرفت؛ چرا که عصیان و نافرمانی کرده‌بودند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۰۲ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۱۸۴/ الإمام العسکری، ص۲۶۳

تجاوز می‌نموده‌اند

العسکری (علیه السلام): یَتَجَاوَزُونَ أَمْرَ اللَّهِ إِلَی أَمْرِ إِبْلِیسَ.

امام عسکری (علیه السلام) از اجرای فرمان پروردگار به انجام دستور ابلیس عدول می‌کردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۰۲ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۱۸۴/ الإمام العسکری، ص۲۶۳

اسباب نزول

اسباب نزولی ذیل این آیه ثبت نشده است.

ضمیر و مرجع ضمیر

در آیه 61 سوره البقرة تعداد 31 ضمیر قرار دارد که مراجع آن به قرار ذیل میباشد:

وَ إِذْ قُلْتُمْ (بَنِین) يا مُوسيٰ لَنْ نَصْبِرَ (بَنِین; قَوْمِ) عَليٰ طَعامٍ واحِدٍ فَادْعُ (مُوسى) لَنا (بَنِین; قَوْمِ) رَبَّكَ (مُوسى) يُخْرِجْ (رَبَّ) لَنا (بَنِین; قَوْمِ) مِمَّا (بَقْلِها وَ قِثَّائِها وَ فُومِها وَ عَدَسِها وَ بَصَلِها) تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِها (الْأَرْضُ) وَ قِثَّائِها (الْأَرْضُ) وَ فُومِها (الْأَرْضُ) وَ عَدَسِها (الْأَرْضُ) وَ بَصَلِها (الْأَرْضُ) قالَ (مُوسى) أَ تَسْتَبْدِلُونَ (بَنِین) الَّذِي هُوَ(الَّذِی) أَدْنيٰ بِالَّذِي هُوَ(الَّذِی) خَيْرٌ اهْبِطُوا (بَنِین) مِصْراً فَإِنَّ لَكُمْ (بَنِین) ما سَأَلْتُمْ (بَنِین) وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ (بَنِین; قَوْمِ) الذِّلَّةُ وَ الْمَسْكَنَةُ وَ باءُو (بَنِین; قَوْمِ) بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ذٰلِكَ(ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْكَنَةُ وَ باءُو بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ) بِأَنَّهُمْ (بَنِین; قَوْمِ) كانُوا (بَنِین; قَوْمِ) يَكْفُرُونَ (بَنِین; قَوْمِ) بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ (بَنِین; قَوْمِ) النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذٰلِكَ(ذا) بِما عَصَوْا (بَنِین; قَوْمِ) وَ كانُوا (بَنِین; قَوْمِ) يَعْتَدُونَ (بَنِین; قَوْمِ)

خطاب آیه

آیه 61 سوره البقرة در خطاب سطح1 دارای 1 خطاب میباشد: نَحنُ(خدا) به اَنتَ(پیامبر)

این آیه در خطاب سطح2 دارای 1 خطاب میباشد: نَحنُ(خدا) به اَنتُم(بَنین)

این آیه در خطاب سطح3 دارای 2 خطاب میباشد: اَنتُم(بَنین) به موسى ، هُوَ(موسى) به اَنتُم(بَنین)

این آیه دارای خطاب سطح4 نمی باشد.

کلمهمتکلم1مخاطب1متکلم2مخاطب2متکلم3مخاطب3متکلم4مخاطب4
وَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
إِذْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
قُلْتُمْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
يانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)اَنتُم(بَنین)موسى
مُوسيٰنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)اَنتُم(بَنین)موسى
لَنْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)اَنتُم(بَنین)موسى
نَصْبِرَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)اَنتُم(بَنین)موسى
عَليٰنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)اَنتُم(بَنین)موسى
طَعامٍنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)اَنتُم(بَنین)موسى
واحِدٍنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)اَنتُم(بَنین)موسى
فَادْعُنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)اَنتُم(بَنین)موسى
لَنانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)اَنتُم(بَنین)موسى
رَبَّكَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)اَنتُم(بَنین)موسى
يُخْرِجْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)اَنتُم(بَنین)موسى
لَنانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)اَنتُم(بَنین)موسى
مِمَّانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)اَنتُم(بَنین)موسى
تُنْبِتُنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)اَنتُم(بَنین)موسى
الْأَرْضُنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)اَنتُم(بَنین)موسى
مِنْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)اَنتُم(بَنین)موسى
بَقْلِهانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)اَنتُم(بَنین)موسى
وَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)اَنتُم(بَنین)موسى
قِثَّائِهانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)اَنتُم(بَنین)موسى
وَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)اَنتُم(بَنین)موسى
فُومِهانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)اَنتُم(بَنین)موسى
وَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)اَنتُم(بَنین)موسى
عَدَسِهانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)اَنتُم(بَنین)موسى
وَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)اَنتُم(بَنین)موسى
بَصَلِهانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)اَنتُم(بَنین)موسى
قالَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
أَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)هُوَ(موسى)اَنتُم(بَنین)
تَسْتَبْدِلُونَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)هُوَ(موسى)اَنتُم(بَنین)
الَّذِينَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)هُوَ(موسى)اَنتُم(بَنین)
هُوَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)هُوَ(موسى)اَنتُم(بَنین)
أَدْنيٰنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)هُوَ(موسى)اَنتُم(بَنین)
بِالَّذِينَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)هُوَ(موسى)اَنتُم(بَنین)
هُوَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)هُوَ(موسى)اَنتُم(بَنین)
خَيْرٌنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)هُوَ(موسى)اَنتُم(بَنین)
اهْبِطُوانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)هُوَ(موسى)اَنتُم(بَنین)
مِصْراًنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)هُوَ(موسى)اَنتُم(بَنین)
فَإِنَّنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)هُوَ(موسى)اَنتُم(بَنین)
لَكُمْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)هُوَ(موسى)اَنتُم(بَنین)
مانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)هُوَ(موسى)اَنتُم(بَنین)
سَأَلْتُمْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)هُوَ(موسى)اَنتُم(بَنین)
وَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
ضُرِبَتْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
عَلَيْهِمُنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
الذِّلَّةُنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
وَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
الْمَسْكَنَةُنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
وَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
باءُونَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
بِغَضَبٍنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
مِنَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
اللَّهِنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
ذٰلِكَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)
بِأَنَّهُمْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)
كانُوانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)
يَكْفُرُونَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)
بِآياتِنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)
اللَّهِنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)
وَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)
يَقْتُلُونَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)
النَّبِيِّينَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)
بِغَيْرِنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)
الْحَقِّنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)
ذٰلِكَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)
بِمانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)
عَصَوْانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)
وَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)
كانُوانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)
يَعْتَدُونَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)

موضوعات در آیه

جهت نمایش موضوعات ذیل این آیه، کلیک کنید

البقرة: 74

البقرة 74: ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ فَهِیَ کَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ وَ إِنَّ مِنْها لَما یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها لَما یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ

ترجمه

انصاریان: سپس دل‌هاى شما بعد از آن [معجزه شگفت‌انگيز] سخت شد، مانند سنگ يا سخت‌تر؛ زيرا پاره‌اى از سنگ‌هاست كه از آنها نهرها مى‌جوشد، و پاره‌اى از آنها مى‌شكافد و آب از آن بيرون مى‌آيد، و پاره‌اى از آنها از ترس خدا [از بلندى‌] سقوط مى‌كند؛ و خدا از آنچه انجام مى‌دهيد بى‌خبر نيست.

مکارم: سپس دلهاى شما بعد از اين واقعه سخت شد؛ همچون سنگ، يا سخت‌تر! چرا كه پاره‌اى از سنگها مى‌شكافد، و از آن نهرها جارى مى‌شود؛ و پاره‌اى از آنها شكاف برمى‌دارد، و آب از آن تراوش مى‌كند؛ و پاره‌اى از خوف خدا (از فراز كوه) به زير مى‌افتد؛ (اما دلهاى شما، نه از خوف خدا مى‌تپد، و نه سرچشمه علم و دانش و عواطف انسانى است!) و خداوند از اعمال شما غافل نيست.

احسن الحدیث: سپس دلهاى شما بعد از آنچه ديديد سخت شد. مانند سنگها يا بلكه سختتر، زيرا بعضى از سنگها هستند كه نهرها از آن شكافته و جارى مى‌شود و بعضى از آنها پاره شده آب از آن مى‌جوشد، و بعضى از آنها از ترس خدا فرود افتد (اما كلام حق در قلب شما اثرى ندارد) خدا از آنچه مى‌كنيد غافل نيست.

لینک به منابع

روایات ذیل آیه

این آیه دارای 19 روایت میباشد

کلّیات

العسکری (علیه السلام): قَالَ اللَّهُ تَعَالَی وَ قالُوا: یَعْنِی الْیَهُودَ الَّذِینَ أَرَاهُمْ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) الْمُعْجِزَاتِ الْمَذْکُورَاتِ عِنْدَ قَوْلِهِ فَهِیَ کَالْحِجارَةِ الْآیَةَ قُلُوبُنا غُلْفٌ.

امام عسکری (علیه السلام) یهودیانی که معجزات ذکر شده [در قرآن] را از رسول‌خدا (دیدند، وقتی آیه‌ی فَهِیَ کَالحِجارَة ... را شنیدند در جواب گفتند: قُلُوبُنا غُلْفٌ (قلب‌های ما در غلاف است).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۵۲ بحارالأنوار، ج۹، ص۳۲۰/ بحارالأنوار، ج۶۷، ص۱۷۰/ الإمام العسکری، ص۳۹۰

کلّیات

العسکری (علیه السلام): وَ هَذَا الَّذِی وَصَفَ اللَّهُ تَعَالَی بِهِ قُلُوبَهُمْ هَاهُنَا نَحْوُ مَا قَالَ فِی سُورَةِ النِّسَاءِ أَمْ لَهُمْ نَصِیبٌ مِنَ الْمُلْکِ فَإِذاً لا یُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِیراً وَ مَا وَصَفَ بِهِ الْأَحْجَارَ هَاهُنَا نَحْوُ مَا وَصَفَ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلی جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَةِ اللهِ وَ هَذَا التَّقْرِیعُ مِنَ اللَّهِ تَعَالَی لِلْیَهُودِ وَ النَّاصِبِ وَ الْیَهُودُ جَمَعُوا الْأَمْرَیْنِ وَ اقْتَرَفُوا الْخَطِیئَتَیْنِ فَغَلَّظَ عَلَی الْیَهُودِ مَا وَبَّخَهُمْ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ جَمَاعَةٌ مِنْ رُؤَسَائِهِمْ وَ ذَوِی الْأَلْسُنِ وَ الْبَیَانِ مِنْهُمْ: یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله)! إِنَّکَ تَهْجُونَا وَ تَدَّعِی عَلَی قُلُوبِنَا مَا اللَّهُ یَعْلَمُ مِنْهَا خِلَافَهُ إِنَّ فِیهَا خَیْراً کَثِیراً نَصُومُ وَ نَتَصَدَّقُ وَ نُوَاسِی الْفُقَرَاءَ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): إِنَّمَا الْخَیْرُ مَا أُرِیدَ بِهِ وَجْهُ اللَّهِ تَعَالَی وَ عُمِلَ عَلَی مَا أَمَرَ اللَّهُ تَعَالَی بِهِ وَ أَمَّا مَا أُرِیدَ بِهِ الرِّیَاءُ وَ السُّمْعَةُ وَ مُعَانَدَةُ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ إِظْهَارُ الْعِنَادِ لَهُ وَ التَّمَالُکِ وَ الشَّرَفِ عَلَیْهِ فَلَیْسَ بِخَیْرٍ بَلْ هُوَ الشَّرُّ الْخَالِصُ وَبَالٌ عَلَی صَاحِبِهِ یُعَذِّبُهُ اللَّهُ بِهِ أَشَدَّ الْعَذَابِ فَقَالُوا لَهُ: یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله)! أَنْتَ تَقُولُ هَذَا وَ نَحْنُ نَقُولُ بَلْ مَا نُنْفِقُهُ إِلَّا لِإِبْطَالِ أَمْرِکَ وَ دَفْعِ رِئَاسَتِکَ وَ لِتَفْرِیقِ أَصْحَابِکَ عَنْکَ وَ هُوَ الْجِهَادُ الْأَعْظَمُ نُؤَمِّلُ بِهِ مِنَ اللَّهِ الثَّوَابَ الْأَجَلَّ الْأَجْسَمَ وَ أَقَلُّ أَحْوَالِنَا أَنَّا تَسَاوَیْنَا فِی الدَّعْوَی مَعَکَ فَأَیُّ فَضْلٍ لَکَ عَلَیْنَا فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): یَا إِخْوَةَ الْیَهُودِ! إِنَّ الدَّعَاوِیَ یَتَسَاوَی فِیهَا الْمُحِقُّونَ وَ الْمُبْطِلُونَ وَ لَکِنْ حُجَجُ اللَّهِ وَ دَلَائِلُهُ تُفَرِّقُ بَیْنَهُمْ فَتَکْشِفُ عَنْ تَمْوِیهِ الْمُبْطِلِینَ وَ تَبِینُ عَنْ حَقَائِقِ الْمُحِقِّینَ وَ رَسُولُ اللَّهِ محمد (صلی الله علیه و آله) لَا یَغْتَنِمُ جَهْلَکُمْ وَ لَا یُکَلِّفُکُمُ التَّسْلِیمَ لَهُ بِغَیْرِ حُجَّةٍ وَ لَکِنْ یُقِیمُ عَلَیْکُمْ حُجَّةَ اللَّهِ الَّتِی لَا یُمْکِنُکُمْ دِفَاعُهَا وَ لَا تُطِیقُونَ الِامْتِنَاعَ مِنْ مُوجِبِهَا وَ لَوْ ذَهَبَ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) یُرِیکُمْ آیَةً مِنْ عِنْدِهِ لَشَکَکْتُمْ وَ قُلْتُمْ إِنَّهُ مُتَکَلِّفٌ مَصْنُوعٌ مُحْتَالٌ فِیهِ مَعْمُولٌ أَوْ مُتَوَاطَأٌ عَلَیْهِ وَ إِذَا اقْتَرَحْتُمْ أَنْتُمْ فَأَرَاکُمْ مَا تَقْتَرِحُونَ لَمْ یَکُنْ لَکُمْ أَنْ تَقُولُوا مَعْمُولٌ أَوْ مُتَوَاطَأٌ عَلَیْهِ أَوْ مُتَأَتًّی بِحِیلَةٍ وَ مُقَدِّمَاتٍ فَمَا الَّذِی تَقْتَرِحُونَ فَهَذَا رَبُّ الْعَالَمِینَ قَدْ وَعَدَنِی أَنْ یُظْهِرَ لَکُمْ مَا تَقْتَرِحُونَ لِیَقْطَعَ مَعَاذِیرَ الْکَافِرِینَ مِنْکُمْ وَ یَزِیدَ فِی بَصَائِرِ الْمُؤْمِنِینَ مِنْکُمْ قَالُوا قَدْ أَنْصَفْتَنَا یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله)! فَإِنْ وَفَیْتَ بِمَا وَعَدْتَ مِنْ نَفْسِکَ مِنَ الْإِنْصَافِ وَ إِلَّا فَأَنْتَ أَوَّلُ رَاجِعٍ مِنْ دَعْوَاکَ النُّبُوَّةَ وَ دَاخِلٌ فِی غُمَارِ الْأُمَّةِ وَ مُسَلِّمٌ لِحُکْمِ التَّوْرَاةِ لِعَجْزِکَ عَمَّا نَقْتَرِحُهُ عَلَیْکَ وَ ظُهُورِ بَاطِلِ دَعْوَاکَ فِیمَا تَرُومُهُ مِنْ جِهَتِکَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): الصِّدْقُ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ لَا الْوَعِیدُ اقْتَرِحُوا مَا أَنْتُمْ مُقْتَرِحُونَ لِیُقْطَعَ مَعَاذِیرُکُمْ فِیمَا تَسْأَلُونَ ...

امام عسکری (علیه السلام) آنچه در این آیه خداوند درباره‌ی دل‌های آن‌ها می‌فرماید شبیه مطلبی است که در سوره‌ی نساء می‌فرماید: أَمْ لَهُمْ نَصِیبٌ مِنَ الْمُلْکِ فَإِذاً لا یُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِیراً [یعنی] اگر قدرت در دست آن‌ها بود به مردم به اندازه‌ی ذرّه‌ای هم نمی‌دادند و توضیحی که در این آیه در مورد سنگ‌ها داده‌شده، شبیه توصیفی است که در این آیه می‌فرماید: لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلی جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَةِ الله این سرزنش در ارتباط با یهودیان و ناصبی‌ها است. یهودیان جامع هر دو کار و فاعل هر دو خطا بودند. به‌همین جهت بر آن‌ها سخت گرفته‌شد؛ به صورتی که پیامبراکرم (ایشان را مورد سرزنش قرارداد؛ چه آنکه گروهی از رؤسا و زبان‌آوران ایشان گفتند: «ای محمّد (! تو ما را ملامت می‌کنی و نسبت به دل‌های ما خبر می‌دهی [در حالی‌که] خدا می‌داند آنگونه نیست [بلکه] دل‌های ما موجب خیر کثیری است. ما روزه می‌گیریم؛ صدقه می‌دهیم و با فقرا مواسات داریم». پیامبراکرم (فرمود: «خیر و خوبی در صورتی درست است که در راه خدا باشد و به دستور او انجام شده‌باشد امّا وقتی منظور، ریا و سمعه و دشمنی با پیامبرخدا (و خودنمایی به‌وسیله‌ی ثروت علیه رسول‌خدا (باشد چنین کاری خیر نیست بلکه شرّ خالص است و چنان گردنگیر فاعل آن می‌شود که به عذاب شدید مبتلا خواهدشد». گفتند: «ای محمّد (! تو چنین ادّعایی می‌کنی ولی ما می‌گوییم آنچه انفاق می‌کنیم در راه سرکوب‌نمودن تو و پراکنده‌کردن یاران تو است که برای ما جهاد بزرگی است و از خداوند آرزوی ثواب عظیمی در مقابل این اعمال داریم. و در کمترین حال چنین است که ما با شما در ادّعا برابر هستیم. دیگر چه فضیلتی برای تو نسبت به ما می‌ماند»؟! پیامبراکرم (فرمود: «برادران یهود! در ابتدای بیان ادّعا، دو طرف [در صحیح بودن و مقبول بودن ادّعایشان] مساوی‌اند [یعنی] کسی که به حق ادّعا می‌کند و کسی که به باطل مدّعی است، هر دو در ادّعا مساویند. ولی حجّت‌ها و براهین خدا، بین این دو فرق می‌گذارد و پرده از ادّعای باطل بر می‌دارد و و حقّانیّت اهل حق را آشکار می‌کند. محمّد (رسول‌خدا، نادانی شما را مغتنم نمی‌شمرد که بدون دلیل سخن او را بپذیرید ولی چنان برای شما استدلال می‌کند که امکان نپذیرفتن آن را نداشته‌باشید و نتوانید فرار کنید. اگر محمّد (یک معجزه به انتخاب خود انجام دهد، خواهیدگفت «این ساختگی و حیله‌بازی است» یا «قبلاً آموخته است» اما اگر خودتان تقاضا کنید و انتخاب نمائید دیگر نمی‌توانید ادّعا کنید که این معجزه‌ای که آورد، یک کار از قبل تمرین شده و ساختگی یا حیله‌گری و استفاده از ابزارها است. اینک چه معجزه‌ای می‌خواهید؟ خداوند به من خبر داده که هرچه شما انتخاب کنید انجام خواهدداد تا بهانه‌ی کفرتان را قطع نماید و موجب افزایش بصیرت مؤمنین شما گردد». گفتند: «با ما به انصاف رفتارکردی. اگر همین وعده‌ای که دادی در مورد خود به انجام رسانی، به انصاف برخوردکرده‌ای و گرنه باید خودت اوّلین کسی باشی که از ادّعای خود در مورد نبوّت دست برمی‌داری و مانند مردم عادّی باشی و تابع حکم تورات گردی؛ زیرا نتوانسته‌ای آنچه ما خواسته‌ایم انجام دهی و ادّعایت باطل گردیده است». پیامبراکرم (فرمود: «واقعیّت و حقیقت بین ما و شما حکم می‌کند؛ نه تهدید. حال هر معجزه‌ای که مایلید انتخاب کنید تا بهانه‌ی شما از میان برود ...».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۵۲ بحارالأنوار، ج۹، ص۳۱۲/ الإمام العسکری، ص۲۸۳؛ فیه «الغنی له» بدلٌ «العناد له» و «ینبی عنکم» بدل «بینی و بینکم»/ الاحتجاج، ج۱، ص۴۵؛ فیه «و هذا الذی وصف الله ... و اقترفوا الخطییتین» محذوفٌ و «العظیم» بدلٌ «الأجسم» و «ینبی عنکم» بدلٌ «بینی و بینکم»/ البرهان

دلهای شما سخت‌شد

الرّسول (صلی الله علیه و آله): لَا تُکْثِرُوا الْکَلَامَ بِغَیْرِ ذِکْرِ اللَّهِ فَإِنَّ کَثْرَةَ الْکَلَامِ بِغَیْرِ ذِکْرِ اللَّهِ یُقْسِی الْقَلْبَ وَ إِنَّ أَبْعَدَ النَّاسِ مِنْ اللَّهِ الْقَاسِی الْقَلْبِ.

پیامبر ( سخن بسیار، که ذکر خدا در آن نیست نگوئید. زیرا فراوانی سخن که بدون ذکر خدا باشد، دل را سخت می‌کند و دورترین مردم از خدا کسی است که سخت‌دل باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۵۴ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۶۴/ نورالثقلین

دلهای شما سخت‌شد

الصّادق (علیه السلام): إِنَّ تَرْکَ ذِکْرِی یُقْسِی الْقُلُوب.

امام صادق (علیه السلام) [خداوند می‌فرماید:] خودداری از یاد من دل‌ها را قساوت می‌دهد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۵۴ الکافی، ج۲، ص۴۹۷/ نورالثقلین

دلهای شما سخت‌شد

الرّسول (صلی الله علیه و آله): یَا عَلِیُ (علیه السلام)! ثَلَاثٌ یُقْسِینَ الْقَلْبَ اسْتِمَاعُ اللَّهْوِ وَ طَلَبُ الصَّیْدِ وَ إِتْیَانُ بَابِ السُّلْطَان.

پیامبر ( ای علی (علیه السلام)! سه چیز قساوت قلب می‌آورد: گوش‌کردن به لهو، شکارکردن و به دربار سلطان رفتن.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۵۴ بحارالأنوار، ج۶۲، ص۴۸۲/ نورالثقلین

دلهای شما سخت‌شد

امیرالمؤمنین (علیه السلام): لَا یَطُولُ عَلَیْکُمُ الْأَمَلُ فَتَقْسُوَ قُلُوبُکُمْ.

امام علی (علیه السلام) آرزوهای طولانی نکنید که قلب‌هایتان را سخت می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۵۴ نورالثقلین

دلهای شما سخت‌شد

العسکری (علیه السلام): قَسَتْ قُلُوبُکُمْ عَسَتْ وَ جَفَّتْ وَ یَبِسَتْ مِنَ الْخَیْرِ وَ الرَّحْمَةِ قُلُوبُکُمْ مَعَاشِرَ الْیَهُودِ.

امام عسکری (علیه السلام) یعنی ای جماعت یهودیان! دل‌های شما غلیظ و خشک گردیده و خیر و رحمت از آن‌ها رخت بربسته است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۵۴ بحارالأنوار، ج۹، ص۳۱۲/ الإمام العسکری، ص۲۸۳/ البرهان

دلهای شما سخت‌شد

امیرالمؤمنین (علیه السلام): مَا جَفَّتِ الدُّمُوعُ إِلَّا لِقَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ مَا قَسَتِ الْقُلُوبُ إِلَّا لِکَثْرَةِ الذُّنُوب.

امام علی (علیه السلام) اشک چشم‌ها خشک نمی‌شوند مگر از اثر قساوت قلب و دل‌ها نیز سخت [و دچار قساوت] نمی‌شوند مگر در اثر گناهان زیاد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۵۴ نورالثقلین/ الکافی، ج۱، ص۸۱

دلهای شما سخت‌شد

العسکری (علیه السلام): ثُمَ وَجَّهَ اللَّهُ الْعَذْلَ نَحْوَ الْیَهُودِ الْمَذْکُورِینَ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی: ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ أَ فَکُلَّما جاءَکُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوی أَنْفُسُکُمُ فَأَخَذَ عُهُودَکُمْ وَ مَوَاثِیقَکُمْ بِمَا لَا تُحِبُّونَ مِنْ بَذْلِ الطَّاعَةِ لِأَوْلِیَاءِ اللَّهِ الْأَفْضَلِینَ وَ عِبَادِهِ الْمُنْتَجَبِینَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ (علیهم السلام) لَمَّا قَالُوا لَکُمْ کَمَا أَدَّاهُ إِلَیْکُمْ أَسْلَافُکُمُ الَّذِینَ قِیلَ لَهُمْ: إِنَّ وَلَایَةَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) {وَ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام)} هِیَ الْغَرَضُ الْأَقْصَی وَ الْمُرَادُ الْأَفْضَلُ، مَا خَلَقَ اللَّهُ أَحَداً مِنْ خَلْقِهِ وَ لَا بَعَثَ أَحَداً مِنْ رُسُلِهِ إِلَّا لِیَدْعُوَهُمْ إِلَی وَلَایَةِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ خُلَفَائِهِ (علیهم السلام) وَ یَأْخُذَ بِهِ عَلَیْهِمُ الْعَهْدَ لِیُقِیمُوا عَلَیْهِ وَ لِیَعْمَلَ بِهِ سَائِرُ عَوَامِّ الْأُمَم.

امام عسکری (علیه السلام) خداوند [در این بخش از آیه،] سرزنش را متوجّه یهود، که در این سخن الهی ذکرشان آمده است أَ فَکُلَّما جاءَکُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوی أَنْفُسُکُمُ کرده و خداوند از شما (یهودیان) عهد و پیمان‌هایتان را به آنچه دوست ندارید گرفت که آن اطاعت‌کردن از اولیاء خدا همان برترین وبرگزیده‌ترین بندگانش یعنی محمّد (و خاندان پاکش (علیهم السلام) است (منظور آنکه آن چیزی که پیامبر (برای شما می آورد و در نظر شما ناخوشایند است اخذ عهد و پیمان از شما برای اطاعت از اولیای الهی است). و به شما همان چیزی را که پیشینیانتان به شما رسانده‌بودند گفته‌شد؛ همان پدرانتان که به ایشان گفته‌شد: «ولایت و سرپرستی محمّد (و آل او (علیهم السلام) همان هدف نهایی و خواسته‌ی برتر است». خداوند آفریده‌ای را خلق نکرد و رسولی را برنگزید مگر اینکه ایشان را به ولایت محمّد (و علی (علیه السلام) و جانشینانش (علیهم السلام) خواند و از ایشان عهد گرفت که بر آن ایستادگی کنند و دیگر عوام امّت‌ها به آن عمل کنند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۵۶ الإمام العسکری، ص۳۷۹

بعد از این [همه کفران]

العسکری (علیه السلام): مِنْ بَعْدِ ذلِکَ مِنْ بَعْدِ مَا بَیَّنْتُ مِنَ الْآیَاتِ الْبَاهِرَاتِ فِی زَمَانِ مُوسَی (علیه السلام) وَ مِنَ الْآیَاتِ الْمُعْجِزَاتِ الَّتِی شَاهَدْتُمُوهَا مِنْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله).

امام عسکری (علیه السلام) بعد از اظهار آیات و معجزات عالی که در زمان حضرت موسی (علیه السلام) مشاهده‌کردید و آیات و معجزاتی که از حضرت محمّد (دیدید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۵۶ بحارالأنوار، ج۹، ص۳۱۲/ الإمام العسکری، ص۲۸۳/ البرهان/ قصص الأنبیاءللراوندی، ص۲۸۸؛ فیه «التقدیم و التأخیر»

همچون سنگ

العسکری (علیه السلام): فَهِیَ کَالْحِجارَةً الْیَابِسَةِ لَا تَرْشَحُ بِرُطُوبَةٍ وَ لَا یَنْتَفِضُ مِنْهَا مَا یُنْتَفَعُ بِهِ أَیْ إِنَّکُمْ لَا حَقَّ اللَّهِ تُؤَدُّونَ وَ لَا مِنْ أَمْوَالِکُمْ وَ لَا مِنْ حَوَاشِیهَا تَتَصَدَّقُونَ وَ لَا بِالْمَعْرُوفِ تَتَکَرَّمُونَ وَ بِهِ تَجُودُونَ وَ لَا الضَّیْفَ تُقِرُّونَ وَ لَا مَکْرُوباً تَغِیثُونَ وَ لَا بِشَیْءٍ مِنَ الْإِنْسَانِیَّةِ تُعَاشِرُونَ وَ تُعَامِلُونَ.

امام عسکری (علیه السلام) مانند سنگ خشک که هیچ ترشّح و رطوبتی نداشت که موجب سود و منفعتی باشد؛ یعنی نه حقّ خدا را پرداختید و نه از اموال و قدرت‌های مالی خود انفاق نمودید و نه نسبت به کار خیری، کوشش و بخششی داشتید و نه مهمان‌نوازی نمودید و نه به داد کسی رسیدید و اصلاً به آداب انسانیّت عمل نکردید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۵۶ بحارالأنوار، ج۹، ص۳۱۲/ الإمام العسکری، ص۲۸۳؛ فیه: «مواشیها» بدلٌ «حواشیها»/ نورالثقلین؛ فیه: «لا ینتقض فیها ما ینتفع به ای» و «و لا من حواشیها» و «به تجودون» کلهم محذوفٌ و «تواصلون» بدلٌ «تعاملون»/ البرهان؛ فیه «تردّون» بدلٌ» تؤدّون

یا سخت‌تر

العسکری (علیه السلام): إِنَّمَا هِیَ فِی قَسَاوَةِ الْأَحْجَارِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً أَبْهَمَ عَلَی السَّامِعِینَ وَ لَمْ یُبَیِّنْ لَهُمْ کَمَا یَقُولُ الْقَائِلُ أَکَلْتُ خُبْزاً أَوْ لَحْماً وَ هُوَ لَا یُرِیدُ بِهِ أَنِّی لَا أَدْرِی مَا أَکَلْتُ بَلْ یُرِیدُ أَنْ یُبْهِمَ عَلَی السَّامِعِ حَتَّی لَا یَعْلَمَ مَا ذَا أَکَلَ وَ إِنْ کَانَ یَعْلَمُ أَنَّهُ مَا قَدْ أَکَلَ وَ لَیْسَ مَعْنَاهُ بَلْ أَشَدُّ قَسْوَةً لِأَنَّ هَذَا اسْتِدْرَاکٌ غَلَطٌ وَ هُوَ عَزَّوَجَلَّ یَرْتَفِعُ أَنْ یَغْلَطَ فِی خَبَرٍ ثُمَّ یَسْتَدْرِکَ عَلَی نَفْسِهِ الْغَلَطَ لِأَنَّهُ الْعَالِمُ بِمَا کَانَ وَ بِمَا یَکُونُ وَ مَا لَا یَکُونُ أَنْ لَوْ کَانَ کَیْفَ کَانَ یَکُونُ وَ إِنَّمَا یَسْتَدْرِکُ الْغَلَطَ عَلَی نَفْسِهِ الْمَخْلُوقُ الْمَنْقُوصُ وَ لَا یُرِیدُ بِهِ أَیْضاً فَهِیَ کَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً أَیْ وَ أَشَدُّ قَسْوَةً لِأَنَّ هَذَا تَکْذِیبُ الْأَوَّلِ بِالثَّانِی لِأَنَّهُ قَالَ فَهِیَ کَالْحِجَارَةِ فِی الشِّدَّةِ لَا أَشَدَّ مِنْهَا وَ لَا أَلْیَنَ فَإِذَا قَالَ بَعْدَ ذَلِکَ أَوْ أَشَدُّ فَقَدْ رَجَعَ عَنْ قَوْلِهِ الْأَوَّلِ لِأَنَّهُ لَیْسَ بِأَشَدَّ وَ هَذَا مَثَلٌ لِمَنْ یَقُولُ لَا یَجِیءُ مِنْ قُلُوبِکُمْ خَیْرٌ لَا قَلِیلٌ وَ لَا کَثِیرٌ فَأَبْهَمَ عَزَّوَجَلَّ فِی الْأَوَّلِ حَیْثُ قَالَ أَوْ أَشَدُّ وَ بَیَّنَ فِی الثَّانِی أَنَّ قُلُوبَهُمْ أَشَدُّ قَسْوَةً مِنَ الْحِجَارَةِ لَا بِقَوْلِهِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً بَلْ بِقَوْلِهِ تَعَالَی ... فَقَالُوا لَهُ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله)! زَعَمْتَ أَنَّهُ مَا فِی قُلُوبِنَا شَیْءٌ مِنْ مُوَاسَاةِ الْفُقَرَاءِ وَ مُعَاوَنَةِ الضُّعَفَاءِ وَ النَّفَقَةِ فِی إِبْطَالِ الْبَاطِلِ وَ إِحْقَاقِ المحق {الْحَقِّ} وَ أَنَّ الْأَحْجَارَ أَلْیَنُ مِنْ قُلُوبِنَا وَ أَطْوَعُ لِلَّهِ مِنَّا وَ هَذِهِ الْجِبَالُ بِحَضْرَتِنَا فَهَلُمَّ بِنَا إِلَی بَعْضِهَا فَاسْتَشْهِدْهُ عَلَی تَصْدِیقِکَ وَ تَکْذِیبِنَا فَإِنْ نَطَقَ بِتَصْدِیقِکَ فَأَنْتَ الْمُحِقُّ یَلْزَمُنَا اتِّبَاعُکَ وَ إِنْ نَطَقَ بِتَکْذِیبِکَ أَوْ صَمَتَ فَلَمْ یَرُدَّ جَوَابَکَ فَاعْلَمْ أَنَّکَ الْمُبْطِلُ فِی دَعْوَاکَ الْمُعَانِدُ لِهَوَاکَ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): نَعَمْ! هَلُمُّوا بِنَا إِلَی أَیِّهَا شِئْتُمْ فَأَسْتَشْهِدَهُ لِیَشْهَدَ لِی عَلَیْکُمْ فَخَرَجُوا إِلَی أَوْعَرِ جَبَلٍ رَأَوْهُ فَقَالُوا: یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله)! هَذَا الْجَبَلَ فَاسْتَشْهِدْهُ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لِلْجَبَلِ: إِنِّی أَسْأَلُکَ بِجَاهِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الَّذِینَ بِذِکْرِ أَسْمَائِهِمْ تَابَ اللَّهُ عَلَی آدَم ... وَ رَفَعَ إِدْرِیسَ فِی الْجَنَّةِ مَکَاناً عَلِیّاً لَمَّا شَهِدْتَ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) بِمَا أَوْدَعَکَ اللَّهُ بِتَصْدِیقِهِ عَلَی هَؤُلَاءِ الْیَهُودِ فِی ذِکْرِ قَسَاوَةِ قُلُوبِهِمْ وَ تَکْذِیبِهِمْ فِی جَحْدِهِمْ لِقَوْلِ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَتَحَرَّکَ الْجَبَلُ وَ تَزَلْزَلَ وَ فَاضَ عَنْهُ الْمَاءُ وَ نَادَی یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله)! أَشْهَدُ أَنَّکَ رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ سَیِّدُ الْخَلَائِقِ أَجْمَعِینَ وَ أَشْهَدُ أَنَّ قُلُوبَ هَؤُلَاءِ الْیَهُودِ کَمَا وَصَفْتَ أَقْسَی مِنَ الْحِجَارَةِ لَا یَخْرُجُ مِنْهَا خَیْرٌ کَمَا قَدْ یَخْرُجُ مِنَ الْحِجَارَةِ الْمَاءُ سَیْلًا أَوْ تَفَجُّراً وَ أَشْهَدُ أَنَّ هَؤُلَاءِ کَاذِبُونَ عَلَیْکَ فِیمَا بِهِ یَقْذِفُونَکَ مِنَ الْفِرْیَةِ عَلَی رَبِّ الْعَالَمِینَ.

امام عسکری (علیه السلام) دل‌های شما در قساوت مانند سنگ‌های سخت یا سخت‌تر از سنگ شد. [خداوند این جمله را] به صورت ابهام بیان می‌کند و توضیح نمی‌دهد. مانند کسی که به دیگری می‌گوید «نان یا گوشت خورده‌ام». منظورش این نیست که من نمی‌دانم کدام را خورده‌ام؛ بلکه می‌خواهد بر شنونده مبهم باشد تا نفهمد که چه خورده است؛ گرچه می‌خواهد به او بفهماند که بالأخره چیزی خورده است. معنی آیه این نیست که «بلکه سخت‌تر از سنگ است». زیرا استدراک (مطلبی را اوّل به صورتی غلط بگویند و بعد آن را تصحیح کنند) یک نوع غلط است و این محال است به خدا نسبت دهیم که مطلبی را به غلط بگوید بعد آن را تصحیح نماید؛ زیرا او عالم به گذشته و حال و آینده است؛ [می‌داند] که اگر چیزی در آینده به وجود آید چگونه خواهدبود. این استدراک، مخصوص مخلوق ناقص است. منظورش این هم نیست که «دلهای شما چون سنگ و سخت‌تر از سنگ است»؛ زیرا [اگر بگوید دل‌های شما چون سنگ سخت است سپس بگوید از سنگ نیز سخت‌تر است] در این صورت، جمله‌ی دوّم، جمله‌ی اوّل را تکذیب کرده، به این دلیل که جمله‌ی اوّل می‌گوید، دل‌های آنان در سختی مثل سنگ است و نه از آن سخت‌تر است و نه از آن ملایم‌تر. و در این حالت اگر در جمله‌ی بعدی بگوید بلکه از سنگ سخت‌تر است [، جمله‌ی قبلی را نقض کرده و] از جمله‌ی اول خود بازگشته. زیرا جمله‌ی اوّل می‌گوید دل‌هایشان از سنگ سخت‌تر نیست. این، مَثَل می‌باشد برای کسی که منظورش این است که بفهماند «دل‌های شما منبع و منشأ خیری نیست؛ نه کم و نه زیاد». در جمله‌ی اوّل مبهم آورده چون می‌فرماید: أَوْ أَشَدُّ ولی در جمله‌ی دوّم توضیح داده که از سنگ، سخت‌تر است. این توضیح نه به‌وسیله‌ی لفظ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَة است؛ بلکه به‌وسیله‌ی این آیه است. آنان می‌گفتند: «ای محمّد (تو پنداشته‌ای که در دل ما تمایلی به دستگیری از مستمندان و کمک بیچارگان و اقدامات مالی در راه جلوگیری باطل و از بین‌بردن آن و یاری حق و زنده‌کردن آن نیست. خلاصه در این دل‌ها از صفات انسانی خبری نیست و این سنگ‌های سخت، به‌مراتب از این دل‌ها نرم‌تر و در برابر فرمان خدا تسلیم‌تر هستند؟! بفرمایید اینک کوه‌ها در مقابل ماست؛ با هم نزدیک آن‌ها می‌رویم و از آن‌ها می‌خواهیم که به صدق و حقانیّت تو و کذب و دروغ ما گواهی دهند. اگر به نطق آمدند و با زبان فصیح، تو را تصدیق نمودند، البتّه تو بر حقی و ما هم لزوماً از تو متابعت نموده و تسلیم می شویم؛ ولی اگر تو را تکذیب کرده و یا اصلاً سکوت نموده و پاسخی ندادند، باید بدانی که تو در ادّعای خود خطا رفته‌ای و از طریق هوی و هوس مسیر لجاجت و عناد را در پیش داری». پیغمبر (فرمود: «اشکالی ندارد؛ به طرف هر یک از این کوه‌ها که می‌خواهید برویم تا استشهاد نمایم و او هم به نفع من و زیان شما گواهی خواهدداد». آن‌ها حرکت کردند و سخت‌ترین صخره را انتخاب نمودند و [به پیامبر (] گفتند: «اینک کوه! استشهاد کن». رسول‌خدا (متوجّه آن کوه شده و فرمود: «ای کوه! من تو را به عظمت مقام محمّد (و پاکان از خاندانش که به احترام ذکر نام آنها، خداوند توبه‌ی آدم (علیه السلام) را پذیرفت ... ادریس (علیه السلام) را در بهشت خداوند به مقام ارجمندی رساند سوگند می‌دهم برای این یهودیان، به آن شهادتی که خداوند در تو به امانت گذارده، در مورد قساوت دل‌های ایشان و تکذیب آن‌ها نسبت به گفتار محمّد رسول‌خدا (گواهی بده». کوه حرکتی کرد و آب از آن جاری شد و فریاد زد: «ای محمّد (! گواهی می‌دهم تو رسول پروردگار جهان و بهترین مردم هستی و گواهی می‌دهم که دل این یهودیان چنانچه توصیف نموده‌ای از سنگ سخت‌تر است و چیزی از آن بر نمی‌آید؛ چنان‌که از دل سنگ، آب سیل‌آسا می‌تراود یا بیرون می‌آید [امّا دل این افراد انعطافی نشان نمی‌دهد] و گواهی می‌دهم که آن‌ها در مورد نسبت کذبی که در رابطه با خدای جهان به تو می‌دهند، دروغ می‌گویند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۵۶ بحارالأنوار، ج۹، ص۳۱۲/ الإمام العسکری، ص۲۸۳ و الاحتجاج، ج۱، ص۴۵ و البرهان؛ فیهما: «خفف الله العرش ... لا یعرف عدوهم غیر الله» زیادة و فی الاحتجاج «یقرفونک» بدلٌ «یقذفونک» و «انّما هی فی القساوة ... بل قوله تعالی» محذوفٌ

یا سخت‌تر

العسکری (علیه السلام): ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ قَالَتِ الْیَهُودُ زَعَمْتَ أَنَّ الْأَحْجَارَ أَلْیَنُ مِنْ قُلُوبِنَا وَ أَطْوَعُ لِلَّهِ مِنَّا فَاسْتَشْهِدْ هَذِهِ الْجِبَالَ عَلَی تَصْدِیقِکَ فَأَمَرَ (علیه السلام) فَتَحَرَّکَ الْجَبَلُ وَ تَزَلْزَلَ وَ فَاضَ مِنْهُ الْمَاءُ وَ نَادَی أَشْهَدُ أَنَّکَ رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ سَیِّدُ الْخَلْقِ أَجْمَعِینَ ثُمَّ أَمَرَهُ أَنْ یَنْقَطِعَ نِصْفَیْنِ وَ تَرْتَفِعَ السُّفْلَی وَ تَنْخَفِضَ الْعُلْیَا وَ تَبَاعَدَ إِلَی فَضَاءٍ وَاسِعٍ ثُمَّ نَادَی أَیُّهَا الْجَبَلُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ فِی کَلَامٍ لَهُ فَتَزَلْزَلَ الْجَبَلُ وَ سَارَ کَالْقَارِحِ الْهَمْلَاجِ حَتَّی وَقَفَ بَیْنَ یَدَیْهِ فَقَالُوا رَجُلٌ مَبْخُوت.

امام عسکری (علیه السلام) سپس قلب‌هایتان سخت شد. یهود گفت: «[ای محمّد (] پنداشتی که سنگها از قلب‌های ما نرمتر است و نسبت به اوامر الهی از ما مطیع‌تر است؟ پس از این کوه بخواه بر صداقت تو شهادت دهد». پس [پیامبر (] دستور داد؛ کوه تکان خورد، لرزید و آب از آن جاری شد و ندا سرداد «من شهادت می‌دهم که تو فرستاده‌ی پروردگار دوجهان هستی و بر تمام خلق سروری». سپس [پیامبر (] به [کوه] امر کرد که از وسط به دو نیم شود. قسمت زیرین بالا رود و تکّه‌ی فوقانی پایین بیاید و از یکدیگر به‌سوی فضای پهناور دور شوند. آنگاه ندا داد: «ای کوه تو را به حق محمّد (وخاندان پاکش (علیهم السلام) قسم می‌دهم». کوه لرزید و همچون جوانی خوش‌خرام حرکت کرد تا اینکه در مقابل او ایستاد. پس گفتند: «او مرد خوش اقبالی است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۵۸ المناقب، ج۱، ص۹۲

یا سخت‌تر

الرّسول (صلی الله علیه و آله): إِنَّ حَجَراً کَانَ یُسَلِّمُ عَلَیَّ فِی الْجَاهِلِیَّةِ وَ إِنِّی لَأَعْرِفُهُ الْآنَ.

پیامبر ( سنگی در دوران جاهلیّت، همواره بر من سلام می‌کرد و من اکنون آن را می‌شناسم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۶۰ نورالثقلین

چرا که پاره‌ای از سنگها می‌شکافد، و از آن نهرها جاری می‌شود

العسکری (علیه السلام): قال الإمام (علیه السلام) فِی تَأْوِیلِ ذَلِکَ وَ قُلُوبُهُمْ لَا تَتَفَجَّرُ مِنْهَا الْخَیْرَاتُ وَ لَا تَتَشَقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهَا قَلِیلٌ مِنَ الْخَیْرَاتِ وَ إِنْ لَمْ یَکُنْ کَثِیرا.

امام عسکری (علیه السلام) قلب‌های ایشان چنان نیست که خیرات و برکات از آن فوران کرده و خارج شود و حتّی چنان نیست که ذرّه‌ای باز شود و اندکی از خیرات و نه خیرات خیلی زیاد از آن صادر شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۶۰ تأویل الآیات الظاهرة، ص۷۶

چرا که پاره‌ای از سنگها می‌شکافد، و از آن نهرها جاری می‌شود

العسکری (علیه السلام): وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ أَیْ فَهِیَ فِی الْقَسَاوَةِ بِحَیْثُ لَا یَجِیءُ مِنْهَا الْخَیْرُ وَ فِی الْحِجَارَةِ مَا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهَارُ فَیَجِیءُ بِالْخَیْرِ وَ الْغِیَاثِ لِبَنِی آدَمَ.

امام عسکری (علیه السلام) بعضی از سنگ‌ها می‌شکافد و از آن‌ها آب می‌تراود امّا دلهای آن‌ها (یهودیان) از شدّت قساوت هیچ خیری از آن نمی‌تراود امّا سنگ‌هایی هستند که می‌شکافند و آب و خیرات از آنان جاری شده و به داد انسان [تشنه] می‌رسد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۶۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۳۱۲/ الإمام العسکری، ص۲۸۳/ الاحتجاج، ج۱، ص۴۵/ نورالثقلین؛ فیه «یهودی» زیادة/ البرهان و الخرایج والجرایح، ج۲، ص۵۱۹؛ فیهما «یا یهود» زیادة و «النبات» بدل «الغیاث»

و پاره‌ای از آنها شکاف برمی‌دارد و آب از آن تراوش می‌کند

العسکری (علیه السلام): إِنَّ مِنْها مِنَ الْحِجَارَةِ لَما یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ هُوَ مَا یَقْطُرُ مِنْهَا الْمَاءُ فَهُوَ خَیْرٌ مِنْهَا دُونَ الْأَنْهَارِ الَّتِی یَتَفَجَّرُ مِنْ بَعْضِهَا وَ قُلُوبُهُمْ لَا یَتَفَجَّرُ مِنْهَا الْخَیْرَاتُ وَ لَا یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهَا قَلِیلٌ مِنَ الْخَیْرَاتِ وَ إِنْ لَمْ یَکُنْ کَثِیراً.

امام عسکری (علیه السلام) بعضی از سنگ‌ها، جدای از آن نهرها که از دل کوه‌ها جاری است، می‌شکافند و از آن‌ها آب می‌تراود که منبع خیری است. امّا قلب‌های ایشان چنان نیست که خیرات و برکات از آن فوران کند و خارج شود و حتّی چنان نیست که ذرّه‌ای باز شود و اندکی از خیرات و نه خیرات خیلی زیاد از آن صادر شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۶۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۳۱۲/ الإمام العسکری، ص۲۸۳/ البرهان

و پاره‌ای از خوف خدا [از فراز کوه] به زیر می‌افتد

العسکری (علیه السلام): وَ إِنَّ مِنْها یَعْنِی مِنَ الْحِجَارَةِ لَما یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللهِ إِذَا أَقْسَمَ عَلَیْهَا بِاسْمِ اللَّهِ وَ بِأَسْمَاءِ أَوْلِیَائِهِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ الطَّیِّبِینَ مِنْ آلِهِمْ (علیهم السلام) وَ لَیْسَ فِی قُلُوبِکُمْ شَیْءٌ مِنْ هَذِهِ الْخَیْرَاتِ.

امام عسکری (علیه السلام) از خشیت خدا وقتی بعضی از این سنگ‌ها را به خدا و به اسماء اولیاء خدا محمّد (علی (علیه السلام)، فاطمه (سلام الله علیها)، حسن (علیه السلام)، حسین (علیه السلام) و اولاد پاکش (علیهم السلام) قسم بدهند فرود می‌آید؛ ولی در دل‌های شما چنین اثری وجود ندارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۶۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۳۱۲/ الإمام العسکری، ص۲۸۳/ البرهان

و خداوند از آنچه انجام می‌دهید غافل نیست

العسکری (علیه السلام): بَلْ عَالِمٌ بِهِ یُجَازِیکُمْ عَنْهُ بِمَا هُوَ بِهِ عَادِلٌ عَلَیْکُمْ وَ لَیْسَ بِظَالِمٍ لَکُمْ یُشَدِّدُ حِسَابَکُمْ وَ یُؤْلِمُ عِقَابَکُم.

امام عسکری (علیه السلام) [خداوند] غافل نیست بلکه به آن عالم است و طبق استحقاق، به شما جزا و کیفر می‌دهد. او هرگز به شما ظلم نخواهد نمود؛ حسابی سخت می‌گیرد و عقابی سخت می‌نماید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۶۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۳۱۲/ الإمام العسکری، ص۲۸۳/ البرهان

اسباب نزول

برای این آیه 2 سبب نزول ثبت شده است:

ضمیر و مرجع ضمیر

در آیه 74 سوره البقرة تعداد 10 ضمیر قرار دارد که مراجع آن به قرار ذیل میباشد:

ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ (بَنِین) مِنْ بَعْدِ ذٰلِكَ(يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتيٰ وَ يُرِيكُمْ آياتِهِ) فَهِيَ (قُلُوبُ) كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ (ما) الْأَنْهارُ وَ إِنَّ مِنْها (الْحِجارَةِ) لَما يَشَّقَّقُ (ما) فَيَخْرُجُ مِنْهُ (ما) الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها (الْحِجارَةِ) لَما يَهْبِطُ (ما) مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (بَنِین)

خطاب آیه

آیه 74 سوره البقرة در خطاب سطح1 دارای 1 خطاب میباشد: نَحنُ(خدا) به اَنتَ(پیامبر)

این آیه در خطاب سطح2 دارای 1 خطاب میباشد: نَحنُ(خدا) به اَنتُم(بَنین)

این آیه دارای خطاب سطح3 نمی باشد.

این آیه دارای خطاب سطح4 نمی باشد.

کلمهمتکلم1مخاطب1متکلم2مخاطب2متکلم3مخاطب3متکلم4مخاطب4
ثُمَّنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
قَسَتْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
قُلُوبُكُمْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
مِنْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
بَعْدِنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
ذٰلِكَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
فَهِيَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
كَالْحِجارَةِنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
أَوْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
أَشَدُّنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
قَسْوَةًنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
وَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
إِنَّنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
مِنَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
الْحِجارَةِنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
لَمانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
يَتَفَجَّرُنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
مِنْهُنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
الْأَنْهارُنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
وَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
إِنَّنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
مِنْهانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
لَمانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
يَشَّقَّقُنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
فَيَخْرُجُنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
مِنْهُنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
الْماءُنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
وَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
إِنَّنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
مِنْهانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
لَمانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
يَهْبِطُنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
مِنْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
خَشْيَةِنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
اللَّهِنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
وَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
مَانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
اللَّهُنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
بِغافِلٍنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
عَمَّانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)
تَعْمَلُونَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(بَنین)

موضوعات در آیه

جهت نمایش موضوعات ذیل این آیه، کلیک کنید

الاعراف: 13

الاعراف 13: قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما یَکُونُ لَکَ أَنْ تَتَکَبَّرَ فِیها فَاخْرُجْ إِنَّکَ مِنَ الصَّاغِرِینَ

ترجمه

انصاریان: خدا فرمود: از اين جايگاه و منزلتت [كه عرصه فروتنى و فرمانبردارى است‌] فرود آى؛ زيرا تو را نرسد كه در اين جايگاه بلند، بزرگ منشى كنى پس بيرون شو كه قطعاً از خوارشدگانى.

مکارم: گفت: «از آن (مقام و مرتبه‌ات) فرود آى! تو حقّ ندارى در آن (مقام و مرتبه) تكبّر كنى! بيرون رو، كه تو از افراد پست و كوچكى!

احسن الحدیث: گفت از آن (منزلت) فرو شو كه در آن تكبر كردن حق تو نيست، بيرون شو كه تو از

لینک به منابع

روایات ذیل آیه

این آیه دارای 19 روایت میباشد

داستان

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه): خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ (علیه السلام) فَبَقِیَ أَرْبَعِینَ سَنَةً مُصَوَّراً وَ کَانَ یَمُرُّ بِهِ إِبْلِیسُ اللَّعِینُ فَیَقُولُ لِأَمْرٍ مَا خُلِقْتَ فَقَالَ الْعَالِمُ (علیه السلام) فَقَالَ إِبْلِیسُ لَئِنْ أَمَرَنِیَ اللَّهُ بِالسُّجُودِ لِهَذَا لَعَصَیْتُهُ قَالَ ثُمَّ نَفَخَ فِیهِ فَلَمَّا بَلَغَتْ فِیهِ الرُّوحُ إِلَی دِمَاغِهِ عَطَسَ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ فَقَالَ اللَّهُ لَهُ یَرْحَمُکَ اللَّهُ قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) عَلَیْهِ فَسَبَقَتْ لَهُ مِنَ اللَّهِ الرَّحْمَةُ ثُمَّ قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لِلْمَلَائِکَةِ (علیهم السلام) اسْجُدُوا لِآدَمَ (علیه السلام) فَسَجَدُوا لَهُ فَأَخْرَجَ إِبْلِیسُ مَا کَانَ فِی قَلْبِهِ مِنَ الْحَسَدِ فَأَبَی أَنْ یَسْجُدَ فَقَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ ما مَنَعَکَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ فَقالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) فَأَوَّلُ مَنْ قَاسَ إِبْلِیسُ وَ اسْتَکْبَرَ وَ الِاسْتِکْبَارُ هُوَ أَوَّلُ مَعْصِیَةٍ عُصِیَ اللَّهُ بِهَا قَالَ فَقَالَ إِبْلِیسُ یَا رَبِّ أَعْفِنِی مِنَ السُّجُودِ لآِدَمَ (علیه السلام) وَ أَنَا أَعْبُدُکَ عِبَادَةً لَمْ یَعْبُدْکَهَا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ فَقَالَ اللَّهُ لَا حَاجَةَ لِی إِلَی عِبَادَتِکَ إِنَّمَا أُرِیدُ أَنْ أُعْبَدَ مِنْ حَیْثُ أُرِیدُ لَا مِنْ حَیْثُ تُرِیدُ فَأَبَی أَنْ یَسْجُدَ فَقَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّکَ رَجِیمٌ وَ إِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتِی إِلی یَوْمِ الدِّینِ.

علیّ‌بن‌ابراهیم ( خداوند آدم (را خلق کرد و او چهل سال به شکل مصوّر مجسّمه باقی ماند. ابلیس ملعون بر او می‌گذشت و می‌گفت: «برای امری خلق شده است». امام موسی به جعفر (فرمود: ابلیس گفت: «به خدا قسم! که اگر خداوند مرا به سجده بر او فرمان دهد یقیناً از او نافرمانی می‌کنم». گفت: سپس در او دمیده شد. وقتی روح در بدن او به دماغش رسید عطسه کرد. پس گفت: «الحَمْدُلِله». خداوند به او فرمود: «یَرْحَمُکَ اللهُ (خدا تو را رحم کند)». امام صادق (فرمود: «از جانب خدا! رحمت بر او پیشی گرفت. سپس خداوند تبارک‌وتعالی به فرشتگان گفت: اسْجُدُوا لِآدَمَ پس بر او سجده کردند. ابلیس آنچه از حسد در قلبش بود را خارج کرده و از اینکه سجده کند سر باز زد. خداوند عزّوجلّ فرمود: ما مَنَعَکَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ پس گفت: قالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ». امام صادق (فرمود: «اوّلین کسی که مقایسه کرد و تکبّر ورزید، ابلیس بود و تکبّر اوّلین گناه و عصیانی بود که خداوند با آن مورد نافرمانی قرار گرفت». فرمود: پس ابلیس گفت: «پروردگارا مرا از سجده بر آدم معاف کن و آنگاه من به‌گونه‌ای تو را عبادت می‌کنم که هیچ فرشته مقرّبی و نه هیچ پیامبر مرسلی آن‌گونه تو را عبادت نکرده است». پس خداوند فرمود: «من نیازی به عبادت تو ندارم. من می‌خواهم آن گونه که خود دوست دارم مورد عبادت قرار بگیرم نه آن گونه که تو می‌خواهی». پس شیطان از سجده‌کردن سر باز زد. خداوند تبارک‌وتعالی فرمود: از آسمان‌ها [و صفوف ملائکه] خارج شو، که تو رانده‌ی درگاه منی! و مسلّماً لعنت من بر تو تا روز قیامت خواهد بود!. (ص/۷۸۷۷)

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۵، ص۴۰ بحار الأنوار، ج۱۱، ص۱۴۱/ بحار الأنوار، ج۶۰، ص۲۷۳

داستان

الصّادق (علیه السلام): لَا یَجُوزُ لِأَحَدٍ أَنْ یَقُولَ فِی دِینِ اللَّهِ بِرَأْیِهِ أَوْ یَأْخُذَ فِیهِ بِقِیَاسِهِ وَیْحَ أَصْحَابِ الْکَلَامِ یَقُولُونَ هَذَا یَنْقَاسُ وَ هَذَا لَا یَنْقَاسُ إِنَّ أَوَّلَ مَنْ قَاسَ إِبْلِیسُ لَعَنَهُ اللَّهُ حِینَ قَالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ فَرَأَی فِی نَفْسِهِ وَ قَالَ بِشِرْکِهِ إِنَّ النَّارَ أَعْظَمُ قَدْراً مِنَ الطِّینِ فَفَتَحَ لَهُ الْقِیَاسُ أَنْ لَا یَسْجُدَ الْأَعْظَمُ لِلْأَدْنَی فَلُعِنَ مِنْ أَجْلِ ذَلِکَ وَ صُیِّرَ شَیْطَاناً مَرِیداً وَ لَوْ جَازَ الْقِیَاسُ لَکَانَ کُلُّ قَائِسٍ مُخْطِئٍ فِی سَعَةٍ إِذِ الْقِیَاسُ مِمَّا یَتِمُّ بِهِ الدِّینُ فَلَا حَرَجَ عَلَی أَهْلِ الْقِیَاسِ وَ إِنَّ أَمْرَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لَمْ یَزَلْ مُعْتَدِلًا حَتَّی نَشَأَ الْمُوَلَّدُونَ أَبْنَاءُ سَبَایَا الْأُمَمِ فَأَخَذُوا بِالرَّأْیِ وَ الْقِیَاسِ وَ تَرَکُوا سُنَنَ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) فَضَلُّوا وَ أَضَلُّوا.

امام صادق ( جایز نیست بر کسی که به رأی خویش در دین خداوند سخنی بگوید و یا قیاس کند. وای بر صاحبان این سخن که می‌گویند: این امر قابل قیاس است و آن یکی قابل قیاس نیست. اوّلین کسی که مقایسه کرد ابلیس ملعون بود که گفت: «من بهتر از اویم، مرا از آتش آفریدی و او را از گِل، فریفته خویش گردید و شرک ورزید و گفت: آتش ارزشمندتر از گِل است و باب قیاس را باز کرد. [و نتیجه گرفت] که بزرگتر بر پایین‌تر سجده نمی‌کند و به سبب این امر مورد لعنت واقع شد و شیطان رانده‌شده گردید و اگر قیاس جایز می‌شد هر مقایسه کننده‌ای محدود به توانایی خویش [در قیاس] دچار خطا می‌شد [چون هرکس، محدوده‌ی علمی‌اش با دیگری متفاوت است و در همان محدوده قیاس می‌کند] اما هنگامی‌که قیاس باعث تکمیل دین گردد هیچ حرجی بر اهل قیاس نخواهد بود. کار بنی‌اسرائیل همواره معتدل و درست بود تا زمانی‌که فرزندان کوچک آنان رشد یافته [و نسل بعدی ایجاد شد] و روش رأی و قیاس را در پیش گرفته، سنّت‌های انبیاء (را ترک گفته و گمراه شدند و مردم را به گمراهی کشاندند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۵، ص۴۰ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۲۵۴/ دعایم الإسلام، ج۲، ص۵۳۶

داستان

الصّادق (علیه السلام): عَن الْمُعَلَّی‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أصْحَابِنَا یَرْفَعُهُ إلَی أبِی‌عَبْدِ اللهِ (علیه السلام) قَالَ: إِنَّ أَوَّلَ مَنْ قَاسَ إِبْلِیسُ فَقَالَ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ وَ لَوْ عَلِمَ إِبْلِیسُ مَا جَعَلَ اللَّهُ فِی آدَمَ (علیه السلام) لَمْ یَفْتَخِرْ عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ خَلَقَ الْمَلَائِکَةَ (علیهم السلام) مِنْ نُورٍ وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنَ النَّارِ وَ خَلَقَ الْجِنَّ صِنْفاً مِنَ الْجَانِّ مِنَ الرِّیحِ وَ خَلَقَ الْجِنَّ صِنْفاً مِنَ الْجِنِّ مِنَ الْمَاءِ وَ خَلَقَ آدَمَ (علیه السلام) مِنْ صَفْحَةِ الطِّینِ ثُمَّ أَجْرَی فِی آدَمَ (علیه السلام) النُّورَ وَ النَّارَ وَ الرِّیحَ وَ الْمَاءَ فَبِالنُّورِ أَبْصَرَ وَ عَقَلَ وَ فَهِمَ وَ بِالنَّارِ أَکَلَ وَ شَرِبَ وَ لَوْ لَا أَنَّ النَّارَ فِی الْمَعِدَةِ لَمْ یَطْحَنْ الْمَعِدَةُ الطَّعَامَ وَ لَوْ لَا أَنَّ الرِّیحَ فِی جَوْفِ ابْنِ آدَمَ (علیه السلام) تُلَهِّبُ النَّارَ {نَارَ الْمَعِدَةِ} الْمَعِدَةُ لَمْ تَلْتَهِبْ وَ لَوْ لَا أَنَّ الْمَاءَ فِی جَوْفِ ابْنِ آدَمَ (علیه السلام) یُطْفِئُ حَرَّ نَارِ الْمَعِدَةِ لَأَحْرَقَتِ النَّارُ جَوْفَ ابْنِ آدَمَ (علیه السلام) فَجَمَعَ اللَّهُ ذَلِکَ فِی آدَمَ الْخَمْسَ خِصَالٍ وَ کَانَتْ فِی إِبْلِیسَ خَصْلَةٌ فَافْتَخَرَ بِهَا.

امام صادق ( معلی‌بن‌محمد از برخی یاران ما روایت می‌کند: امام صادق (فرمود: نخست قیاسگر ابلیس است که گفت: «مرا از آتش آفریدی و او را از گل»، و اگر ابلیس می‌دانست آنچه را خدا در آدم آفریده بر او نمی‌بالید. سپس فرمود: «خدا فرشته‌ها را از نور آفریده و جان را از آتش و پری را که صنفی از جانّ‌اند از باد و صنفی پری را از آب آفریده و آدم را از صحنه‌ی زمین و گل سپس در آدم (نور و آتش و باد و آب را روان کرده با نور بیند و اندیشد و فهمد و با آتش خورد و نوشد و اگر آتش در معده نبود خوراک را آسیا نمی‌کرد و اگر باد درون آدمی نبود آتش معده شعله‌ور می‌شد یا شعله‌ور می‌کرد و اگر آب درون آدمیزاده نبود که آتش معده را خاموش کند آتش درونش را می‌سوخت و خدا در آدم (این پنج جوهر را فراهم کرد و در ابلیس یکی از آن‌ها بود و به همان بالید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۵، ص۴۰ بحار الأنوار، ج۱۱، ص۱۰۲/ بحار الأنوار، ج۵۸، ص۳۰۶/ قصص الأنبیاء للجزایری، ص۲۴

داستان

الصّادق (علیه السلام): إِنَّ إِبْلِیسَ قَاسَ نَفْسَهُ بِآدَمَ (علیه السلام) فَقَالَ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ فَلَوْ قَاسَ الْجَوْهَرَ الَّذِی خَلَقَ اللَّهُ مِنْهُ آدَمَ (علیه السلام) بِالنَّارِ کَانَ ذَلِکَ أَکْثَرَ نُوراً وَ ضِیَاءً مِنَ النَّارِ.

امام صادق ( همانا ابلیس خود را با آدم (مقایسه کرد و گفت: خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ و اگر جوهری را که خدای عزّوجلّ آدم (را از آن آفریده است با آتش مقایسه می‌کرد، به این نتیجه می‌رسید که نور و درخشش آن جوهر، از آتش بیشتر است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۵، ص۴۲ بحار الأنوار، ج۱۱، ص۱۴۷/ نور الثقلین/ البرهان

داستان

الصّادق (علیه السلام): وَ أُمِرُوا بِالسُّجُودِ إِذْ کَانَتْ سَجْدَتُهُمْ لآِدَمَ (علیه السلام) تَفْضِیلًا لَهُ وَ عِبَادَةً لِلَّهِ إِذْ کَانَ ذَلِکَ بِحَقٍّ لَهُ وَ أَبَی إِبْلِیسُ الْفَاسِقُ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ فَقَالَ ما مَنَعَکَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ قَالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ قَالَ فَقَدْ فَضَّلْتُهُ عَلَیْکَ حَیْثُ أَمَرْ {تُ} بِالْفَضْلِ لِلْخَمْسَةِ الَّذِینَ لَمْ أَجْعَلْ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطَاناً وَ لَا مِنْ شِیعَتِهِمْ {یَتَّبِعُهُمْ} فَذَلِکَ اسْتِثْنَاءُ اللَّعِینِ {إِلَّا عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ قَالَ إِنَّ عِبادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطانٌ وَ هُمُ الشِّیعَة.

امام صادق ( فرشتگان به سجده در برابر آدم (فرمان داده شدند و این سجده بزرگداشت آدم (و عبادت خدا بود و حقّ خداوند این است که مورد پرستش واقع گردد، لکن ابلیس فاسق از دستور پروردگار سرپیچی نمود، خداوند فرمود: «چه چیزی مانع از سجده‌ی تو شد با وجودی که به تو دستور دادم». گفت: «من بهتر از اویم». خداوند فرمود: «به‌درستی‌که او را بر تو برتری دادم چنانکه به پنج تن فضیلت و برتری بخشیدم و هیچ سلطه و غلبه‌ای بر آن‌ها و بر شیعیان [و پیروان] آن‌ها نخواهی داشت، به‌همین‌جهت است که آن ملعون در سخن خویش این استثناء را بیان نموده و می‌گوید: [همه را به گمراهی می‌کشانم] مگر بندگان مخلصت را. (حجر/۴۰) خداوند فرمود: «تو بر بندگان من تسلّط و حاکمیّتی نخواهی یافت، [مراد شیعیان هستند]».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۵، ص۴۲ فرات الکوفی، ص۵۶

داستان

الصّادق (علیه السلام): عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أبِی‌عَبْدِ اللهِ (علیه السلام) قَالَ: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ بِمَا ذَا اسْتَوْجَبَ إِبْلِیسُ مِنَ اللَّهِ أَنْ أَعْطَاهُ مَا أَعْطَاهُ قَالَ بِشَیْءٍ کَانَ مِنْهُ شَکَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ قُلْتُ وَ مَا کَانَ مِنْهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ رَکْعَتَانِ رَکَعَهُمَا فِی السَّمَاءِ أَرْبَعَةَ آلَافِ سَنَةٍ.

امام صادق ( زراره گوید: به امام صادق (عرض کردم: «جانم فدایت چرا ابلیس مستوجب عطای خداوند از آنچه به او عطا کرد شد»؟ فرمود: «به خاطر مقداری از کارهایی که کرده بود خدا از او تشکّر کرد». گفتم: «جانم فدایت! چه کرده بود»؟ گفت: «چهار هزار سال دو رکعت در آسمان نماز خواند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۵، ص۴۲ نور الثقلین

در مذمّت قیاس

الرّسول (صلی الله علیه و آله): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ مَنْ قَاسَ شَیْئاً مِنَ الدِّینِ بِرَأْیِهِ قَرَنَهُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی مَعَ إِبْلِیسَ فِی النَّارِ فَإِنَّهُ أَوَّلُ مَنْ قَاسَ حَیْثُ قَالَ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ فَدَعُوا الرَّأْیَ وَ الْقِیَاسَ فَإِنَّ دِینَ اللَّهِ لَمْ یُوضَعْ عَلَی الْقِیَاسِ.

پیامبر ( رسول خدا (فرمود: «کسی که پاره‌ای از دین را با نظر خود قیاس کند، خداوند او را قرین ابلیس سازد، زیرا او اوّلین قیاسگر است، آنجا که گفت: خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ پس دست از رأی و قیاس بردارید، زیرا دین خدای سبحان بر قیاس وضع نشده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۵، ص۴۲ بحار الأنوار، ج۲، ص۲۸۶/ علل الشرایع، ج۱، ص۸۸/ نور الثقلین

در مذمّت قیاس

امیرالمؤمنین (علیه السلام): وَ لَوْ کَانَ الْحُکْمُ فِی الدِّینِ بِالْقِیَاسِ لَکَانَ بَاطِنُ الْقَدَمَیْنِ أَوْلَی بِالْمَسْحِ مِنْ ظَاهِرِهِمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَی حِکَایَةً عَنْ إِبْلِیسَ فِی قَوْلِهِ بِالْقِیَاسِ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ فَذَمَّهُ اللَّهُ لِمَا لَمْ یَدْرِ مَا بَیْنَهُمَا وَ قَدْ ذَمَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ الْأَئِمَّةُ (علیهم السلام) الْقِیَاسَ یَرِثُ ذَلِکَ بَعْضُهُمْ عَنْ بَعْضٍ وَ یَرْوِیهِ عَنْهُمْ أَوْلِیَاؤُهُم.

امام علی ( و اگر مأخذ احکام در دین قیاس بود، زیر پا برای مسح‌کردن مناسب‌تر از ظاهر آن بود. خدای متعال در حکایت سخن ابلیس براساس قیاس چنین می‌فرماید: أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نَارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ که خدای سبحان او را سرزنش می‌کند به خاطر آنکه نمی‌فهمد [تفاوت] بین آن دو چیست. و رسول خدا (و ائمه (نیز قیاس را مذمت می‌کنند که برخی از آنان از برخی دیگر به ارث برده‌اند و اولیای آن‌ها نیز آن را از ایشان نقل می‌کنند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۵، ص۴۴ وسایل الشیعة، ج۲۷، ص۵۵/ بحار الأنوار، ج۹۰، ص۹۳

در مذمّت قیاس

الصّادق (علیه السلام): عَنْ عِیسَی‌بْنِ‌عَبْدِاللهِ الْقُرَشِیِّ، قَالَ: دَخَلَ أَبُو حَنِیفَةَ عَلَی أَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (علیهم السلام) فَقَالَ لَهُ یَا أَبَاحَنِیفَةَ بَلَغَنِی أَنَّکَ تَقِیسُ قَالَ نَعَمْ قَالَ لَا تَقِسْ فَإِنَّ أَوَّلَ مَنْ قَاسَ إِبْلِیسُ حِینَ قَالَ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ فَقَاسَ مَا بَیْنَ النَّارِ وَ الطِّینِ وَ لَوْ قَاسَ نُورِیَّةَ آدَمَ (علیه السلام) بِنُورِیَّةِ النَّارِ عَرَفَ فَضْلَ مَا بَیْنَ النُّورَیْنِ وَ صَفَاءَ أَحَدِهِمَا عَلَی الْآخَرِ.

امام صادق ( عیسی‌بن‌عبدالله قرشی گوید: ابوحنیفه نزد امام صادق (آمد، و امام به او فرمود: «ای ابوحنیفه! به من گفته اند که تو قیاس می‌کنی»؟ گفت: «بلی». فرمود: «قیاس مکن، چراکه اوّل کسی که قیاس کرد، ابلیس بود، هنگامی‌که گفت: خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ و آتش را با گل مقایسه کرد و اگر نورانیّت آدم (را با نورانیبت آتش مقایسه کرده بود، برتری و فاصله و فرق بین این دو نور و صفای یکی از آن‌ها بر دیگری را درک می‌کرد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۵، ص۴۴ بحار الأنوار، ج۴۷، ص۲۲۶/ الاحتجاج، ج۲، ص۳۶۲/ بحار الأنوار، ج۲، ص۲۸۸/ علل الشرایع، ج۱، ص۸۷/ البرهان

در مذمّت قیاس

الصّادق (علیه السلام): أبُو زُهَیْرِ‌بْنِ‌شَبِیبِ‌بْنِ‌أنَسٍ عَنْ بَعْضِ أصْحَابِهِ عَنْ أبِی‌عَبْدِاللهِ (علیه السلام) قَالَ: ... قَالَ: یَا أَبَاحَنِیفَةَ إِنَّ أَوَّلَ مَنْ قَاسَ إِبْلِیسُ الْمَلْعُونُ قَاسَ عَلَی رَبِّنَا تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَقَالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ قَالَ فَسَکَتَ أَبُوحَنِیفَة.

امام صادق ( ابوزهیربن‌شبیب‌بن‌انس از برخی یارانش روایت می‌کند: امام صادق (فرمود: ای ابوحنیفه اوّل کسی که قیاس کرد شیطان ملعون بود که بر خدا قیاس کرد و گفت: «أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ». ابوحنیفه ساکت ماند [و جوابی نداشت که بگوید].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۵، ص۴۴ وسایل الشیعة، ج۲۷، ص۴۷/ بحار الأنوار، ج۲، ص۲۹۲/ بحار الأنوار، ج۲، ص۳۱۵/ علل الشرایع، ج۱، ص۸۶

در مذمّت قیاس

الصّادق (علیه السلام): دَعَائِمُ الْإسْلَامِ، رُوِّینَا: عَنْ أَبِی‎عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِبْنِ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ لِأَبِی‌حَنِیفَةَ یَا نُعْمَانُ مَا الَّذِی تَعْتَمِدُ عَلَیْهِ فِیمَا لَا تَجِدُ فِیهِ نَصّاً مِنْ کِتَابِ اللَّهِ وَ لَا خَبَراً عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ أَقِیسُهُ عَلَی مَا وَجَدْتُ مِنْ ذَلِکَ قَالَ لَهُ إِنَّ أَوَّلَ مَنْ قَاسَ إِبْلِیسُ فَأَخْطَأَ إِذْ أَمَرَهُ اللَّهُ بِالسُّجُودِ لآِدَمَ (علیه السلام) فَقَالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ فَرَأَی أَنَّ النَّارَ أَشْرَفُ عُنْصُراً مِنَ الطِّینِ فَخَلَّدَهُ ذَلِکَ فِی الْعَذَابِ الْمُهِینِ أَیْ نُعْمَان.

امام صادق ( امام جعفر صادق (به ابوحنیفه که نزد حضرت رفته بود، فرمود: «نای نعمان! اگر در مورد حکمی نه نصی از قرآن و نه روایتی از پیامبر (یافتی، چه می‌کنی؟ [براساس چه فتوا می‌دهی]؟» ابوحنیفه پاسخ داد: «حکم آن را با قیاس به حکمی دیگر تعیین می‌کنم». امام (به او فرمود: «اوّلین کسی که قیاس کرد ابلیس بود و به خطا رفت. خداوند به او امر کرد که بر آدم سجده کند. او گفت: أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ و گمان برد که عنصر آتش برتر از گل است و همین قیاس باعث جاودانگی او در عذابی خوارکننده شد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۵، ص۴۴ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۲۵۲

علت تمرّد

الصّادق (علیه السلام): إِنَّ الْمَلَائِکَةَ (علیهم السلام) کَانُوا یَحْسَبُونَ أَنَّ إِبْلِیسَ مِنْهُمْ وَ کَانَ فِی عِلْمِ اللَّهِ أَنَّهُ لَیْسَ مِنْهُمْ فَاسْتَخْرَجَ مَا فِی نَفْسِهِ بِالْحَمِیَّةِ وَ الْغَضَبِ فَقَالَ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ.

امام صادق ( فرشتگان گمان می‌کردند که ابلیس از آنان است، امّا خدای عزّوجلّ می‌دانست که او از آنان نیست، پس خدای عزّوجلّ تعصّب او را آشکار نمود و ابلیس گفت: خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِن طِینٍ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۵، ص۴۴ الکافی، ج۲، ص۳۰۸/ وسایل الشیعة، ج۱۵، ص۳۷۲/ بحار الأنوار، ج۶۰، ص۲۲۰/ العیاشی، ج۲، ص۹/ نور الثقلین/ البرهان

علت تمرّد

الصّادق (علیه السلام): إِنَّ أَمْرَ اللَّهِ تَعَالَی ذِکْرُهُ لَا یُحْمَلُ عَلَی الْمَقَایِیسِ وَ مَنْ حَمَلَ أَمْرَ اللَّهِ عَلَی الْمَقَایِیسِ هَلَکَ وَ أَهْلَکَ إِنَّ أَوَّلَ مَعْصِیَةٍ ظَهَرَتِ الْإِبَانَةُ مِنْ إِبْلِیسَ اللَّعِینِ حِینَ أَمَرَ اللَّهُ تَعَالَی ذِکْرُهُ مَلَائِکَتَهُ بِالسُّجُودِ لآِدَمَ (علیه السلام) فَسَجَدُوا وَ أَبَی إِبْلِیسُ اللَّعِینُ أَنْ یَسْجُدَ فَقَالَ عَزَّوَجَلَّ ما مَنَعَکَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ قالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ فَکَانَ أَوَّلُ کُفْرِهِ قَوْلَهُ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ ثُمَّ قِیَاسَهُ بِقَوْلِهِ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ فَطَرَدَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَنْ جِوَارِهِ وَ لَعَنَهُ وَ سَمَّاهُ رَجِیماً وَ أَقْسَمَ بِعِزَّتِهِ لَا یَقِیسُ أَحَدٌ فِی دِینِهِ إِلَّا قَرَنَهُ مَعَ عَدُوِّهِ إِبْلِیسَ فِی أَسْفَلِ دَرْکٍ مِنَ النَّارِ.

امام صادق ( اوامر خداوند را نمی‌توان حمل بر قیاس کرد و هرکس اوامر خدا را حمل بر قیاس کند و به رأی و قیاس عمل نماید علاوه بر آنکه خود هلاک می‌شود گاهی سبب هلاکت دیگران هم می‌گردد، و اوّلین کسی که [پس از خلقت آدم (] خدا را نافرمانی نمود و اظهار منیّت و قیاس کرد، شیطان ملعون بود هنگامی‌که خدای تعالی به ملائکه دستور داد که بر آدم (ابوالبشر سجده نمایند، تمامی آن‌ها سجده نمودند جز شیطان. خدای عزّوجلّ فرمود: ما مَنَعَکَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ قالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ که اوّلین اظهار کفرش این بود که گفت: من بهترم [از لحاظ مادّه خلقت] و بعد قیاس کرد و گفت: مرا از آتش خلق کردی و آدم (را از خاک [به‌همین سبب] خداوند او را طرد فرمود از جوار رحمت خود و لعنش کرد و رجیمش نامید و سپس قسم یاد کرد به‌عزّت خود که هرکس در دینش قیاس کند او را همقرین شیطان در درک اسفل جهنّم نماید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۵، ص۴۴ بحار الأنوار، ج۱۳، ص۲۸۸/ نور الثقلین/ علل الشرایع، ج۱، ص۶۱

علت تمرّد

الصّادق (علیه السلام): عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) فَاسْتَأْذَنَ عِیسَی‌بْنُ‌مَنْصُورٍ عَلَیْهِ فَقَالَ لَهُ مَا لَکَ وَ لِفُلَانٍ یَا عِیسَی أَمَا إِنَّهُ مَا یُحِبُّکَ فَقَالَ بِأَبِی وَ أُمِّی یَقُولُ قَوْلَنَا وَ یَتَوَلَّی مَنْ نَتَوَلَّی فَقَالَ إِنَّ فِیهِ نَخْوَةَ إِبْلِیسَ فَقَالَ بِأَبِی وَ أُمِّی أَ لَیْسَ یَقُولُ إِبْلِیسُ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ فَقَالَ أَبُوعَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) وَ قَدْ یَقُولُ اللَّهُ وَ شارِکْهُمْ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ فَالشَّیْطَانُ یُبَاضِعُ ابْنَ آدَمَ (علیه السلام) هَکَذَا وَ قَرَنَ بَیْنَ إِصْبَعَیْهِ.

امام صادق ( صفون جمّال گفت: خدمت امام صادق (بودم که عیسی‌بن‌منصور اجازه ورود خواست. امام (فرمود: «ای عیسی! تو را با فلان شخص چه کار؟! او تو را دوست نمی‌دارد». عیسی گفت: «پدر و مادرم فدایت باد! فلان شخص حرف ما را می‌زند و از آنچه ما پیروی می‌کنیم، پیروی می‌کند». امام (فرمود: «در او نخوت و تکبّر شیطان است». عیسی گفت: «پدر و مادرم فدایت باد! آیا ابلیس نمی‌گوید: خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ». امام (فرمود: «و خداوند فرموده‌اند: و با آنان و در ثروت و فرزندانشان شرکت جوی!. (اسراء/۶۴) شیطان با بنی‌آدم همبستر می‌شود». و [سپس] دو انگشتش را کنار هم قرار داد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۵، ص۴۶ بحار الأنوار، ج۱۰۰، ص۲۹۴/ العیاشی، ج۲، ص۳۰۰

علت تمرّد

الکاظم (علیه السلام): قَالَ هَارُونُ أَخْبِرْنِی عَنْ أَوَّلِ مَنْ أَلْحَدَ وَ تَزَنْدَقَ فَقَالَ مُوسَی (علیه السلام) أَوَّلُ مَنْ أَلْحَدَ وَ تَزَنْدَقَ فِی السَّمَاءِ إِبْلِیسُ اللَّعِینُ فَاسْتَکْبَرَ وَ افْتَخَرَ عَلَی صَفِیِّ اللَّهِ وَ نَجِیبِهِ آدَمَ (علیه السلام) فَقَالَ اللَّعِینُ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ فَعَتَا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ وَ أَلْحَدَ فَتَوَارَثَ الْإِلْحَادَ ذُرِّیَّتُهُ إِلَی أَنْ تَقُومَ السَّاعَة.

امام کاظم ( در کتاب تحف العقول آمده است: هارون گفت: «اوّلین کسی که ملحد و کافر شد که بود»؟ امام (فرمود: «اوّلین کسی که در آسمان الحاد را پذیرفت ابلیس ملعون بود، که کبر ورزید و بر آدم (صفی و برگزیده‌ی خدا فخرفروشی کرد و گفت: أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ. از فرمان خدا سرپیچی نمود و ملحد شد این الحاد به بازماندگان به ارث رسید تا روز قیامت».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۵، ص۴۶ بحار الأنوار، ج۱۰، ص۲۴۳

علت تمرّد

الکاظم (علیه السلام): قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لِلْمَلَائِکَةِ (علیهم السلام) اسْجُدُوا لِآدَمَ (علیه السلام) فَسَجَدُوا لَهُ فَأَخْرَجَ إِبْلِیسُ مَا کَانَ فِی قَلْبِهِ مِنَ الْحَسَدِ فَأَبَی أَنْ یَسْجُدَ فَقَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ ما مَنَعَکَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ فَ قالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ.

امام کاظم ( در آن هنگام خداوند تبارک‌وتعالی به فرشتگان گفت: «بر آدم سجده کنید پس بر او سجده کردند امّا ابلیس آنچه از حسد را که در قلبش بود خارج کرد و از سجده امتناع ورزید». خداوند متعال فرمود: ما مَنَعَکَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ فَقالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۵، ص۴۶ بحار الأنوار، ج۱۱، ص۱۴۱ / نور الثقلین

من از او بهترم مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گل

الصّادق (علیه السلام): ٍ إِسْحَاقَ بْنِ جَرِیرٍ قَالَ: قَالَ أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) أَیَّ شَیْءٍ یَقُولُ أَصْحَابُکَ فِی قَوْلِ إِبْلِیسَ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَدْ قَالَ ذَلِکَ وَ ذَکَرَهُ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ قَالَ کَذَبَ یَا إِسْحَاقُ مَا خَلَقَهُ اللَّهُ إِلَّا مِنْ طِینٍ ثُمَّ قَالَ قَالَ اللَّهُ الَّذِی جَعَلَ لَکُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ ناراً فَإِذا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ خَلَقَهُ اللَّهُ مِنْ ذَلِکَ النَّارِ مِنْ تِلْکَ الشَّجَرَةِ وَ الشَّجَرَةُ أَصْلُهَا مِنْ طِینٍ.

امام صادق ( اسحاق‌بن‌جریر گوید: امام صادق (فرمود: یارانت درباره‌ی کلام ابلیس: خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ چه می‌گویند»؟ گفتم: «فدایت شوم! خداوند آن را در کتاب خود فرموده است». فرمود: «شیطان دروغ گفت! ای ابااسحاق! خدا او را به جز از گل نیافریده است». و آنگاه فرمود: خداوند فرموده است: همان کسی که برای شما از درخت سبز، آتش آفرید و شما به‌وسیله‌ی آن، آتش می‌افروزید!. (یس/۸۰) خداوند شیطان را از آتش آن درخت آفرید و مایه‌ی درخت گل است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۵، ص۴۶ بحار الأنوار، ج۱۱، ص۱۵۴ / قصص الأنبیاء للجزایری، ص۳۷

من از او بهترم مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گل

الرّسول (صلی الله علیه و آله): فِی خَبَرِ ابْنِ‌سَلَّامٍ أَنَّهُ سَأَلَ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) ... قَالَ: فَآدَمُ (علیه السلام) خُلِقَ مِنَ الطِّینِ کُلِّهِ أَوْ مِنْ طِینٍ وَاحِدٍ قَالَ بَلْ مِنَ الطِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ خُلِقَ مِنْ طِینٍ وَاحِدٍ لَمَا عَرَفَ النَّاسُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً وَ کَانُوا عَلَی صُورَةٍ وَاحِدَةٍ قَالَ فَلَهُمْ فِی الدُّنْیَا مَثَلٌ قَالَ التُّرَاب‌ُ فِیهِ أَبْیَضُ وَ فِیهِ أَخْضَرُ وَ فِیهِ أَشْقَرُ وَ فِیهِ أَغْبَرُ وَ فِیهِ أَحْمَرُ وَ فِیهِ أَزْرَقُ وَ فِیهِ عَذْبٌ وَ فِیهِ مِلْحٌ وَ فِیهِ خَشِنٌ وَ فِیهِ لَیِّنٌ وَ فِیهِ أَصْهَبُ فَلِذَلِکَ صَارَ النَّاسُ فِیهِمْ لَیِّنٌ وَ فِیهِمْ خَشِنٌ وَ فِیهِمْ أَبْیَضُ وَ فِیهِمْ أَصْفَرُ وَ أَحْمَرُ وَ أَصْهَبُ وَ أَسْوَدُ عَلَی أَلْوَانِ التُّرَابِ.

پیامبر ( ابن‌سلام از پیغمبر (پرسید: ... «خداوند آدم (را از همه‌ی خاک آفرید یا از یک خاک»؟ فرمود: «آری از همه‌ی خاک، و اگر از یک خاک بود مردم همدیگر را نمی‌شناختند، و یک صورت داشتند». گفت: «در دنیا نمونه‌ای دارند»؟ فرمود: «خاک سپید دارد، و سبز، سرخ، و تیره و سرخ و آبی، شیرین دارد و شور، زبر و نرم و شیری، و از این‌رو است که در میان مردم نرم هست و زبر، سفیدپوست و زردپوست و سرخ‌پوست و گندم‌گون و سیاه نسبت به همه رنگ‌های خاک».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۵، ص۴۸ بحار الأنوار، ج۱۱، ص۱۰۱ / نور الثقلین

من از او بهترم مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گل

الباقر (علیه السلام): عَنْ أبِی‌بَصِیرٍ قَالَ: ... قَالَ طَاوُوسٌ الْیَمَانِیَّ: قَالَ فَأَخْبِرْنِی عَنْ کَذِبَةٍ کُذِبَتْ مَنْ صَاحِبُهَا؟ قَالَ إِبْلِیسُ حِینَ قَالَ: أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ.

امام باقر ( ابوبصیر گوید: ... طاووس یمانی گفت: اوّلین دروغی که گفته شد، چه بود و گوینده‌اش چه کسی بود»؟ امام باقر (فرمود: «او ابلیس بود، آنگاه که گفت: أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۵، ص۴۸ الاحتجاج، ج۲، ص۳۲۸

اسباب نزول

اسباب نزولی ذیل این آیه ثبت نشده است.

ضمیر و مرجع ضمیر

در آیه 13 سوره الاعراف تعداد 7 ضمیر قرار دارد که 2 مورد آن بدون مرجع میباشد. ضمائر و مراجع آن به قرار ذیل میباشد:

قالَ ((هُوَ))(خدا) فَاهْبِطْ (إِبْلِیسَ) مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ (إِبْلِیسَ) أَنْ تَتَكَبَّرَ (إِبْلِیسَ) فِيها (ها) فَاخْرُجْ (إِبْلِیسَ) إِنَّكَ (إِبْلِیسَ) مِنَ الصَّاغِرِينَ

خطاب آیه

آیه 13 سوره الاعراف در خطاب سطح1 دارای 1 خطاب میباشد: نَحنُ(خدا) به اَنتَ(پیامبر)

این آیه در خطاب سطح2 دارای 1 خطاب میباشد: نَحنُ(خدا) به اَنتُم(مومنان)

این آیه در خطاب سطح3 دارای 1 خطاب میباشد: هُوَ(خدا) به اَنتَ(ابلیس)

این آیه دارای خطاب سطح4 نمی باشد.

کلمهمتکلم1مخاطب1متکلم2مخاطب2متکلم3مخاطب3متکلم4مخاطب4
قالَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(مومنان)
فَاهْبِطْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(مومنان)هُوَ(خدا)اَنتَ(ابلیس)
مِنْهانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(مومنان)هُوَ(خدا)اَنتَ(ابلیس)
فَمانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(مومنان)هُوَ(خدا)اَنتَ(ابلیس)
يَكُونُنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(مومنان)هُوَ(خدا)اَنتَ(ابلیس)
لَكَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(مومنان)هُوَ(خدا)اَنتَ(ابلیس)
أَنْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(مومنان)هُوَ(خدا)اَنتَ(ابلیس)
تَتَكَبَّرَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(مومنان)هُوَ(خدا)اَنتَ(ابلیس)
فِيهانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(مومنان)هُوَ(خدا)اَنتَ(ابلیس)
فَاخْرُجْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(مومنان)هُوَ(خدا)اَنتَ(ابلیس)
إِنَّكَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(مومنان)هُوَ(خدا)اَنتَ(ابلیس)
مِنَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(مومنان)هُوَ(خدا)اَنتَ(ابلیس)
الصَّاغِرِينَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(مومنان)هُوَ(خدا)اَنتَ(ابلیس)

موضوعات در آیه

جهت نمایش موضوعات ذیل این آیه، کلیک کنید

الاعراف: 24

الاعراف 24: قالَ اهْبِطُوا بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَکُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حِینٍ

ترجمه

انصاریان: خدا فرمود: از اين جايگاه و مقام فرود آييد، در حالى كه دشمن يكديگريد، و براى شما در زمين تا مدتى قرارگاه و مايه برخوردارى است.

مکارم: فرمود: « (از مقام خويش،) فرود آييد، در حالى كه بعضى از شما نسبت به بعض ديگر، دشمن خواهيد بود! (شيطان دشمن شماست، و شما دشمن او!) و براى شما در زمين، قرارگاه و وسيله بهره‌گيرى تا زمان معينى خواهد بود.»

احسن الحدیث: گفت: خارج شويد (در وضعى كه) بعضى از شما دشمن بعض است و براى شما در زمين قرارگاه و متاعى است تا وقتى.

لینک به منابع

روایات ذیل آیه

روایتی ذیل این آیه ثبت نشده است

اسباب نزول

اسباب نزولی ذیل این آیه ثبت نشده است.

ضمیر و مرجع ضمیر

در آیه 24 سوره الاعراف تعداد 4 ضمیر قرار دارد که مراجع آن به قرار ذیل میباشد:

قالَ (رَبَّ) اهْبِطُوا (آدَمُ; زَوْجُ; الشَّیْطانُ) بَعْضُكُمْ (آدَمُ; زَوْجُ; الشَّیْطانُ) لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ (آدَمُ; زَوْجُ; الشَّیْطانُ) فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِليٰ حِينٍ

خطاب آیه

آیه 24 سوره الاعراف در خطاب سطح1 دارای 1 خطاب میباشد: نَحنُ(خدا) به اَنتَ(پیامبر)

این آیه در خطاب سطح2 دارای 1 خطاب میباشد: نَحنُ(خدا) به اَنتُم(مومنان)

این آیه در خطاب سطح3 دارای 1 خطاب میباشد: هُوَ(رَبّ) به اَنتُم(آدَم;زَوج;شَیطان)

این آیه دارای خطاب سطح4 نمی باشد.

کلمهمتکلم1مخاطب1متکلم2مخاطب2متکلم3مخاطب3متکلم4مخاطب4
قالَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(مومنان)
اهْبِطُوانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(مومنان)هُوَ(رَبّ)اَنتُم(آدَم;زَوج;شَیطان)
بَعْضُكُمْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(مومنان)هُوَ(رَبّ)اَنتُم(آدَم;زَوج;شَیطان)
لِبَعْضٍنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(مومنان)هُوَ(رَبّ)اَنتُم(آدَم;زَوج;شَیطان)
عَدُوٌّنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(مومنان)هُوَ(رَبّ)اَنتُم(آدَم;زَوج;شَیطان)
وَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(مومنان)هُوَ(رَبّ)اَنتُم(آدَم;زَوج;شَیطان)
لَكُمْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(مومنان)هُوَ(رَبّ)اَنتُم(آدَم;زَوج;شَیطان)
فِينَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(مومنان)هُوَ(رَبّ)اَنتُم(آدَم;زَوج;شَیطان)
الْأَرْضِنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(مومنان)هُوَ(رَبّ)اَنتُم(آدَم;زَوج;شَیطان)
مُسْتَقَرٌّنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(مومنان)هُوَ(رَبّ)اَنتُم(آدَم;زَوج;شَیطان)
وَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(مومنان)هُوَ(رَبّ)اَنتُم(آدَم;زَوج;شَیطان)
مَتاعٌنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(مومنان)هُوَ(رَبّ)اَنتُم(آدَم;زَوج;شَیطان)
إِليٰنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(مومنان)هُوَ(رَبّ)اَنتُم(آدَم;زَوج;شَیطان)
حِينٍنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)اَنتُم(مومنان)هُوَ(رَبّ)اَنتُم(آدَم;زَوج;شَیطان)

موضوعات در آیه

جهت نمایش موضوعات ذیل این آیه، کلیک کنید

هود ع: 48

هود ع 48: قِیلَ یا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلامٍ مِنَّا وَ بَرَکاتٍ عَلَیْکَ وَ عَلى أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَکَ وَ أُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ یَمَسُّهُمْ مِنَّا عَذابٌ أَلِیمٌ

ترجمه

انصاریان: گفته شد: اى نوح! با سلام و بركاتى از سوى ما بر تو و امت‌هايى كه با تواند [از كشتى‌] فرود آى و امت‌هايى [از نسل همراهانت به وجود مى‌آيند] كه به زودى آنان را [از نعمت هاى خود] برخوردار مى‌كنيم، سپس آنان را از سوى ما [به سبب كفران نعمت‌] عذابى دردناك خواهد رسيد.

مکارم: (به نوح) گفته شد: «اى نوح! با سلامت و بركاتى از ناحيه ما بر تو و بر تمام امتهايى كه با تواند، فرود آى! و امتهاى نيز هستند كه ما آنها را از نعمتها بهره‌مند خواهيم ساخت، سپس عذاب دردناكى از سوى ما به آنها مى‌رسد (، چرا كه اين نعمتها را كفران مى‌كنند!)»

احسن الحدیث: گفته شد: اى نوح فرود آى بسلامت و با فائده‌هايى بر تو و بر امتهايى از كسانى كه با تواند. امتهايى نيز هست كه متاعشان مى‌دهيم سپس از ما به آنها عذاب خواهد رسيد.

لینک به منابع

روایات ذیل آیه

این آیه دارای 2 روایت میباشد

الصّادق (علیه السلام): فَأَمَرَ اللَّهُ الْأَرْضَ أَنْ تَبْلَعَ مَاءَهَا وَ هُوَ قَوْلُهُ وَ قِیلَ یا أَرْضُ ابْلَعِی ماءَکِ وَ یا سَماءُ أَقْلِعِی أَیْ أَمْسِکِی وَ غِیضَ الْماءُ وَ قُضِیَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَی الْجُودِیِّ فَبَلَعَتِ الْأَرْضُ مَاءَهَا فَأَرَادَ مَاءُ السَّمَاءِ أَنْ یَدْخُلَ فِی الْأَرْضِ فَامْتَنَعَتِ الْأَرْضُ مِنْ قَبُولِهَا وَ قَالَتْ إِنَّمَا أَمَرَنِیَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ أَنْ أَبْلَعَ مَائِی فَبَقِیَ مَاءُ السَّمَاءِ عَلَی وَجْهِ الْأَرْضِ وَ اسْتَوَتِ السَّفِینَةُ عَلَی جَبَلِ الْجُودِیِّ وَ هُوَ بِالْمَوْصِلِ جَبَلٌ عَظِیمٌ فَبَعَثَ اللَّهُ جبرئیل (علیه السلام) فَسَاقَ الْمَاءَ إِلَی الْبِحَارِ حَوْلَ الدُّنْیَا وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَی نُوحٍ (علیه السلام) یا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلامٍ مِنَّا وَ بَرَکاتٍ عَلَیْکَ وَ عَلی أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَکَ وَ أُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ یَمَسُّهُمْ مِنَّا عَذابٌ أَلِیمٌ فَنَزَلَ نُوحٌ (علیه السلام) بِالْمُوصِلِ مِنَ السَّفِینَةِ مَعَ الثَّمَانِینَ وَ بَنَوْا مَدِینَةَ الثَّمَانِینَ وَ کَانَتْ لِنُوحٍ (علیه السلام) بِنْتٌ رَکِبَتْ مَعَهُ السَّفِینَةَ فَتَنَاسَلَ النَّاسُ مِنْهَا وَ ذَلِکَ قَوْلُ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) نُوحٌ أَحَدُ الْأَبَوَیْن ثُمَّ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لِنَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) تِلْکَ مِنْ أَنْباءِ الْغَیْبِ نُوحِیها إِلَیْکَ ما کُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُکَ مِنْ قَبْلِ هذا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقِینَ.

امام صادق (علیه السلام)-

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۶، ص۶۹۴ بحار الأنوار، ج۱۱، ص۳۱۲

الصّادق (علیه السلام): لَمَّا حَسَرَ الْمَاءُ عَنْ عِظَامِ الْمَوْتَی فَرَأَی ذَلِکَ نُوحٌ (علیه السلام) جَزِعَ جَزَعاً شَدِیداً وَ اغْتَمَّ لِذَلِکَ فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ إِلَیْهِ هَذَا عَمَلُکَ بِنَفْسِکَ أَنْتَ دَعَوْتَ عَلَیْهِمْ فَقَالَ یَا رَبِّ إِنِّی أَسْتَغْفِرُکَ وَ أَتُوبُ إِلَیْکَ فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ إِلَیْهِ أَنْ کُلِ الْعِنَبَ الْأَسْوَدَ لِیَذْهَبَ غَمُّکَ.

امام صادق (علیه السلام)-

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۶، ص۶۹۶ الکافی، ج۶، ص۳۵۰/ نور الثقلین

اسباب نزول

اسباب نزولی ذیل این آیه ثبت نشده است.

ضمیر و مرجع ضمیر

در آیه 48 سوره هود ع تعداد 7 ضمیر قرار دارد که 2 مورد آن بدون مرجع میباشد. ضمائر و مراجع آن به قرار ذیل میباشد:

قِيلَ يا نُوحُ اهْبِطْ (نُوحُ) بِسَلامٍ مِنَّا (نَا)(خدا) وَ بَرَكاتٍ عَلَيْكَ (نُوحُ) وَ عَليٰ أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ (نُوحُ) وَ أُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ (نَا)(خدا) (أُمَمٌ) ثُمَّ يَمَسُّهُمْ (أُمَمٌ) مِنَّا عَذابٌ أَلِيمٌ

خطاب آیه

آیه 48 سوره هود ع در خطاب سطح1 دارای 1 خطاب میباشد: نَحنُ(خدا) به اَنتَ(پیامبر)

این آیه در خطاب سطح2 دارای 1 خطاب میباشد: نَحنُ(خدا) به نوح

این آیه دارای خطاب سطح3 نمی باشد.

این آیه دارای خطاب سطح4 نمی باشد.

کلمهمتکلم1مخاطب1متکلم2مخاطب2متکلم3مخاطب3متکلم4مخاطب4
قِيلَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)
يانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)نوح
نُوحُنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)نوح
اهْبِطْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)نوح
بِسَلامٍنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)نوح
مِنَّانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)نوح
وَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)نوح
بَرَكاتٍنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)نوح
عَلَيْكَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)نوح
وَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)نوح
عَليٰنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)نوح
أُمَمٍنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)نوح
مِمَّنْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)نوح
مَعَكَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)نوح
وَنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)نوح
أُمَمٌنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)نوح
سَنُمَتِّعُهُمْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)نوح
ثُمَّنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)نوح
يَمَسُّهُمْنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)نوح
مِنَّانَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)نوح
عَذابٌنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)نوح
أَلِيمٌنَحنُ(خدا)اَنتَ(پیامبر)نَحنُ(خدا)نوح

موضوعات در آیه

جهت نمایش موضوعات ذیل این آیه، کلیک کنید

طه: 123

طه 123: قالَ اهْبِطا مِنْها جَمِیعاً بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدىً فَمَنِ اتَّبَعَ هُدایَ فَلا یَضِلُّ وَ لا یَشْقى

ترجمه

انصاریان: [خدا] گفت: هر دو با هم از بهشت [به سوى زمين‌] فرود آييد كه برخى از شما دشمن برخى ديگرند، پس اگر از سوى من هدايتى به شما رسيد، هر كس از هدايتم پيروى كند، نه گمراه مى‌شود و نه به مشقت و رنج مى‌افتد.

مکارم: (خداوند) فرمود: «هر دو از آن (بهشت) فرود آييد، در حالى كه دشمن يكديگر خواهيد بود! ولى هر گاه هدايت من به سراغ شما آيد، هر كس از هدايت من پيروى كند، نه گمراه مى‌شود، و نه در رنج خواهد بود!

احسن الحدیث: گفت: از آنجا فرود آئيد بعضى از شما دشمن بعضى هستيد، پس اگر به شما هدايتى از من آيد هر كه تابع هدايت من باشد نه گمراه مى‌شود و نه شقى.

لینک به منابع

روایات ذیل آیه

این آیه دارای 3 روایت میباشد

هرکس از هدایت من پیروی کند، نه گمراه می‌شود، و نه در رنج خواهد بود

الرّسول (صلی الله علیه و آله): عَنْ عِیسَی بْنِ دَاوُدَ النَّجَّارِ عَن أَبِی‌الْحَسَنِ مُوسَی‌بْنِ‌جَعْفَرٍ (أَنَّهُ سَأَلَ أَبَاهُ (عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فَمَنِ اتَّبَعَ هُدایَ فَلا یَضِلُّ وَ لا یَشْقی قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّبِعُوا هُدَی اللَّهِ تَهْتَدُوا وَ تَرْشُدُوا وَ هُوَ هُدَایَ هُدَی هَذَا علِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَاهُ فِی حَیَاتِی وَ بَعْدَ مَوْتِی فَقَدِ اتَّبَعَ هُدَایَ وَ مَنِ اتَّبَعَ هُدَایَ فَقَدِ اتَّبَعَ هُدَی اللَّهِ وَ مَنِ اتَّبَعَ هُدَی اللهِ فَلَا یَضِلُّ وَ لَا یَشْقَی قَالَ وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمی إِلَی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ کَذلِکَ نَجْزِی مَنْ أَسْرَفَ فِی عَدَاوَةِ آلِ مُحَمَّدٍ (وَ لَمْ یُؤْمِنْ بِآیاتِ رَبِّهِ وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَ أَبْقی.

پیامبر ( عیسی‌بن‌داود نجّار از امام کاظم (روایت می‌کند که ایشان فرمود: «از پدرم در مورد آیه: فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَایَ فَلَا یَضِلُّ وَ لَا یَشْقَی سؤال شد. ایشان پاسخ داد: «رسول خدا (فرمود: «ای مردم! از هدایت من پیروی کنید تا هدایت شوید و راه یابید، چرا که این هدایت من است و هدایت من همان علیّ‌بن‌ابی‌طالب (است و هرکس در زندگی‌ام و بعد از مرگم از هدایت او پیروی کند، بی‌شک از هدایت من پیروی کرده است و هرکس از هدایت من پیروی نماید، از هدایت خداوند پیروی کرده و هرکس از هدایت خداوند پیروی نماید، نه گمراه و نه بدبخت می‌گردد. خداوند عزّ‌ّّّّوجلّ فرموده است: وَ مَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکًا وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَی* قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِی أَعْمَی وَ قَدْ کُنتُ بَصِیرًا * قَالَ کَذَلِکَ أَتَتْکَ آیَاتُنَا فَنَسِیتَهَا وَ کَذَلِکَ الْیَوْمَ تُنسَی* وَ کَذَلِکَ نَجْزِی مَنْ أَسْرَفَ؛ یعنی در دشمنی با محمّد (اسراف و زیاده‌روی کند، وَ لَمْ یُؤْمِن بِآیَاتِ رَبِّهِ وَ لَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَ أَبْقَی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۹، ص۳۰۰ بحار الأنوار، ج۲۴، ص۱۴۹/ تأویل الآیات الظاهرة؛ ص۳۱۴/ البرهان

هرکس از هدایت من پیروی کند، نه گمراه می‌شود، و نه در رنج خواهد بود

امیرالمؤمنین (علیه السلام): اتَّبِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیاءَ قَلِیلًا ما تَذَکَّرُونَ وَ قَالَ فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَکَ وَ لا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ فَفِی اتِّبَاعِ مَا جَاءَکُمْ مِنَ اللهِ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ وَ فِی تَرْکِهِ الْخَطَأُ الْمُبِینُ قَالَ فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدیً فَمَنِ اتَّبَعَ هُدایَ فَلا یَضِلُّ وَ لا یَشْقی فَجَعَلَ فِی اتِّبَاعِهِ کُلَّ خَیْرٍ یُرْجَی فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ.

امام علی ( از چیزی که از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده، پیروی کنید! و از اولیا و معبودهای دیگر جز او، پیروی نکنید! امّا کمتر متذکّر می‌شوید!. (اعراف/۳) و خدای متعال فرمود: پس همان‌گونه که فرمان یافته‌ای، استقامت کن و همچنین کسانی که با تو به‌سوی خدا آمده‌اند [باید استقامت کنند]! و طغیان نکنید، که خداوند آنچه را انجام می‌دهید می‌بیند!. (هود/۱۱۲). پس پاداش بسیار بزرگی در تبعیّت آنچه از سوی خدا برایتان آمده وجود دارد و انحراف روشنی در ترک آن است. خدای متعال فرمود: فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُم مِّنیّ‌ِ هُدًی فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَایَ فَلَا یَضِلُّ وَ لَا یَشْقَی خدای متعال در تبعیّت از خودش تمام خیر دنیا و آخرت را قرار داده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۹، ص۳۰۲ بحارالأنوا؛ ج۸۹، ص۲۵/ العیاشی؛ ج۱، ص۷

هرکس از هدایت من پیروی کند، نه گمراه می‌شود، و نه در رنج خواهد بود

الصّادقین (علیه السلام): وَ اتِّبَاعُ الْکِتَابِ یُورِثُ السَّعَادَةَ فَمَنِ اتَّبَعَ هُدایَ فَلا یَضِلُّ وَ لا یَشْقی وَ اتِّبَاعُ الْأَئِمَّةِ (یُورِثُ الْجَنَّةَ.

امام باقر (و امام صادق ( پیروی از قرآن موجب سعادت؛ فَمَنِ اتَّبَعَ هُدایَ فَلا یَضِلُّ وَ لا یَشْقی. پیروی از ائمّه (سبب بهشت می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۹، ص۳۰۲ بحار الأنوار، ج۲۴، ص۵۱

اسباب نزول

اسباب نزولی ذیل این آیه ثبت نشده است.

ضمیر و مرجع ضمیر

در آیه 123 سوره طه تعداد 10 ضمیر قرار دارد که مراجع آن به قرار ذیل میباشد:

قالَ (رَبُّ) اهْبِطا (آدَمُ; زَوْجِ) مِنْها (الْجَنَّةِ) جَمِيعاً بَعْضُكُمْ (آدَمُ; زَوْجِ) لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ (آدَمُ; زَوْجِ) مِنِّي (رَبُّ) هُديً فَمَنِ اتَّبَعَ (مَنْ) هُدايَ (رَبُّ) فَلا فَلا يَضِلُّ (مَنْ) وَ لا يَشْقيٰ (مَنْ)

خطاب آیه

آیه 123 سوره طه در خطاب سطح1 دارای 1 خطاب میباشد: نَحنُ(خدا) به طه

این آیه در خطاب سطح2 دارای 2 خطاب میباشد: هُوَ(رَب) به اَنتُما(آدم;زوج) ، هُوَ(رَب) به اَنتُم(آدم;زوج)

این آیه دارای خطاب سطح3 نمی باشد.

این آیه دارای خطاب سطح4 نمی باشد.

کلمهمتکلم1مخاطب1متکلم2مخاطب2متکلم3مخاطب3متکلم4مخاطب4
قالَنَحنُ(خدا)طه
اهْبِطانَحنُ(خدا)طههُوَ(رَب)اَنتُما(آدم;زوج)
مِنْهانَحنُ(خدا)طههُوَ(رَب)اَنتُما(آدم;زوج)
جَمِيعاًنَحنُ(خدا)طههُوَ(رَب)اَنتُما(آدم;زوج)
بَعْضُكُمْنَحنُ(خدا)طههُوَ(رَب)اَنتُم(آدم;زوج)
لِبَعْضٍنَحنُ(خدا)طههُوَ(رَب)اَنتُم(آدم;زوج)
عَدُوٌّنَحنُ(خدا)طههُوَ(رَب)اَنتُم(آدم;زوج)
فَإِمَّانَحنُ(خدا)طههُوَ(رَب)اَنتُم(آدم;زوج)
يَأْتِيَنَّكُمْنَحنُ(خدا)طههُوَ(رَب)اَنتُم(آدم;زوج)
مِنِّينَحنُ(خدا)طههُوَ(رَب)اَنتُم(آدم;زوج)
هُديًنَحنُ(خدا)طههُوَ(رَب)اَنتُم(آدم;زوج)
فَمَنِنَحنُ(خدا)طههُوَ(رَب)اَنتُم(آدم;زوج)
اتَّبَعَنَحنُ(خدا)طههُوَ(رَب)اَنتُم(آدم;زوج)
هُدايَنَحنُ(خدا)طههُوَ(رَب)اَنتُم(آدم;زوج)
فَلانَحنُ(خدا)طههُوَ(رَب)اَنتُم(آدم;زوج)
فَلانَحنُ(خدا)طههُوَ(رَب)اَنتُم(آدم;زوج)
يَضِلُّنَحنُ(خدا)طههُوَ(رَب)اَنتُم(آدم;زوج)
وَنَحنُ(خدا)طههُوَ(رَب)اَنتُم(آدم;زوج)
لانَحنُ(خدا)طههُوَ(رَب)اَنتُم(آدم;زوج)
يَشْقيٰنَحنُ(خدا)طههُوَ(رَب)اَنتُم(آدم;زوج)

موضوعات در آیه

جهت نمایش موضوعات ذیل این آیه، کلیک کنید

مطالب مرتبط
نمونه کد
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است